اثر قطعى ايمان در آرامش روان

اثر قطعى ايمان در آرامش روان

تحقيق در تاريخ ترقى و پيشرفت بشر، ثابت مى كند كه پايه هاى تمدن و فرهنگ انسانى، همواره بر دوش كسانى بوده كه نيروى «ايمان»، تحمل بارهاى سنگين و گران رنج و سختى را بر ايشان آسان ساخته و آثارسوء مصايب و رنج ها را از همين رهگذر، در قلب نيرومند خود عقيم و بى اثر نموده اند.

The Definite Role of Faith in Spiritual Peace

A study of the history of human progress proves that the supports of man's civilization and culture have always rested on the shoulders of those for whom the power of faith had made it easy for them to bear the heavy burden of hardship and pain whose negative effects were neutralized by the faith present in their strong hearts.

دانشمندان روان شناس عموماً اعتراف دارند كه در درمان ناراحتى هاى روحى، و ايجاد اطمينان و آرامش درونى، نيروى «ايمان» فوق العاده شگرف و اعجاب انگيز و ثمربخش است.

Psychologists generally admit that the power of faith is amazingly effective in the cure of psychic diseases and creation of confidence and inner peace.

در مواردى كه دشوارى هاى طاقت فرسا شخصيت انسان را درهم مى كوبند و اراده و اميد را از وى مى گيرند، اتكاى به خداوند در روح شكست خورده او اثر عميق و غير قابل انكارى مى بخشد; ناكامى ها و گرفتارى ها و شكست ها هرگز نمى توانند در ضمير پاك مردان الهى طوفان به پا كنند و آن ها را دچار زبونى و يأس و خودباختگى سازند.

In cases where severe hardships shatter man's personality and divest him of his hope and will power, trust in God produces a profound and undeniable effect in a defeated soul. Failure, adversity, and defeat can never create a storm in the pure hearts of godly men and make them suffer despair and loss of self-assurance and self-respect.

«يونگ» روان كاو معاصر مى نويسد:«در مورد بيماران روحى كه از 35سال به بالا داشتند، حتى يك نفر يافت نمى شد كه مشكل روانى او در آخرين مرحله تحليل، به ايمان مذهبى مربوطنگردد; بهتر است بگوييم كه هر فرد از آنان به علت فقدان آن چه كه دين زنده به اشخاص مى دهد، بيمار شده اند و هيچ كس از آن ها كه نظر دينى و مذهبى خويش را بازنيافتند، واقعاً درمان نشده اند» .[1]

Jung, the well-known psychoanalyst, writes:Among all my patients in the second half of life that is to say, over thirty five - there has not been one whose problem in the last resort was not that of finding a religious outlook on life. It is safe to say that every four of them fell ill because he had lost that which the living religions of every age have given to their followers, and none of them has been really healed who did not regain his religious outlook.... Here then, the clergyman stands before a vast horizon.... It is indeed high time for the clergyman and the psychotherapist to join forces to meet this great spiritual task.[2]

ايمان به خداوند براى ايجاد اعتدال در خواهش هاى نفسانى ـ كه خود منشأ بسيارى از آشفتگى هاى روانى است ـ دريچه اطمينانى مى باشد. بر اثر ايمان به خدا، چهره زندگى كمال مى يابد; زيرا وقتى انسان معتقدگرديد كه با تمام شدن اين زندگى همه چيز پايان نمى پذيرد، در روانش آرامش خاصى پديد مى آيد و در سراسر زندگى به اعتدال گام برمى دارد.

The faith in God, like a relief valve, helps regulate psychic urges which are themselves the mainspring of man's spiritual afflictions. The faith in God gives a visage of perfect beauty to life, because when one has the conviction that everything does not come to an end with this life it creates an inner peace and makes him traverse the entire course of life with steadiness and moderation.

درنتيجه ايمان به خداوند و اجراى مقررات اخلاقى دين، حس افزون طلبى و ثروت اندوزى كه يكى از عوامل تشويش خاطر است، تعديل خواهدشد و انسان به اميد پاداش هاى بزرگ و بيم از كيفرهاى سخت، از گرايش نامعقول و بى حدوحساب به سوى ماديات و تجمل پرستى اجتناب مىورزد و درنتيجه يك تعادل مطلوب و آرام بخش، كه شايسته مقام انسانى است، در روانش به وجود مى آيد.

Acquisitiveness, greed and avarice, which are one of the factors responsible for anxiety, are moderated as a result of faith in God and observance of the moral precepts of religion. The hope of great rewards and the fear of severe punishments make man refrain from rapacity and avoid unreasonable and uncontrolled fondness for material things, glitter and ostentation. As a result, a desirable and serene equilibrium worthy of man's humanity is brought about within his soul.

همچنين عقيده به روز رستاخيز و حيات پس از مرگ، بارِ فشار جان كاه تصور نيستى و فناى مطلق را از دوش آدمى برمى دارد; چه او معتقد است كه با فرارسيدن مرگ دروازه جهان ديگرى به رويش گشوده مى شود و به زندگى ابدى و نعمت هاى جاويدانى دست مى يابد كه هرگز با خوشى هاى اين جهان قابل قياس نيست و از اين راه عامل ديگر اضطراب خاطر كه همان فناى محض است، از ميان مى رود.

Similarly, faith in resurrection and afterlife removes the intolerable strain induced by the idea of absolute annihilation and extinction from the human spirit, for the person with such a faith is convinced that at the threshold of death the door to another world will open in front of him and he will enter an eternal life and its everlasting bounties that cannot be compared with the joys of this world. This faith results in eliminating another agent of mental anxiety which is the anguish of absolute nonexistence.

ايمان، نه تنها ناراحتى و تشويش را از قلب آدمى مى زدايد، بلكه مى تواند از هجوم هيجان و اضطراب به دل، نيز جلوگيرى كند. قرآن از نقش پيش گيرى ايمان چنين ياد مى كند:«وَلاتَهِنُوا وَلاتَحْزَنُوا وَاَنْتُمُ الاَعْلَوْنَ اِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ [3] ;اگر ايمان داشته باشيد، نبايد ترس و اندوه به خود راه دهيد; زيرا شما با همين سرمايه ايمان بر ديگران برترى داريد».

Faith not only removes anguish and anxiety from the human heart, it can protect it from being overwhelmed by agitation and agony. The Qur'an describes the preventive role of faith in these words:If you have faith, do not yield to fear and sorrow, for you have an u p per hand over the others on account of this asset of faith.[4]

در اين آيه خاطرنشان شده است كه ايمان در برابر عواملِ ناراحتى روانى، زره محكمى براى روح مى سازد و مصونيت خاصى در انسان به وجود مى آورد. اگر شخص از داشتن يك ايمان كامل بى بهره باشد و عوامل ناراحتى در كانون جانش مسكن گزيند، باز هم همان ايمان است كه با اتكاى به آن مى توان خاطر را از بار غم آزادساخت و نقش رنج ها را از لوح دل زدود. قرآن مى فرمايد:«اَلا بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ[5] ;با اتكاى به خداوند، دل هاى پريشان، مطمئن و آرام خواهدشد.»

This verse drives home the point that faith is a firm shield for the soul in its encounter with the agents of anxiety, producing a certain immunity in the human being. If one should lack a complete faith, and should the agents of anxiety penetrate to the core of his soul, it is again faith by relying on which he can free his mind from the burden of agony and purge the effects of suffering from the tablet of his heart. The Qur'an says:...In God's remembrance and reliance upon Him are at rest the hearts of those who have faith and do righteous deeds.[6]

«هُوَ الَّذى اَنْزَلَ السَّكينَةَ فى قُلُوبِ الْمُؤْمِنينَ[7] ;خداست كه به دل هاى مؤمنان سكون و آرامش مى بخشد.»

