زكات يكي از عوامل مهم عدالت اجتماعي و مبارزه با فقر و محروميت, پركردن فاصلههاي طبقاتي و تقويت بنيه مالي حكومت اسلامي و پاكسازي روح و جان از حب دنيا ومالپرستي, و خلاصه وسيلهي بسيار مؤثري براي قرب الهي است ادامه مطلب
دولت اسلامي در «تأمين اجتماعي» مسئوليت مستقيم دارد و در اين مسئوليت، تنها تأمين نيازهاي حياتي افراد به عهدة دولت نيست، بلكه تأمين حد «كفايت» از زندگي (حدي كه بهطور متعارف افراد جامعة اسلامي در آن زندگي ميكنند) بر دوش حاكم است،ادا مه مطلب
يكي ديگر از وظايف مهم دولت، برقراري عدالت همه جانبه، از جمله عدالت اقتصادي است كه در بعضي آيات، هدف ارسال انبياء قلمداد شده است. ادامه مطلب
حاكم اسلامي موظف است، سياست عدم تداول ثروت در دست ثروتمندان را تعقيب كند. از مسلمانان زكات بگيرد و به مصارف آن كه در رأس آنها رفع فقر است برساند. ادامه مطلب
از مصرفگرايي بايد دوري جست و نظري هم به فقيران و تهيدستان جامعه داشت، همانهاي كه در حداقل مخارجشان گير ماندهاند، كه مسلماً حق و حقوقي از آنان سلب شده به گرسنگي و فقر دچار شدهاند، ارتباط مصرفگرايي يا گرسنگي و فقر در كلام ائمه(ع) آشكار ميباشد، ادامه مطلب
علي(ع) مردي بود كه بيش از هركسي وارد اجتماع ميشد، فعاليتهاي اجتماعي و توليد ثروت ميكرد، ولي ثروت در كفاش قرار نميگرفت، ثروت را اند.خته و ذخيره نميكرد، كدام كار توليدي مشروع است كه در آن زمان وجود داشته و علي(ع) انجام نداده است؟ اگر تجارت است او عمل كرده، اگر زراعت، اگر باغداري و درختكاري است او انجام داده، اگر حفر قنوات است او انجام داده است.
كار و توليد فعاليتهاي توليدي، عنصر اساسي در طلب روزي است، اهميت و تشويق به كار را ميتوان از آيات متعدد استفاده كرد. ادامه مطلب
تحریف، نوعی تغییر و تبدیل است و بر دو قسم تقسیم میگردد، 1- لفظی که لفظ را تغییر میدهند. 2- معنوی که به لفظ کار ندارند و معنا و مقصود گوینده را طوری تغییر میدهند که مراد نباشد و یا ضد مقصود گوینده باشد. ادامه مطلب
شايد بتوان ادعا كرد كه فقيرترين كشور در قارهي پهناور آسيا، افغانستان باشد و در ميان اقوام ساكن در اين كشور، هزارهها كه از نظر نژادي و مذهبي؛ متفاوت از ديگران بوده نژاد زرد و مذهب شيعه دارند، محرومترين قوميت اين مرزوبوم را تشكيل ميدهند. ادامه مطلب
فلسفه عزاداری بر امام حسین (ع) در بیان
شهید مطهری رحمه
الله علیه
عزاداري مردم افغانستان براي امام حسين (ع)
( در دوران غزنويان و تيموريان )
1 . زمخشری (از علمای بزرگ اهل سنت)، صاحب تفسیر معروف «کشاف » ، در کتاب «ربیع الابرار» نقل می کند:
«فاطمه علیها السلام با فرزندانش حسن و حسین علیهما السلام خدمت رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم رسیده و عرض کرد: یا رسول الله! هدیه ای به این ها بده . حضرت فرمود: پدرت فدایت، من مالی ندارم تا هدیه کنم . سپس حسن علیه السلام را بغل کرده، بوسید و روی پای راست خود قرار داد و فرمود: به این فرزندم، اخلاق و هیبت خود را هدیه می کنم و حسین علیه السلام را نیز بغل کرد و بوسید و بر روی پای چپ خود نهاد و فرمود: شجاعت و جود خود را بدو بخشیدم .»
