زکات عامل مهم فقر زدایی، وظیفه ثروتمندان جامعه
تعريف زكات: زكات به معناي وسيع كلمه و بر اساس حديث معروف «لكل شئئ زكات» براي هرچيزي زكاتي هست. تمام اعمال نيك را شامل مي شود[1]
زكات ازنظر لغوي, اعم از زكات مصطلح در عرف متشرعه ميباشد. زكات, انفاق و بذل مال لوجه الله است.[2] به عبارت ديگر, مطلق صدقه (بخشش مال براي رضاي خدا) را زكات مينامند.[3] همچنين از آن به حق مالي يا مطلق انفاق در راه خدا كه به وسيلهي آن مال رشد ميكند و مفاسد جامعه, اصلاح و نواقصش رفع ميشود, تعبير شدهاست.[4]
اهميت زكات: قرآن زكات را در در رديف اركان دين و در كنار ايمان و تقوا قرار داده, ازآن بهصورت شرط ايمان, نام بردهاست. حدود بيست وهفت مورد آن را قرين نماز وبه عنوان سمبل واجبات مالي بهكار بردهاست. پرداخت آن را از ويژگيهاي پيامبران بزرگ الهي، مؤمنان, پرهيزكاران، نيكوكاران، درستكاران، نيكان و تعميركنندگان مساجد بر شمرده است . حضرت اسماعيل وقتي به اقامه نماز وپرداخت زكات امر ميكند, محبوب خداوند معرفي ميشود. بيش از چهارده مورد به دادن زكات امر شده و در دستوري مستقل, از پيامبر عظيمالشأن اسلام خواسته است، براي تطهير و تزكيه مؤمنان از آنان زكات بگيرد و سرانجام, پرداخت كنندگان زكات را نسبت به تجارت پرسود وبيزيان, اميدوار ساخته وعدم پرداخت آن را سرزنش كرده است.[5]
زكات يكي از عوامل مهم عدالت اجتماعي و مبارزه با فقر و محروميت, پركردن فاصلههاي طبقاتي و تقويت بنيه مالي حكومت اسلامي و پاكسازي روح و جان از حب دنيا ومالپرستي, و خلاصه وسيلهي بسيار مؤثري براي قرب الهي است.[6] در بسياري از روايات اسلامي تعبيراتي آمده است كه نشان ميدهد, ترك زكات در سرحد كفر است. و شبيه تعبيري است كه در آيه آمده است « الَّذِينَ لَا يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم بِالْآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ»[7] بهعنوان نمونه در حديثي از امام صادق(ع) ميخوانيم كه از جمله وصاياي پيامبر(ص) به علي(ع) اين بود: «كفر بالله العلي العظيم من هذه الا مة عشرة و عد منهم مانع الزكات, ثم قال يا علي من منع قيراطاً من زكاة ماله فليس بمؤمن و لامسلم و لا كرامة, يا علي تارك الزكاة يسئل الله الر جعة الي الدنيا, و ذالك قوله عزوجل حَتَّى إِذَا جَاء أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ...»[8] اي علي ده طائفه ازين امت به خداوند بزرگ كافر شدهاند و يكي ازين ده گروه را مانعالزكات شمرد,... سپس فرمود: اي علي هر كس قيراطي از مالش را نپر دازد نه مومن است ونه مسلمان وارزشي در پيشگاه خدا ندارد. اي علي تاركالزكات به هنگام مرگ تقاضاي بازگشت به اين دنيا [براي جبران گناه عظيم خود] ميكند اما پذيرفته نميشود. و اين همان است كه در قرآن به آن اشاره فرموده: زماني كه مرگ يكي ازآنها فرا ميرسد ميگويد پروردگارا! مرا باز گردانيد, اما پاسخ منفي ميشنود...,[9] به همين دليل در قرآن و روايات مسأاله زكات از اهميت خاص برخورداراست, تا آن جا كه در رديف مهمترين عبادات قرار گرفته و در بسياري از موارد همراه با نماز ذكر شده و حتي شرط قبول نماز شمرده شده است. (منظور از زكات اعم از زكات مصطلح فقهي است).
زكات عامل مهم فقر زدائي: جالب توجه اينكه از روايات استفاده ميشود كه حدود و مقدار زكات آنچنان دقيق در اسلام تعيين شده, كه اگر همة مردم زكات اموال [حقوق واجب مالي] خويش را بهطور صحيح و كامل بپردازند, هيچ فقير و محروم در سرتاسر كشور اسلامي باقي نخواهد ماند. در حديثي از امام جعفر صادق(ع) ميخوانيم: «و لو ان الناس ادوا زكات اموالهم ما بقي مسلم فقيرا محتاجا... وان الناس ماافتقروا و لااحتاجوا و لاجاعوا ولاعروا الا بذنوب الاغنياُء»[10] اگر همه مردم زكات اموال خود را بپردازند مسلماني فقير و نياز مند, باقي نخواهد ماند و مردم فقير, گرسنه و محتاج نميشوند مگر به خاطر گناه ثروتمندان و نيز از روايات استفاده ميشود كه اداي زكات باعث حفظ اصل مالكيت و تحكيم پايههاي آن است به طوري كه اگر مردم اين اصل مهم اسلامي را فراموش كنند, شكاف و فاصله ميان گروهها آنچنان ميشود كه اموال اغنياء نيز به خطر خواهد افتاد.[11]
درآيات متعددي با جمله «آتوا الزكوة» يا «انفقوا» به پرداخت زكات امر شده است, درآية از زكات بهعنوان «فريضة من الله» (فريضه مهم الهي) ياد ميشود, در آيه معروفي كه فقيهان براي وجوب زكات, بيشتر به آن استناد ميكنند, به پيامبر اكرم(ص) دستور داده شده است, كه از اموالشان زكات بگير «خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِم بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاَتَكَ سَكَنٌ لَّهُمْ وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ»[12] ازاموال آنها صدقه [به عنوان زكات] بگير تا به وسيلهي آن, آنها را پاك گرداني و پرورش دهي [وبه هنگام گرفتن زكات] به آنها دعا كن, كه دعاي تو, مايه آرامش آنها است و خداوند شنوا و دانا است. منظور از «صدقه» زكات و جمله «خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً» امر به گرفتن زكات است.[13]
[1] - مكارم شيرازي و ديگران، نمونه، دارالكتب الاسلاميه، چ22، ج6، ص 394.
[2] - علامه طباطبايي، الميزان، قم، موسسه اسماعليان، چ4، ج6، ص11.
[3] - پيشين، ج 16، ص 180.
[4] - علامه طباطبايي، پيشين، ج 8، ص 288.
[5] - رجايي، پيشين، ص 187.
[6] - احمدعلي يوسفي و همكاران، نظام مالي اسبام،مجموعه مقالات، ص 377.
[7] - فصلت، 7.
[8] - وسايل، 9/ 34/ 4.
[9] - مكارم شيرازي و ديگران، پيشين، ج20، ص 220.
[10] - الفقيه، 2/ 7. وسايل، 9/ 12/ 1. عوالي اللآلي، 1/ 370.
[11] - مكارم شيرازي و ديگران، پيشين، ج8، ص 10- 11.
[12] - توبه، 103.
[13] - پيشين، ص 194.