It is He Who sent down tranquility into the hearts of the faithful... (48:4)

قرآن ثبات و آرامش را از آن كسانى مى داند كه قلبى سرشار از ايمان داشته باشند.«اَلَّذينَ امَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا ايمانَهُمْ بِظُلْم اوُلئِكَ لَهُمُ الاَمْنُ [8] ;امنيت خاطر و آسايش دل اختصاص به كسانى دارد كه برخوردار از ايمانند و پرده اى از ستم و بيداد بر آن نكشيده اند.»«اَلا اِنَّ اَوْلِياءَ اللّهِ لاخَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاهُمْ يَحْزَنُونَ[9] ;آگاه باش! ترس و اندوهى براى دوستان خدا نيست.»

The Qur'an considers steadiness and security to be the characteristics of those whose hearts are full of faith:Mental peace and security are qualities of those who have faith and who have not drawn a veil of wrongdoing over their faith.(6:82)

Lo, fear and sorrow do not affect the friend of God. (10:62)

 



[1]- جهان ماديات ، ص 41 .

[2]- . C. G. Jung, Modern Man in Search of a Soul (London: Routledge & Kegan Paul, 1966), trans. by W. S. Dell and Cary F. Baynes, p.264.

[3]- آل عمران ( 3 ) آيه 139 .

 

[4]- (3:139)

 

[5]-رعد ( 13 ) آيه 28 .

[6]-(13:28)

[7]- فتح ( 48 ) آيه 4 .

[8]- انعام ( 6 ) آيه 82 .

[9]- يونس ( 10 ) آيه 62 .

 

زيان هاى افكار بد / The Harms of Evil Thoughts

زيان هاى افكار بد

چنان كه افكار مثبت و عالى آدمى را به سوى اعمال ثمربخش سوق مى دهد، افكار پليد نيز شخص را به آلودگى و ناپاكى مى كشاند؛ چه، انسان موجودى است فكور، فكر مى كند و سپس افكار خويش را به مرحله اجرا درمى آورد.

The Harms of Evil Thoughts

In the same way as positive and sublime thoughts lead man to perform fruitful actions, so also filthy thoughts drive man towards impurity and defilement. For man is a thinking creature؛ he first thinks and then translates his thoughts into action.

وقتى فكرِ ناروا، مانند علف هرزه جاى خود را در اعماق درون شخص بازكرد، افكار مثبت و خوب را كه به مثابه گل هاى زيباست، به تدريج از ميان مى برد و جاى آن ها را اشغال مى نمايد، و او تحت تاثير همين پندارهاى شيطانى،براى انجام كارهاى ناپسند كه دل را سياه و زندگى را تباه مى كنندanualReceiverId190{(191)}leavePerHourManualReceiverTitle190{(رئیس اداره امور اداری (جناب آقای محمد حسین مجاهدی ))}perHourFlowManual190{(false)}; AS"ltr">When improper thoughts make way into the depths of man's being and spread like weeds, positive and good thoughts, which are like beautiful plants, are gradually eliminated and their place is taken by evil thoughts. As a result of these satanic thoughts one is prepared to commit ugly acts that blacken the heart and destroy one's life.

هر چيزى به تدريج رشد مى كند و بزرگ مى شود و ثمر تلخ يا شيرينى به بار مى آورد؛ انديشه بد نيز بذرى است كه جز بدكارى ثمرى نخواهدداد و آدمى بدون اراده از افكارى پيروى مى كند كه به مرور ايام در زواياى روحش ريشه دوانيده و به صورت درخت تنومند و پرقدرتى درآمده است.

Every tree develops and grows gradually and yields its sweet or bitter fruits. An evil thought' too, is like a seed that will not yield any fruit except and evil deed. Man involuntarily entertains and pursues evil thoughts and with the passage of time they gradually run their roots in all corners of his soul and grow into a big and strong tree.

براى سعادتمندشدن، روحى آرام و دلى پاك لازم است، و اگر دريچه روح به روى افكار زشت بسته شود، در عرصه روح، جا براى جولان انديشه هاى نيك باز مى شود.

The attainment of happiness and felicity, however, requires a soul at peace and a heart that is pure. If the soul's window is closed on ugly thoughts, room is created in it for the growth of good thoughts.

از بزرگى پرسيدند: سعادت را در كجا مى توان يافت؟ گفت: «در جمال فكر انسانى». بنابراين، بايد انسان آب را از سرچشمه ببندد و افكار ناروا را به دل راه ندهد و به علاوه خود را به فكركردن درباره امور ارزشمند و ثمردهنده عادت دهد.

Some great man was asked, "Where can happiness be found?" He replied, "In the beauty of human thought." Hence one must block the stream at its source and stop improper thoughts from entering one's mind. Further, one must accustom oneself to thinking about fruitful and worthy matters.

على(ع) فرمود: «عَوِّدْ نَفْسَكَ الاِسْتِهتارَ بِالفكرِ وَالاِستغفارَ، فَاِنَّهُ يَمْحُو عَنْكَ الْحَوَبةَ وَيعظُمُ المثوبة [1] ؛ خويشتن را به دلباختگى و عشق به تفكر و انديشه و همچنين استغفار عادت ده؛ زيرا كه اين روش، آلودگى ها را از تو مى زدايد و پاداش را بسيار مى سازد.»

«عَوِّدْ نَفْسَكَ حُسْنَ النّيةِ وَجَميلَ الْقَصدِ تُدرِكْ فى مساعيكَ النَّجاح.[2] خود را به نيت پاك و منزه و توجه نيكو عادت ده، تا در تلاش و كوشش هايت موفق و پيروز گردى».

Ali, may peace be upon him, said:

Nurture in yourselves a love of contemplation and accustom yourselves to seeking forgiveness, for that cleanses you of sins and impurities and increases your reward.

Habituate yourself to purity of intention and sincerity of purpose, so that you may succeed in your efforts and endeavors.

منبع: كتاب رسالت در زندگی انسان، تألیف سید مجتبی موسوی لاری



[1] - غرر الحكم ، ص 492 .

[2] - غرر الحكم ، ص 492 .

 

مدیریت ذهن؛ تفکر مثبت

مدیریت ذهن، تفکر مثبت و تفسیر مثبت از سخنان دیگران

«از سلسله درس‌های روانشناسی ارتباطات، استاد کوثری»

مثبت انديشي و مثبت نگري

  اي برادر تو همه انديشه­اي * ما بقي خود استخوان و ريشه­اي.

تحقيقات نشان داده است افرادي که داراي سبک تفکر مثبت هستند در برگذاري ارتباط مؤثر، موفق عمل مي کنند. اسلام مکتب مثبت گرايي و مثبت انديشي و خوش بيني است. از نشانه­هاي کمال ايمان آن است که به هرکي رسيدي بگويي: ... هو خير مني و اتقي ... فرمود: ضع فعل (امر) اخيک علي احسنه.

انديشه مثبت حاصل ذهن مثبت است. ذهن ما دوکارکرد اصلي دارد: 1. دریافت اطلاعات. 2. پردازش صحيح اطلاعات.

لذا مدیریت ذهن ما در رأس مدیریت هاست؛ همه ما محتاج مديرت ذهن هستيم و الا ممکن است ذهن ما دچار خود دروغ گويي گردد. اين مطلب بسيار مهمي است که آيا ذهن من به من دروغ مي­گويد يا راست؟

مديريت ذهن يعني مراقبت دو فرايند "دریافت" و "پردازش اطلاعات"

مثبت نگري در برداشت و فهم کلام دیگران:

 در ارتباط ميان فردي، مفاهيم مختلفي از سوي شنونده ، آفريده يا دگرگون مي شوند. چرا که نمادهايي همچون کلمات، به خودي خود، بار معنايي لازم را نمي رسانند، بلکه نيازمند تفسيرند و در فرايند تفسيري، عواملي همچون بافت و شرايط سخن، و نگرشها و فضاي ذهني گوينده، نقش دارد، بنابراين دو طرف ارتباط، همواره يکديگر را تفسير مي کنند و مي توانند نگرشهاي مثبت يا منفي و گاه حتي بر خلاف هم، در خود ايجاد کنند. از اين روست که در آموزه هاي ديني، با تأکيد بر مثبت نگري، خواسته شده است تا هنگام برقراري ارتباط با برادران ديني خود، همواره بهترين تفسير از سخنان آنان، برداشت شود؛ امير مؤمنان(ع) در اين باره مي فرمايند: « ضع أمر أخيک علي أحسنه . . . و لا تظنّنّ بکلمه خرجت من أخيک سوء و أنت تجدلها في الخير محملا»[1]؛ کار برادر ديني أت را بر زيباترين شکل بنا گذار  . . . و هرگز نسبت به سخن برادرت گمان بد مبر، در حالي که مي تواني توجيه نيکي براي آن بيابي».