د هجرت په څلورم کال د امام حسين عليه السلام د زوکړې له وخت څخه د خداي رسول (ص) تر وفاته پورې چې دا ټوله موده شپږ کاله او څو مياستې کيږي خلق د هغې مينې او محبت له امله چې پيغمبر(ص) له هغۀ سره لرله د هغه په لويې مقام او لوړاوي پوه شول. ادامه مطلب
دفاع از حق و حقيقت یک وظیفه است -
defence of truth is a duty
د بخښونکي او مهربان خداي په نامه
پښتو زده کړئ
لومړۍ برخه
د فارسي ژبو لپاره
ليکوال: محمدرحيم دراني
لومړۍ لوست
Equality or identicalness
·
Religion and science
·
Equality or identicalness of men and women
·
Misconciptions about Islam
·
Islam and modern technology
·
لغات ESP جلسه 2
كشتار شيعيان در پاكستان يا
هر جاي ديگر تا كي و تا چند؟
![]()

سلام بر حسين و بر اولاد حسين و اصحاب حسين وياران باوفاي حسين


نميدانم چگونه امت پيامبر حرأت كردند كه فرزند دلبند پيامبر را به فجيع ترين وضع به شهادت برسانند،چگونه توانستند كودك شش ماهه (علي اصغر) را بكشند و چطور شد كه اهل بيت امام حسين ع كه همه آل نبي ص و علي ع بود را به اسارت ببرند و منزل به منزل روي شتران عريان در حالي كه سرهاي بريده عزيزان شان بر سر نيزه ها بود، به شام و دار الحكومه يزيد (لعنت الله عليه و علي ابيه) ببرند.
اصولا چرا با علي ابن ابي طالب جنگيدند؟ مگر جايگاه علي را نميدانستند و مگر سفارشهاي پيامبر در مورد علي را نشينيده بودند؟ چرا 70 سال بر منبرها به علي لعن كردند؟
پاسخ روشن است، نه معاويه و نه فرزندش يزيد، هيچكدام به پيامبر و دين او ايمان نداشتند و آنان جنگ هاي پيامبر با ابوسفيان و مشركان قريش را فراموش نكرده بودند؛ جنگ هاي كه در آن تعداد زيادي از افراد خانواده ابوسفيان و از جمله جد مادري معاويه (عتبه) و دايي او (وليد) و برادرش حنظله در بدر به دست علي ع كشته شده بود را فراموش نكرده بودند!
در عصر حاضر وهابيت عرب كه از بقاياي يزيد و معاويه اند، همان مسير را ادامه داده و سر، دست و پاي دوست داران اهلبيت نبي را ميبرند، پيروان علي ع را رافضي و مشرك ميخوانند، و بي شرمانه معاويه را امير المؤمنين! ميخوانند و از يزيد نفي تقصير ميكنند!!!
اما وهابيت غير عرب كه نه از نسل يزيد اند و نه هم اموي يا عباسي! نيز جنايت ميكنند! براي اين كه پول ميگيرند! دالرهاي عربستان در سراسر عالم در گردش است تا جيره خواران و مزدوران بي اراده و نا فهم را به جان بقيه مسلمين بياندازند و در نتيجه مسلمانان را ضعيف و امريكا و اسراييل را تقويت كنند.
يزيديان غافل اند از اين كه نور حسين(ع) هرگز خاموش نخواهد شد
فرا رسیدن دهه محرم و سالروز شهادت امام حسین ع و یارانش را به امت اسلامی تسلیت عرض می نماییم
شخصیت امام و جایگاه والای وی بر هیچ مسلمانی پوشیده نیست، هر مسلمانی (شیعه یا سنی) حسین ع را دوست دارد و از دشمنان وی بیزاری می جوید، در کشور عزیز ما افغانستان شیعه و سنی خود را دوست دار امام حسین ع دانسته و در عاشورا عزا داری می کنند و در مقابل از یزید و اعمال زشت و غیر انسانی اش بیزاری میجویند. ما هم به نوبه خود خواستیم یادی کرده و عرض ارادتی به پیشگاه مقدسش.
سيماى حسين (ع) در قرآن
در قرآن مجيد، آيات فراوانى تصريحاً و يا تلويحاً و تأويلاً مربوط به خاندان عترت رسول خدا (ص) است كه به ذكر بعضى از آن آيات اكتفا مىكنيم
1 - آيه مودّت «قل لا اسألكم عليه اجرا الاّ المودّة في القربى»[1]
ابن عباس مىگويد: هنگامى كه اين آيه نازل گرديد، به رسول خدا (ص) گفتند: اى رسول خدا! نزديكان تو چه كسانى هستند كه محبت آنان براى ما واجب شمرده شده است؟!