نيز قرآن کريم، با انتقاد از منفي نگري و نهي از آن، سيره پيامبران الهي را به تصوير مي کشد که با مثبت نگري، نقاط قوت مردم خود را يادآور مي شدند و از اين شيوه، براي نفوذ در آنان و برقراري ارتباطي مؤثر سود مي جستند.

منفي نگري گاه به بيماري رواني تبديل مي گردد که آدمي نسبت به هرگفتار و هرگوينده اي، فقط نقاط منفي را مي نگرد و حتي عناصر مثبت را نيز منفي تفسير مي کند. يکي از خاستگاه هاي مهم اين حالت، ضعف ايمان و توکل به خدا و ترس و وحشت از همه چيز است؛ حالتي که از ديد قرآن کريم ويژگي منافقان است.

 



[1] - کلینی، محمد بن یعقوب ، الکافی 2 ، 362، باب التهمه و سوء الظن . . . ص 61.

 

چرا در جامعه برخی رفتار کجروانه انجام می دهند؟

چرا در جامعه برخی رفتار کجروانه انجام می دهند؟

برگرفته از سلسله درس های جامعه شناسی انحرافات، استاد فاضل حسامی

1.نظريه انتقال فرهنگي

از جمله نظريات مکتب شيکاگو در باب کجروي است. محله‌هاي فقير نشين، زمينه مناسب‌تري براي کجروي دارد. در اين محله‌ها، فرزندان خانواده‌هاي فقير عضو گروه‌هاي کوچک منحرف و تبهکار مي‌شوند و در آن‌ها جامعه‌پذير مي‌شوند. رفته رفته، نظام کنترل اجتماعي غير رسمي (خانواده) بر اين فرزندان، تضعيف مي‌شود. انحراف در گروه‌هاي کوچک جوانان، عادي تلقي شده و به يک سنت اجتماعي تبديل مي‌شود.

2. نظريه بي هنجاري

دورکيم معتقد است که جوامع سنتي در حال گذار به جوامع صنعتي هستند. در اين دگرگوني‌ها، هنجارهاي مبتني بر وجدان جمعي، سست مي‌شود و قدرت کنترل خود را بر کنش‌هاي اعضاء از دست مي‌دهد. هنجارهاي جديد نيز جايگزين آن‌ها نشده است. در چنين شرايطي است که خواسته‌ها و آرزوهاي بي حد و حصر آدمي، پديدار مي‌شود و محدوديت‌ها را ناديده مي‌گيرد و بر فرد فشار مي‌آورد تا براي رسيدن به آن خواسته‌ها از موانع عبور کند.

بنابراين کجروي حاصل سست شدن هنجارهاست.

3. نظريه بي سازماني اجتماعي

مرتن معتقد است انحراف ناشي از ناسازگاري بين اهداف و وسايل نيل به آن اهداف است که هر دو ساخته جامعه است. مثلاً جامعه خود ثروت اندوزي را تشويق مي‌کند در حاليکه راه‌هاي دسترسي بدان را محدود مي‌کند. در چنين وضعيتي حالت‌هاي پنج‌گانه جلوه‌گر مي‌شود:

  1. همنوائيconformity: پذيرش اهداف فرهنگي و وسايل نهادينه شده.
  2. نوآوري innovation: پذيرش اهداف فرهنگي و انکار وسايل موجود و به جاي آن‌ نوآوري در وسايل.(دزدي، رشوه و ...)
  3.  مناسک‌گرائي ritualism: پذيرش وسايل و انکار اهداف. مثل پاي‌بندي به مقررات خشک بدون توجه به اهداف مورد نظر در قوانين.
  4. انزوا طلبي retreatism: عدم پذيرش اهداف و وسايل نهادينه شده و عدم جايگزيني اهداف و ابزارهاي جديد. مثل روي آوردن به مواد مخدر و دوري کردن از جامعه.
  5. شورش rebellion: جايگزين کردن اهداف و وسايل مورد قبول خود به جاي اهداف و وسايل مرسوم و متداول در عين حال به گونه‌اي عمل مي‌کند که باعث حذف فيزيکي او نشود مثل اعضاء گروه‌ها و احزاب سياسي تند و راديکال.

4. نظريه‌ خرده نظام‌هاي اجتماعي

پارسنز معتقد به چهار خرده نظام ”فرهنگ“، ”اجتماع“، ”شخصيت“ و ”اقتصاد“ است که تعادل جامعه بستگي به تعادل پوياي اين خرده‌نظام‌ها با يکديگر دارد. در صورتي که خرده‌نظام‌هاي چهارگانه نتوانند، در عين پويايي همبستگي و تعادل خود را حفظ کنند، سازماندهي آن‌ها از بين مي‌رود و کجروي‌ها نمودار مي‌گردد زيرا کجروي محصول نوعي همبستگي ناقص در ميان اعضاي جامعه است.

نظريه‌ واکنش معکوس

نظريه آلبرت کوهن: مطالعه و مشاهده نوجوانان بزهکار.

 کجروي اعتراضي است که ناشي از نوميدي و حرمان طبقات محروم اجتماعي است که در عمل در انواع کجروي‌هاي تخريبي و ويرانگر، خود را نشان مي‌دهد. ارزش‌ها و اهداف اجتماعي به وسيله طبقات متوسط و مرفه تنظيم مي‌شود و در نتيجه تأمين کننده منافع آنان است. بايد آن‌ها را شکست.

نظريه فرصت افتراقي ريچارد آ. کلوارد و لويد اي. اولين

اقشار محروم در محلههاي فقير نشين امکان دستيابي به اهداف مورد قبول جامعه ندارند و اين را ناشي از ظلم و اجحاف صاحبان قدرت ميدانند، براي دستيابي به آن اهداف استفاده از هر ابزاري را حق خود ميدانند. در واقع آنان کجروي را پاسخي به عدالتيهاي موجود ميدانند.  «در دسترس بودن فرصتهاي نامشروع در زمان وجود فشارهاي ساختاري»

نظريه جرم عقلاني نتلر:

جرم رفتاري است که فرد آن را در آن شرايط يک فرصت طلائي مي‌داند و به نوعي آن را در مقابل تعقيب و گريزها، مقرون به صرفه  و مغتنم مي‌شمارد.

تبيين‌هاي خرده‌فرهنگي
نظريه فرهنگ فقر

 

n      فقرا شبيه به هم هستند.

n      شباهت فقرا به هم‌، آن‌ها را به يک خرده فرهنگ تبديل کرده است.

n      فقر صرفاً محروميت نيست، بلکه فرهنگ خاصي را توليد و بازتوليد مي‌کند و احساساتي را در فقرا نهادينه مي‌سازد.

n      بدبيني نسبت به طبقه حاکمه و نهادهاي اجتماعي، يک فرهنگ در بين فقرا است.

n      بدبيني و نوميدي در بين فقرا،‌ باعث مي‌شود آنان نسبت به هنجارها و قواعد اجتماعي التزام نداشته باشند و آمادگي‌هايي نسبت به اعمال کجروانه در آن‌ها ايجاد شود.

نظريه برچسب

توضيح چگونگي و تعريف فرآيند برچسب کجروي به افراد و نه تبيين خود کجروي. اين برچسب‌ها باعث مي‌شود که شخصيت کجرو در فرد ايجاد شود.

فرق بين کجروي نخستين و ثانويه:

نخستين: رفتار واقعي فرد که معمولاً زودگذر است و داغ جامعه را بدنبال ندارد.