پيامبر (ص) فرمود: على و فاطمه و دو فرزند آنان صلوات اللَّه عليهم اجمعين. [2]
2- آيه تطهير «انّما يريد اللَّه ليذهب عنكم الرّجس اهل البيت و يطهّركم تطهيرا»[3]
حضرت عايشه رض نقل كرده است: پيامبر (ص) روزى به هنگام بامداد در حالى كه بُردى يمانى در بر داشت بيرون آمد، در همين اثنا حسن و حسين و فاطمه و علىعليهم السلام به ترتيب و به فاصله كوتاهى از هم بر پيغمبر وارد شدند و پيامبر اكرم (ص) نيز به ترتيب آنها را با بُردى كه به تن داشت، پوشانيد و فرمود «انّما يريد اللَّه ليذهب عنكم الرّجس اهل البيت و يطهّركم تطهيرا».[4]
و در روايت ديگرى آمده است كه: پدر و پسرى بر عايشه وارد شدند و از علىّ بن ابىطالب(ع) پرس و جو كردند، عايشه در جواب گفت: از مردى سؤال مىكنيد كه محبوبترين اشخاص نزد رسول خدا (ص) است و دخترش فاطمه، همسر اوست، من به چشم خود ديدم كه رسول خدا (ص)، على و فاطمه و حسن و حسينعليهم السلام را فراخواند و پارچهاى را به روى آنها كشيد و فرمود: «خداوندا! اينها اهل بيت منند، از آنان پليدى را دور كن و پاكيزهشان نگاه دار»[5] ، و من به آنها نزديك شده گفتم: اى رسول خدا! من هم از اهل بيت تو هستم؟ پيامبر فرمود: برخيز و دور شو![6]
3- آيه مباهله «فمن حاجّك فيه من بعد ما جاءك من العلم فقل تعالوا ندع ابناءنا و ابناءكم و نساءنا و نساءكم و انفسنا و انفسكم ثمّ نبتهل فنجعل لعنة اللَّه على الكاذبين»[7]
از جمله آياتى كه بر فضيلت و موقعيّت حضرت سيدالشهداء (ع) به اتّفاق مسلمين دلالت دارد، آيه مباهله است. در تفاسير اهل سنّت و در كتب محدّثان و مورّخان آمده است كه شركت كنندگان به همراه رسول خدا (ص) در مباهله با نصاراى نجران، على و فاطمه و حسن و حسينعليهم السلام بودند[8] ، و اين خود دليل روشنى است كه آنان گرامىترين افراد نزد خدا و پيامبر او بودهاند.
آيه مباهله نمايانگر جلالت مقام و تقرّب خاصّ آنها به خداوند است و اين فضيلت براى جلالت شأن حسين بن على (ع) كافى است.
- [1] سوره شورى: 23.
[2] - عمده ابن بطريق 50.
[3] - سوره احزاب: 33.
[4] - صحيح مسلم 7/130.
[5] - اللّهمّ هؤلاء اهل بيتي فاذهب عنهم الرّجس و طهّرهم تطهيرا.
[6] - مختصر تفسير ابن كثير 3/94.
[7] - سوره آل عمران: 61.
[8] - تفسير فخررازى 8/80؛ مختصر تفسير ابن كثير 1/289؛ طبقات ابن سعد، ترجمه امام حسين 29؛ و در تفسير مجمع البيان 2/452 آمده است: مفسران اجماع كردهاند كه مراد از «ابناءنا» حسن و حسين عليهما السلام هستند.
وصيتنامه امام حسين (ع(
بِسْمِ اللّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ،
هذا ما اَوْصى بِهِ الْحُسَينُ بْنُ عَلِي اِلى اَخيِهِ
مُحَمّدِ
بْنِ الْحَنَفِيَّةِ اَنَّ الْحُسَيْنَ يَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلا اللّه
وَحَدهُ لا شَرِيْكَ لَهُ وَاَنَّ مُحَمَّدا
عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ جاءَ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِهِ
وَاَنَّ الْجَنَّةَ حَقُّ وَالنّارَ حَقٌ وَالسَّاعَةَ آتِيَةٌ لارَيْبَ فيها وَاَنَّاللّه يَبْعَثُ مَنْ فِى
الْقُبُورِ
وَاَنَّى لَمْ اَخْرُجْ اَشِرا وَلا
بَطِراً وَلا مُفْسِداً وَلا ظالِماً وَانَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ اْلا صْلاحِ فِى اُمَّةِ جَدِّى صلى اللّه عليه و آله ارِيدُ اَنْ آمُرَ
بِالْمَعْرُوفِ وَاَنْهى عَنِ
الْمُنْكَرِ
وَاَسيرَ بِسِيرَةِ جَدِّى وَاَبى على بْنِ اَبِى طالِبٍ فَمَنْ
قَبِلَنى بِقَبُولِ الْحَقِّ فَاللّه اَوْلى بِالْحقِّ وَمَنْ رَدَّ عَلَىّ هذا اَصْبِرُ حَتّى يَقْضِيَاللّهُ بَيْنِى وَبَيْنَ الْقَومِ وَهُوَ
خَيْرُالْحاكِمِينَ وَهذِهِ وَصِيَّتِى
اِلَيْكَ يااَخِى وَما تَوْفِيقى اِلاّ
بِاللّه عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَاَليْهِ اُنِيبُ[1]
ترجمه و توضيح لغات: اءَشِر (از اءَشَرَ، يَاءْشِرُ طغيان و سركشى و خودخواهى . بَطِر: سرپيچى و تكبر در مقابل حق.
ترجمه و توضيح :
امام عليه السلام هنگام حركت از مدينه به سوى مكه اين
وصيتنامه را نوشت و با مهر خويش ممهور ساخته به برادرش محمد
حنفيه تحويل داد: ((بِسْمِ اللّه الرَّحْمنِ
الرَّحِيمِ،)) اين وصيت حسين بن على است به برادرش محمد حنفيه
؛ حسين گواهى مى دهد به توحيد و يگانگى خداوند و گواهى مى دهد كه براى خدا شريكى نيست
و شهادت مى دهد كه محمد صلّى اللّه عليه و آله بنده و فرستاده اوست و آيين حق
(اسلام ) را از سوى خدا (براى جهانيان ) آورده است و شهادت مى دهد كه بهشت و دوزخ حق
است و روز جزاء بدون شك به وقوع خواهد پيوست و خداوند همه انسانها را در چنين روزى
زنده خواهد نمود. امام در وصيتنامه اش پس از
بيان عقيده خويش درباره توحيد و نبوت و معاد، هدف خود را از اين سفر اين چنين بيان
نمود: «و من نه از روى خودخواهى و يا براى خوشگذرانى و نه براى فساد و ستمگرى
از مدينه خارج مى گردم بلكه هدف من از اين سفر امر به معروف و نهى
از منكر و خواسته ام از اين حركت ، اصلاح مفاسد امت و احيا
و زنده كردن سنت و قانون جدم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و راه و رسم پدرم على
بن ابى طالب عليه السلام است . پس هركس اين حقيقت را از من بپذيرد (و از من پيروى
كند) راه خدا را پذيرفته است و هركس رد كند (و از من پيروى نكند) من با صبر و استقامت
(راه خود را) در پيش خواهم گرفت تا خداوند در ميان من و اين افراد حكم كند كه
او بهترين حاكم است . و برادر! اين است وصيت من بر تو و توفيق از طرف خداست ، بر او
توكل مى كنم و برگشتم به سوى اوست».
انگيزه هاى قيام حسين (ع)
امام
عليه السلام در سخنان خود در پاسخ وليد و مروان اولين انگيزه قيام و
مبارزه و علت مخالفت خود با يزيد بن معاويه را بيان نمود و اينك به هنگام حركت از مدينه
در وصيتنامه خويش به انگيزه ديگر و يا به علة العلل قيام خود كه امر به معروف و
نهى از منكر و مبارزه با مفاسد وسيع و نابسامانيهاى ضد اسلامى و ضد انسانى حكومت يزيدى
مى باشد، اشاره مى كند و مى فرمايد:
«اگر آنان از من
تقاضاى بيعت هم نكنند من باز هم آرام و ساكت نخواهم
نشست ؛ زيرا اختلاف من با دستگاه خلافت تنها بر سر بيعت با يزيد نيست كه با سكوت
آنان در موضوع بيعت ، من نيز سكوت اختيار كنم بلكه وجود يزيد و خاندان وى موجب پيدايش
ظلم و ستم و سبب شيوع فساد و تغيير در احكام اسلام گرديده و اين وظيفه من است
كه در راه اصلاح اين مفاسد و امر به معروف و نهى از منكر و احياى قانون جدم رسول
خدا صلّى اللّه عليه و آله و زنده كردن راه و رسم پدرم على عليه السلام و بسط عدل
و داد بپا خيزم و ريشه اين نابسامانيها را كه خاندان بنى اميه است قلع و قمع نمايم
. و همه جهانيان بدانند كه حسين جاه طلب نبود، طالب مقام و ثروت نبود، شرور، مفسد
و اخلالگر نبود و اين حالت از روز اول تا ساعت آخر و تالحظه آخر در روح حسين عليه
السلام متجلى ومتبلوربود».
در اينجا اين سؤ ال مطرح است كه آياانجام دادن
وظيفه امربه معروف و نهى ازمنكر مشروط به نبودن ضرر جانى و مالى
نيست ؟ در صورتى كه امام عليه السلام اين شرط را ناديده گرفته
و از اين مرحله قدم فراتر نهاده و تا نقطه بذل جان و ايثار خون خود و يارانش ، قبول اسارت اهل بيت و دخترانش پيش رفته است.