ثانويه: واکنش جامعه در مقابل کجروي نخستين و داغي که بر اثر آن بر پيشاني فرد کجرو خورده مي‌شود و مجازات‌هايي نيز براي آن در نظر گرفته مي‌شود.

ديدگاه تضاد اصول اساسي

کجروي ريشه در تضاد طبقات اجتماعي دارد.

ارزش‌ها و الگوهاي اجتماعي، ساخته دست گروه‌هاي قدرتمند است.

هرکس از آن الگوها تبعيت نکند، از سوي قدرتمندان کجرو خوانده مي‌شود.

پديده‌هايي همچون نژادپرستي، جنسيت‌گرايي، امپرياليسم، وضعيت غيراستاندارد مناطق مسکوني، عدم امنيت شغلي و ... کجروي است و نه سرقت‌هاي ناشي از فقر، قتل‌هاي ناشي از اعتراض به دستگاه حاکمه و ...

کجروي و کنترل اجتماعي

اصول اساسي مورد نظر:

  1. جامعه به هر دليل توان اجتماعي کردن همه اعضا را ندارد.
  2. با توجه به ويژگي‌ها و خصايص انساني، از جمله اختيار و اراده و نيز آگاهي‌ها، همه انسان‌ها در همه موارد و همه شرايط از اصول و قواعد حاکم بر جامعه تبعيت نمي‌کنند.
  3. جامعه و هر واحد اجتماعي براي حفاظت و بقاء خود ناگزير است از روش‌ها و ابزارهايي استفاده نمايد.
  4. اين روش‌ها و ابزارها، کنترل اجتماعي هستند.

 

به دنبال آرامش

یاد بگیریم با زندگی نسازیم

 بلکه تلاش کنیم آن را خوب بسازیم...

http://webjoke.persiangig.com/image/roz%20sefid.jpg



http://www.ravvan.com/PooyaSoftPublisher/Storage/Images/20130817113045cb-577386_551338044896435_408554013_n.jpg









افسران - چه فرقی میکنه؟



دیگران را ببخش ...

نه فقط برای اینکه

               آنها لایق بخشش اند ...

به این خاطر که

                شما لایق آرامش اید ...




منبع: http://hamdely91.blogfa.com


پرداختن به علم و دانش؛ سبک مطلوب زندگی اسلامی

پرداختن به علم و دانش؛ سبک مطلوب زندگی اسلامی

آنچه از جلوه‌هاي تمدن و ترقي در كشورهاي صنعتي و پيشرفته‌ي دنياي امروز به چشم مي‌خورد، دست‌آورد علم و دانش است. هرچند در مواردي، استعمارگري، چپاول، و غارت دارايي‌هاي كشورهاي مستعمره، نقش حياتي در به‌دست‌ آوردن ثروت آنان و فقر اين كشورها دارد.

با آن‌هم باز نمي‌توان نقش اساسي دانش را در پيشرفت آنان در عرصه‌ي صنعت و تكنولوژي روز ناديده گرفت، تمام اختراعات ثبت شده و دانشمندان مخترع، كه خيلي از آن‌ها (خواسته يا نخواسته) خدمات بزرگي براي بشريت نموده‌اند، غربي اند.[1] و برخي كشورهاي ديگر كه به صنعت و تكنولوژي دسترسي پيدا نموده‌اند مثل چين، ژاپن، و بعض كشورهاي شرق آسيا[2] از طريق انتقال تكنولوژي توانسته‌اند به پيشرفت نايل آيند.[3]

به موازات اين پيشرفت اقتصادي متأسفانه فقر معنوي و اخلاقي از چالش‌هاي بزرگ موجود در فراروي اين كشورها است، كه آيندة بشريت را به خطر مواجه ساخته‌است. و در مقابل، يكي از مصايب كشورهاي فقير، فقر فرهنگي و محروميت از علم و دانش روز است كه اين محروميت به نسبت توان اقتصادي اين كشورها در نوسان بوده و در كل، درصد باسوادي در اين‌گونه ممالك خيلي پايين مي‌باشد. با اين حال چگونه مي‌توان اميد به بهبود اوضاع و پيشرفت و ترقي داشت؟ ناگفته پيدا است كه بعض ازين كشورها از منابع مادي (نفت، گاز، معادن، و...) غني و خوبي برخوردار اند، و مسلم است كه منابع مادي و سرمايه‌ها به خودي خود نقش تعيين كننده در پيشرفت اقتصادي ندارند. روند توسعه را منابع انساني مشخص مي‌كند.

نيروي انساني با دانش و مهارت، ريشه‌ي درخت توسعه و پيشرفت است. منابع انساني زيربناي ثروت ملت‌ها را تشكيل مي‌دهد، سرمايه و منابع طبيعي عوامل توليد‌اند، در حالي كه انسان‌ها عوامل فعالي هستند كه سرمايه‌ها را متراكم مي‌سازند، از منابع طبيعي بهره برداري مي‌كنند، سازمان‌هاي اجتماعي- اقتصادي و سياسي را مي‌سازند و توسعة ملي را جلو مي‌برند، به وضوح كشوري كه نتواند مهارت‌ها و دانش مردم‌اش را توسعه دهد، و از آن در اقتصاد ملي به نحو مؤثري بهره برداري كند، قادر نيست هيچ چيز ديگري را توسعه بخشد.[4]

سرمايه‌گذاري در زمنه‌ي نيروي انساني مهم‌تر و سودمندتر از سرمايه‌گذاري در طرح‌هاي صنعتي است. برخي بر اين باور اند كه نازل بودن رشد اقتصادي در جوامع در حال توسعه ناشي از كمبود سرمايه‌گذاري در سرمايه‌هاي انساني است.[5]

آيندة هر ملتي را نيروي انساني آن (دانشمندان، مهندسان، پزشكان، كارگران ماهر و...) تعيين مي‌كند، چه اين كه مواد خام هر كشور را نيروي انساني آن تغيير داده و قابل استفاده مي‌كنند.[6] بدون شك پيشرفت‌ها و عقب‌ماندگي كشورها در كنار عوامل ديگر ريشه در سوابق كاري آن‌ها در عرصه‌ي آموزش و پرورش دارد.

عموم اطفال از يكصد سال پيش، در اروپاي غربي به مدرسه رفته و مي‌روند ولي هنوز در بعض كشورها امكان تحصيل براي همگان فراهم نيست. حال آنكه سرماية دانش بسيار مهم‌تر از سرماية توليد است، زماني كه (سموئل اسليتر Somuel slater) در سال (1789) بدون داشتن حتي يك طرح از انگلستان به آمريكا رفت، تا در آن‌جا روش ساختن ماشين‌هاي نخ‌ريسي را آموزش دهد، به قول (تاردن Tardin ) تمام سرماي‌هاي كه صنعت بزرگ آمريكا از آن ناشي مي‌شد، را در مغزش حمل نموده‌بود.[7]

سوادآموزي شرط اصلي توسعه است، مدرسه علاوه بر آموزش، خواندن و نوشتن، حس كنجكاوي افراد را بيدار مي‌كند و او را اجباراً از محيط محدود خانواده يا قبيله بيرون مي‌كشد، فرد وجود دنياي متفاوت با دنياي خودش را كشف مي‌كند، فقط به همين يك دليل هم كه باشد، مي‌توان مدرسه را محرك اصلي توسعه و پيشگيري از فقر و عقب‌ماندگي تلقي كرد. معلومات مدرسه عملاً براي فردي كه مي‌خواهد به منظور فعاليت‌هاي صنعتي از ده خود بيرون رود و كارگر ساده باقي نماند، ضروري است.[8] و اگر در كشورهاي جهان سوم به آموزش توجه نشود تلاش‌هاي كه براي رشد، توسعه و مبارزه با فقر انجام مي‌گيرد، موفق نمي‌شود، زيرا اين جوامع با گذشته‌ي خويش پيوند سختي دارند و رو در روي هرگونه نوآوري قرار مي‌گيرند.[9]

ملتي كه از نعمت سواد و دانش محروم است، هميشه توسري خور و زيردست كشورهاي مترقي و باسواد است، خرافات و موهومات و تقليدهاي كوركورانه، فقر و گرسنگي، شيوع امراض گوناگون، پيدايش عقايد باطل و مرام‌هاي نادرست، بيشتر در ميان مردمي پيدا مي‌شود كه از نعمت سواد و فرهنگ محروم اند. پنجه‌هاي شوم استعمار، هميشه به اعماق جان و حيات ملتي فرو مي‌رود كه رشد فكري و فرهنگي درستي ندارند، كان‌ها و مواهب طبيعي ملتي به غارت مي‌رود كه فاقد قدرت علمي صحيح، در بهره‌برداري از آن‌ها هستند. و لذا است كه مي‌بينيم كشورهاي استعماري سعي مي‌كنند، مردم كشورهاي تحت استعمار را هم‌چنان در جهالت و بي‌سوادي نگه‌داشته و نگذارند سواد و دانش در ميان آن‌ها همگاني گردد، و باز مي‌بينيم كشورهاي كه توانستند خود را به كاروان تمدن برسانند، كم‌كم قدرت پيدا كردند، از زير يوغ استعمار، نجات يافته استقلال از دست رفته‌ي خود را باز يابند. آيا عاملي جز فرهنگ و دانش باعث شده كه هم اكنون بلوك‌هاي سرمايه‌داري و...، بر ملت‌هاي ضعيف و ناتوان ديگر، فرمان‌روايي و آقايي كرده و مالك بر جان و مال آنها باشند؟ اين است كه گفته‌اند «دانايي توانايي است، و آدم بي‌سواد كور است»[10]

اسلام كه يك دين جهاني است خواهان جامعه و حكومتي است كه از هر جهت مستقل و بي‌نياز از بيگانگان باشد، يعني بهترين دكتر، مهندس، داروساز، زمين‌شناس، و...، را داشته و از مجهزترين دانشگاه و وسايل تحقيق و پيشرفت علمي و دفاعي[11] برخوردار باشد تا بتواند در ميان رقباي فراواني كه دارند احساس سربلندي و غرور كنند و گرنه به تجربه ثابت شده ملتي كه دست دريوزگي و نياز به سوي ملت ديگري دراز مي‌كند، خواه ناخواه محكوم اراده و نفوذ او خواهد بود و سرنوشت او به‌دست همان ملت مقتدر و بي‌نياز تعيين خواهد شد. و حال اين كه اسلام، نمي‌پسندد بيگانگان بر مسلمانان، سيطره و تسلط داشته‌باشند « وَلَن يَجْعَلَ اللّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلاً»[12] دنياي امروز نسبت به گذشته از جهاتي فرق كرده و از آن‌جمله اين كه زندگي كنوني آميخته با علم و دانش گرديده و هيچ كاري نيست مگر آنكه رمز پيروزي و كليد موفقيت آن علم و دانش است، اگر در سابق كشاورزان، با وسايل ابتدايي زمين را آباد مي‌كردند، امروز كشاورزي مكانيزه شده. اگر در گذشته گرم شدن و خوراك پختن، با هيزم صورت مي‌گرفت، امروز گرم شدن و سرد شدن، خوراك پختن و لباس شستن، جاروب كردن و آب كشيدن، و...، برقي و ماشيني شده، اگر در سابق با شاگردي كردن، يك نفر طبيب، يا معمار، يا صنعتگر، يا تاجر، يا كشاورز، مي‌شد، و امكان داشت روش و فن پزشكي، معماري، صنعتگري، تجارت و كشاورزي را آموخت و در قسمت‌هاي ياد شده مهارت پيدا كرد، امروز چنين كاري ميسر و مقدور نيست، امروز همه كارها نيازمند به تحصيل و تخصص است، از سياست و طبابت گرفته تا دام‌داري و تجارت، در همة اين‌ها بايستي از راه مدرسه رفتن و دانشگاه و تخصص يافتن در رشته‌هاي مختلف علوم روز، مهارت پيدا كرده، سخن كوتاه اين كه سر نخ تمام كارها، امروز در دست علم و فرهنگ بشري است. فقهاء اسلام اصطلاحي دارند و مي‌گويند وجوب علم و وجوب نفسي تهيئي است، يعني وجوب علم تنها يك وجوب مقدمي، مثل همه مقدمة واجب‌ها كه وجوب استقلالي ندارند نيست، بلكه يك وجوب استقلالي است و در عين حال، آموختن علم از آن‌جهت واجب است كه به انسان آمادگي مي‌دهد كه ساير وظايف خود را بتواند انجام دهد. بنا برا ين، فريضة علم در اسلام به ساير فرايض و تكاليف فردي و اجتماعي بستگي دارد، هرگاه شئون حياتي مسلمين شكلي به خود گيرد كه وابستگي بيشتري به علم پيدا كند فريضة علم نيز اهميت و لزوم و توسعه و عموم بيشتري پيدا مي‌كند زيرا فريضة علم از هر جهت، تابع احتياج جامعه است.

در نتيجه ما براي اين كه يك جامعه و ملت سربلند، عزيز و مستقل داشته باشيم و دست دريوزگي به سوي بيگانگان دراز نكنيم و تمام نيازمندي‌ها و تكاليف فردي و اجتماعي خود را كه بستگي به دانش و فرهنگ دارند، با سرپنجة دانش و با دست خود، رفع كرده و انجام دهيم، بايستي براي فرا گرفتن تمام دانش‌هاي مفيد بشري بكوشيم و در تمامي رشته هاي علوم مورد نياز افراد متخصص و ورزيده داشته باشيم.[13]

نخستين شرط حيات يك ملت، علم و دانش است و به همين جهت در اصطلاح نويسندگان امروز، ممالك پيشرفته از لحاظ علم و فرهنگ را با تعبير زنده نام مي‌برند و گاهي در نقطه مقابل آن در بعضي ملت مرده و وحشي مي‌گويند. در اسلام مردم را به فراگرفتن علم و دانش تشويق بسيار نموده‌اند بلكه آن را واجب دانسته‌اند. اولين آياتي كه بر پيامبر اسلام(ص) نازل شد با خواندن، تعليم و تعلم آغاز گرديد.[14] پيامبر گرامي اسلام(ص) فرمود: «طلب العلم فريضة علي كل مسلم و مسلمه»[15] فرا گرفتن دانش بر هر مرد و زن مسلمان واجب است. و قرآن كريم مقام بسيار ارجمند براي اهل ايمان و دانشمندان قايل است، آن‌جايي كه مي‌فرمايد: « يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَات»[16] خداوند كساني را كه ايمان آورده اند و كساني را كه علم به آنان داده شده درجات عظيمي مي‌بخشد. و براي اين كه مردم به اهميت و ارزش دانش، بيشتر پي ببرند و در صدد آن برآيند، از آن‌ها مي‌پرسد: « هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ»[17] آيا دانايان و نادانان برابر هستند؟

با آنكه پيامبر اسلام(ص) از لحاظ علم و دانش بر همة مردم ترجيح دارد، در عين حال به او دستور مي‌دهد: « وَقُل رَّبِّ زِدْنِي عِلْمًا»[18] كه از خدا درخواست فزوني دانش نمايد. و از همه بالاتر اين كه معتقد است دانش بهترين نعمت و سرمايه‌اي است كه نصيب افراد مي‌شود و هيچ سرمايه‌ي نمي‌تواند با آن رقابت نمايد و مي‌فرمايد: « وَمَن يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا»[19] به هركسي كه علم نافع داده‌شد، به‌طور قطع خوبي فراوان يافته است.

تأكيد و تشويق به كسب علم و دانش در اسلام تا آن‌جا است كه امام سجاد(ع) در يكي از سخنانش مي‌فرمايد: «لو علم الناس ما في طلب العلم لطلبوه و لو بسفك المهج و خوض اللحج»[20] اگر مي‌دانستيد با تحصيل علم و دانش به چه سعادت‌هاي مي‌رسيد به دنبال آن مي‌رفتيد، هرچند خون شما در اين راه ريخته شود و يا لازم باشد كه به درياها وارد شويد و اقيانوس‌ها را بپيماييد.

در اين كه اسلام طرفدار علم و دانش است شكي وجود ندارد و اين كه چه علومي را بايد فرا گرفت، در متون ديني معيار و ملاكي براي آن قرار داده شده و آن اين‌كه علمي را بايد فرا گرفت كه سودمند بوده و آموختن آن نفعي براي فراگيرنده داشته باشد «خير العلم مانفع»[21] و اين فريضه از هر جهت تابع نوع و ميزان نياز جامعة اسلامي است و اختصاص به علوم ديني ندارد، زيرا پيشوايان اسلام كه دستور فراگيري دانش را داده‌اند، در تعبيرات‌شان به علم خاصي اشاره نشده و مقيد ننموده‌اند.

در دستورات پيامبر گرامي اسلام(ص) داريم كه: «اطلبوا العلم و لو بالصين»[22] دانش را بجوييد و لو اين كه مستلزم سفر به چين باشد. «الحكمة ضالة المؤمن فاطلبوها و لو من عند المشرك»[23] حكمت گمشدة مؤمن است، پس آن را به‌دست آوريد گرچه در نزد مشركان باشد. در اين‌جا كلمة علم مطلق آمده و به علم خاصي قيد نشده است، چين هم هيچگاه مركز علوم اسلامي نبوده و منظور از اخذ علم از مشرك (در روايت) يقيناً علم غير ديني است.[24]

نتيجه اين‌كه فقر و عقب‌ماندگي با ناآگاهي و بي‌سوادي در رابطه بوده، تا بي‌سوادي است فقر و عقب‌ماندگي نيز هست. پيامبر(ص) فرمود: «الجهل رأس الشر كله»[25]جهل رأس همه بدي‌ها است.



[1]- ر.ك. دائرة المعارف دانش و تكنيك، ص 613 تا آخر كتاب.

[2]- هنك‌كنگ، سنگاپور، كره‌جنوبي، تايوان- چهار ببر اقتصادي شرق آسيا

[3]- سيد هادي حسيني، پدیده شناسی فقر و توسعه، توسعة تكنولوژي، ج4، ص 241- 244.

[4]- پيشين، ج1، به نقل از: توسعه اقتصادي در جهان سوم و توسعه شهرستان ميانه با تأكيد بر صنعت، ص 51.

[5]- پيشين، به نقل از: اقتصاد رشد و توسعه، ج2،ص 657- 658.

[6]- پيشين، به نقل از: نوسازي جامعه، ص 92.

[7]- پي‌ير مايه، رشد اقتصادي، ترجمه دكتر علي محمد فاطمي قمي، 1368، ص 48.

[8]- ر.ك. پيشين، ص 63.

[9]- ر.ك. پديده‌‌شناسي فقر و توسعه، ج1، ص 243.

[10]- زين العابدين قرباني، تاريخ فرهنگ و تمدن اسلامي، ص 35- 36.

[11]- وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّكُمْ» انفال، 60.

[12]- نساء، 141.

[13]- قرباني، پيشين، ص 53- 54.

[14]- علق، 1- 5.

[15]- بحار، 1/ 177 و  67/ 68 45 و 105/ 15. مستدرك، 17/ 249، ح21250-17. عوالي الآلي، 4/ 70. كنز الفوايد، 2/ 108. مجموعه ورام، 2/ 176. مشكاه الانوار، 133. مصباح الشريعه، ص 13 و 22.

[16]- مجادله، 11

[17]- زمر، 93.

[18]- طه، 114.

[19]- بقره، 269.

[20]- الكافي، 1/ 35. بحار، 1/ 77/ 1. عوالي الئالي، 4/ 6. منيه المريد، 11.

[21]- الفقيه، 4/ 402. بحار، 74/ 116/ 6. ارشاد القلوب، 1/ 73. امالي صدوق،  478. غرر، 48، ح181. مجموعه ورام، 2/ 32.

[22]- وسايل، 27/ 27 ح33119. روضه الواعظين، 1/ 11. مصباح الشريعه، 13. منيه المريد، 103.

[23]- بحار، 2/ 94/ 14. امالي طوسي، 125.

[24]- براي توضيح بيشتر ر.ك. شهيد مطهري، بيست گفتار، نظر اسلام در باره علم. ري‌شهري، العلم و الحكمه في الكتاب والسنه. محمد جمال خليليان، فرهنگ اسلامي و توسعه اقتصادي، ص 60.

[25]- بحار، 74/ 177 /7.

سلام بر حسین ع

امام حسین

یا حسین

یا حسین شهید

 

 آثار و برکات عزادارى و گریه بر سیدالشهداء (ع)
 گریه براى امام حسین (علیه السلام) چرا؟
 تحلیلى جامعه‏ شناختى از سنت عزادارى
 دو نقطه ضعف مردم در مجالس عزادارى
 فلسفه ذکر مصیبت اهلبیت(ع)
 سینه زنى و زنجیر زنى
  تعزیه و شبیه خوانى
 تحریفات عاشورا
 روضه و نوحه
  گریه

 

یا حسین شهید

یا حسین شهید


ترتیب نام کتاب مؤلف
1 داستانهای تبلیغی علي گلستاني همداني
2 مقتل الحسين عليه السلام از مدينه تا مدينه مرحوم محمدجواد ذهني تهراني
3 مقتل امام حسين عليه السلام جواد محدثى
4 درسى كه حسين عليه السلام به انسانها آموخت شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد
5 فضائل و سيره امام حسين عليه السلام در كلام بزرگان عباس عزيزى
6 خون خدا (گزارشى از عاشوراى سال 61 هجرى) جواد محدثى
7 چهره درخشان حسين بن على عليه السلام على ربانى خلخالى
8 غروب سرخ فام (ترجمه : ذلك الحسين) كمال السيد
9 سخنان امام حسين عليه السلام از مدينه تا كربلا محمد صادق نجمي
10 حماسه حسيني (سخرانيها) شهيد استاد مطهري
11 حماسه حسيني (يادداشتها) شهيد استاد مطهري
12 حماسه حسينى - جلد 2 شهيد استاد مطهري
13 سوگنامه امام حسين و يارانش سيد عبدالحسين شرف الدين موسوى
14 قيام جاودانه محمدرضا حكيمي
15 سوگنامه كربلا (ترجمه لهوف) سيد بن طاوس
16 پيامهاي عاشورا جواد محدثي
17 پيام عاشورا محمد صادق نجمى
18 اسرار عاشورا (جلد 1 و 2) سيد محمد نجفى يزدى
19 نماز و عبادت امام حسين علیه السلام عباس عزيزي
20 آنچه در كربلا گذشت (از مدينه تا كربلا) آيت الله محمد على عالمى
21 نهضت امام حسين علیه السلام و قيام كربلا غلامحسين زرگرى نژاد
22 پيشواى شهيدان آيت الله سيدرضا صدر
23 آيينه حقيقت م.رحمتي
24 فضايل و سيره امام حسين علیه السلام در كلام بزرگان عباس عزيزي
25 از مدينه تا نينوا دكتر عباس علاقه بنديان
26 روضة الشهداء مرحوم ملاحسين واعظى كاشفى‏
27 مقتل بهلول حسين محمدى گل تپه
28 عاشورا (ريشه ها، انگيزه ها، رويدادها، پيامدها) سعيد داودى، مهدى رستم نژاد
29 سلحشوران طفّ (ترجمه ابصار العين فى انصار الحسين عليه السلام) الشيخ محمد بن طاهر السماوى
30 زندگانى سفير حسين عليه السلام مسلم بن عقيل عليه السلام محمد على حامدين
31 زندگى حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام علامه محقق حاج شيخ باقر شريف قرشى
32 روز شمار تاريخ اسلام (ماه محرم) سيد تقى واردى
33 ستاره درخشان شام حضرت رقيه دختر امام حسين علیه السلام على ربانى خلخالى
34 چهره درخشان قمر بنى هاشم ابوالفضل العباس عليه السلام - جلد اول على ربانى خلخالى
35 چهره درخشان قمر بنى هاشم ابوالفضل العباس عليه السلام - جلد دوم على ربانى خلخالى
36 چهره درخشان قمر بنى هاشم ابوالفضل العباس عليه السلام - جلد سوم على ربانى خلخالى
37 بررسى تاريخ عاشورا دكتر محمدابراهيم آيتى
38 فرهنگ جامع سخنان امام حسين علیه السلام گروه حدیث پژوهشکده باقرالعلوم (ع)
49  200 داستان از فضائل و كرامات و مصائب حضرت زينب سلام الله علیها عباس عزيزى
40 جلوه عشق (قصه هاى زندگى امام حسين عليه السلام ) محمد حسين مهر آيين
41 چهل داستان و چهل حديث از امام حسين عليه السّلام عبداللّه صالحى
42 سیره حسینی سید حسین سجادی تیلی


عید سعید غدیر بر مسلمین جهان مبارکباد

 عید مبارک

عید سعید غدیر خم مبارکباد

بام تاریخ  غدیر مبارک 

 

سطحى‏نگرى و کوچک‏اندیشى است، اگر «غدیر» و «ولایت‏» را، نزاعى در میان دوگروه در گذشته بدانیم.

و دور از «متن مکتب‏» است، اگر ایستادن بر کرانه جوشان «غدیر» را تنهاحساسیتى فرقه‏اى و جدالى مذهبى به شمار آوریم.

«غدیر»، همواره برپاست.

صحنه تعیین «مولى‏»، و آن بیعتها و استشهادها و اعترافها، هنوز هم محو نشده‏است. بیعتگران نیز، صحنه را ترک نکرده‏اند. على‏رغم آنان که سعى کرده‏اند غبارى از«نسیان‏» و پرده‏اى از «کتمان‏» بر سیماى غدیر بنشانند و بیفکنند، دلها وجانهاى بیشمارى هنوز هم توجه به آن دستهاى بلندى دارد که دست «على‏» را گرفت وفراز آورد، تا آن خورشید را، همه ببینند، همه بشناسند، به یکدیگر و به غایبان‏از صحنه و به خبرگیران از واقعه و به جویندگان چراغ، معرفى کنند.

صحنه‏غدیر، پایان نیافته است.

هنوز هم دیدگان تاریخ، در عصر حاضر، در قاره‏هاى دوردست، در جنوبى‏ترین کشورآفریقا، در شرقى‏ترین منطقه خاور دور، در مرکزى‏ترین بخش اروپا و آمریکا، در پى‏آشنایى با «خورشید»ى هستند که اگر بتابد، خانه‏ها را، دلها را، شهرها را، اندیشه‏ها را، قلمرو قلم و شعر را، پهنه ادبیات و هنر را، گستره عقیده‏ها وباورها را «روشن‏» مى‏سازد. و از «نور»، چه انتظارى است، جز درخشیدن و فروغ‏گستردن و گرما بخشیدن؟! در غدیر، دستى که فرا رفت، دست‏خدا بود، زبانى که «على‏مولاه‏» را سرود، زبان خدا بود، دستى هم که به عنوان «مولى‏» بالا رفت و همگان‏دیدند، دست‏خدا بود، «على‏»، راه و صراط بود، چراغ و مشعل بود، خط سیر و مسیربود، «غدیر»، راهى بود که روندگان را به «على‏» مى‏رساند.

و ... «على‏» هم، صراطى بود که رهپویان را به «خدا» مى‏رساند.

«غدیر»، چشمه‏اى زلال بود که در طول چهارده قرن، هزاران هزار کام تشنه را ازکوثر معارف ناب، سیراب ساخت. و این چشمه، هنوز هم سارى و جارى است.

«غدیر»، چراغى بر اوج بود، که در قرنهاى متمادى تاریخ بشرى، گمگشتگان‏بسیارى را از وادیهاى خوف و خطر و بیراهه‏هاى تاریکى و ضلالت، به «مقصد»راهنمایى کرد. و این چراغ، همچنان فروزان و نورافشان و راهنماست.

«غدیر»، تکیه‏گاهى بود که شیعه را در عصر محکومیت و مظلومیت دیرپاى خویش،پناه بود و حجت و برهان. و این تکیه‏گاه، هنوز هم به استوارى گذشته، پابرجاست ومحکمترین حجت‏ها را دارد.

«غدیر»، متنى بود، روشن و بى‏ابهام، گویا و صریح، که خیلى‏ها کوشیدند حواشى‏تاویل و تفسیرهاى دور از واقعیت‏براى آن ترسیم کنند. و این متن، هنوز هم براى‏آنان که بى‏حواشى به آن بنگرند، صریح و گویاست.

«غدیر»، میوه‏اى شیرین در بوستان رسالت‏بود، که تداوم «خط نبوت‏» را در شکل‏«امامت‏»، به شیرین‏ترین صورت ترسیم مى‏کرد. و هنوز هم این میوه شیرین، زینت‏بخش‏بوستان محمدى است و بدون آن، «باغ رسالت‏» بى‏ثمر است «و ان لم تفعل فما بلغت‏رسالته ...».

«غدیر»، میثاقى بود میان صاحبان باور و عقیده به خدا و رسول، که وفادارى به‏آن، شاهد صدق ایمان بوده است. و این عهد و پیمان، هنوز هم «وفا» مى‏طلبد ودستان بیعتگر را به «صدق‏» فرا مى‏خواند، و همه ساله، این عید فرخنده موعدى‏براى تجدید آن عهد و تحکیم آن میثاق با خدا و رسول است.

«غدیر»، اگر چه برکه‏اى در بیابان بود، ولى هفت دریا به وسعت تاریخ و زمان‏بود که موجش «ازل‏» تا «ابد» را فرا گرفت و اگر خاکیان، برخى چشم دیدن آن‏موج ابدى را نداشتند، افلاکیان به تکریم آن به یکدیگر تهنیت مى‏گفتند.

«غدیر»، سفینه نجاتى بود که گرفتاران موج جهالت و حیرت ضلالت را به ساحل امن‏ایمان مى‏رساند. این سفینه، هنوز هم سرنشین مى‏طلبد و امواج فتنه و فریب، هنوز هم‏در پى دور ساختن اندیشه‏ها از این ساحل‏اند.

«غدیر»، روشن‏ترین چراغ بود، بر بالاترین بام خانه‏هاى تاریخ، تا ... مردم‏«اهل بیت‏» را بشناسند و به «خانه‏»اى رهنمون شوند که افراد آن در دامان‏«وحى‏» بزرگ شدند و «آیات خدا» در آن خانه فرود آمد و جبرئیل امین، مانوس‏آن بیت و اهل بیت‏بود.

اگر انسانیت امروز، مى‏خواهد به آن «خانه‏» راه یابد، خانه‏اى که همه چیز درآنجاست، و همه کلیدهاى گشاینده همه قفلها و درهاى بسته در دست صاحبان و ساکنان‏آن خانه است.

باید به این چراغ نگاه کند، تا راه را بشناسد.

آرى ... «چراغ غدیر، بر بام بلند تاریخ‏».

 

منبع:جواد محدثی

عید سعید غدیر خم مبارکباد

 

 

 

 

 

 

 

 

Curriculum design طراحی برنامه درسی قسمت 2

Organized Subject Matter as a Data Source (صفحه 12 جزوه )

موضوع مدون درسی به عنوان یک منبع اطلاعاتی.

Organized subject matter is the most commonly used data source for decisions to be made about curriculum design.

موضوع درسی مدون، شایع ترین منبع اطلاعات مورد استفاده برای تصمیم گیری برنامه درسی است.

It is used because it reflects human kind's collective wisdom and represents the cultural heritage of people.

این بکار گرفته میشود چون خرد جمعی نوع بشر را منعکس میکند و میراث فرهنگی مردم را نشان میدهد.

A study of the disciplines as an organized body of knowledge is thought to be essential to the continued progress of civilizations.

مطالعه رشته های علمی به عنوان مجموعه دانش مدون، تصور میشود که اساس پیشرفت مستمر تمدن ها است.

Also, such a body of knowledge is considered to be a significant characteristic of an educated person

همچنین چنین مجموعه ی از دانش، ویژگی مهم فرد تحصیلکرده به حساب می آید.

What is meant by subject matter?

مقصود از موضوع درسی چیست؟

A recent period in curriculum history 'in the United States illustrates the type of curriculum which results when organized subject matter becomes the dominant or exclusive source for curriculum design (Klein, 1978).

در دوران معاصر در تاریخ برنامه درسی در ایالات متحده نوعی از برنامه درسی را نشان میدهد که وقتی موضوع درسی مدون منبع اصلی یا انحصاری طرح برنامه درسی شد، پدید آمد (کلین، 1970).

From approximately 1960 to 1970, large amounts private and federal funds were made available to curriculum reform.

تقریبا از سال 1960 تا 1970 مقادیر عظیمی از بودجه های خصوصی و دولتی برای اصلاح برنامه درسی صرف شد.

Because of rather widespread dissatisfaction with the public schools, it was generally agreed that the curriculum of the public schools needed considerable revision and updating.

به خاطر نارضایتی نسبتا گسترده به مدارس عمومی (دولتی) توافق عمومی بر این شد که برنامه درسی این مدارس نیازمند تجدید نظر و بروزرسانی قابل توجهی است.

One group contributing to the criticisms of the curriculum was scholars at the university level who taught the disciplines included in the public-school curriculum.

یکی از گروه های که به انتقادات از برنامه درسی کمک میکردند، دانشمندان در سطح دانشگاه بودند که رشته های علمی مشتمل بر برنامه درسی مدارس عمومی را تدریس میکردند.

As the new funding became available, the universal scholars in these disciplines were looked to for leadership in developing the new curriculum.

به محض که بودجه جدید در دسترس قرار میگرفت از دانشمندان در سطح جهان در این رشته های علمی انتظار میرفت که رهبری تهیه و تدوین برنامه درسی جدید را به عهده بگیرند.

These scholars, of course, turned to their disciplines as the basis for revising the school curriculum.

البته این دانشمندان به رشته های علمی شان به عنوان اساس تجدید نظر برنامه درسی مدارس متوسل شدند.

Why did people advocate curriculum reform in 1960s7

چرا مردم در 1960 از اصلاح برنامه درسی حمایت میکردند؟

Most of the curriculum projects from this era defined the content to be learned in terms to the structure of the discipline.

بیشتر پروژه‌های برنامه درسی از این دوران، محتوای مورد یادگیری را بر حسب ساختار رشته علمی تعریف می‌کردند.

The structure of the discipline is those concepts and processes which are necessary to an understanding of the discipline and essential to the study of it.

ساختار رشته علمی مفاهیم و فرایندهایی است که برای فهم رشته علمی لازم میباشدو اساس مطالعه آن است.

Content not considered part of the structure was eliminated, even though traditionally it had been included in the curriculum.

بخش غیر مهم ساختار حذف شده است اگرچه به طور سنتی جزء برنامه درسی بوده است.

The intent of the new curricula from this era was to assist students in learning to become, for example, young scientists andmathematicians.

هدف از برنامه درسی جدید از این دوران این بود که به دانش آموزان در یادگیری کمک کند تا به عنوان نمونه دانشمندان و ریاضی دانان جوانی بشوند.

Students would engage in the processes central to the discipline and inquire into it using the basic concepts.

دانش آموزان درفرایندهای درگیر می‌شوند که اساس رشته علمی را تشکیل می‌دهد و با استفاده از مفاهیم اساسی در آن به پژوهش می‌پردازند.

What was the objective of the new curriculum?

اهداف برنامه درسی جدید چه بود؟

In using subject matter as the major data source, aIogicaI organization of the content is emphasized. The selection and organization of the content however that may be defined, is a major task in developing the design (taba, 1962).

در بکارگیری موضوع درسی به عنوان منبع مهم اطلاعات سازماندهی منطقی اطلاعات مورد تأکید میباشد. انتخاب و سازماندهی محتوا (به هر شکلی که تعریف شود) وظیفه مهم در تهیه و تدوین طرح می‌باشد.(تابا 1962).

Curricula are planned in advance for the students so that aIogically organized body of content can be taught to them efficiently and effectively.

برنامه درسی پیشاپیش برای دانش آموزان برنامه ریزی میشود. در نتیجه مجموعه به شکل منطقی سازماندهی شده محتوا به نحو موثر و کارامد به آنان آموزش داده می‌شود

Learning, however, can become a mechanistic process which emphasizes covering the desired content rather than developing understanding of it by the students (Taba, 1962. Unfortunately, this often happens in practice.

با این وجود یادگیری میتواند فرایند میکانیکی بشود که به جای اینکه بر فهم دانش آموزان از محتوا را توسعه دهد بر حجم محتوای مورد نظر تأکیدمیکند (تابا1962) متأسفانه این موضوع در عمل اتفاق میافتد.

Curriculum design طراحی برنامه درسی - قسمت 1

Curriculum design is the pattern or structure of curriculum. It is determined by decisions made at two different levels of development; a broad level which involves organizational basic value choices and a specific level which involves the technical planning and implementation of curricular elements.

 

برنامه ریزی درسی یک شکل یا یک ساختار مدون میباشد. برنامه ریزی درسی با تصمیماتی که در دو سطح متفاوت تهیه و تدوین برنامه درسی گرفته میشود، مشخص میگردد. یک سطح گسترده که گزینش های ارزش اساسی را در بردارد و سطح خاص که شامل برنامه ریزی فنی و بکارگیری عناصر مربوطه میباشد.

 

At the broader level of decision making, curriculum design is influenced by the choice of the data source or sources which the developer chooses to emphasize. Three primary data sources historically have been used as bases for choices in making curricular decisions: organized subject matter, students who are to experience the curriculum, and society (Tyler, 1950

 

در سطح گسترده تر تصمیم گیری، برنامه ریزی درسی ازانتخاب منبع یا منابع داده های که برنامه ریز انتخاب میکند که تأکید کند، متأثر میگردد.

از لحاظ تاریخی سه تا از منابع اولیه اطلاعاتی به عنوان اساس گزینیش ها در تصمیم گیری مربوط به برنامه تحصیلی بکار برده میشده است: موضوع درسی مدون، شاگردانی که برنامه درسی را تجربه میکنند و جامعه (تایلر، 1950).

Although most scholars in curriculum advocate using a combination of all three data source in order to insure a balanced curriculum, in practice one usually has a dominance over the other two Even more often in practice, one data source is used to the exclusion of the other two.

هرچند بیشترین دانشمندان در برنامه ریزی درسی، از به کار بردن یک ترکیب همه ی سه منبع اطلاعاتی به منظور اطمینان یک برنامه درسی متوازن حمایت میکنند، در عمل معمولا یکی  یک برتری بر دو تای دیگر دارد. حتی بیشتر اوقات در عمل یک منبع اطلاعات به طرد دو تای دیگر به کار میرود.

Which data source is chosen to be the primary or exclusive basis for making curricular decisions depends largely upon the values of the developer about what the curriculum ought to do for or contribute to the growth of students.

این که کدام منبع اساس اصلی یا انحصاری برنامه درسی انتخاب میشود  به طور گسترده به ارزشهای برنامه ریز وابسته است که چه برنامه درسی باید رشد دانش آموزان را فراهم آورد و یا به آن کمک کند.

What is meant by the term 'curriculum designs?

مقصود از اصطلاح برنامه ریزی تحصیلی چیست؟

The pattern of structure of the curriculum is also influenced at a more specific technical level when decisions are made in relation to the curricular elements. The curricular elements usually referred to in a discussion of design are objectives, content, learning activities, and evaluation procedures (Zais, 1976).

هم چنین شکل یا ساختار برنامه درسی تحت تأثیر سطح فنی تر قرار میگیرد وقتی تصمیمات در رابطه با عناصر برنامه درسی اتخاذ شود عناصر برنامه درسی که در بحث از طراحی برنامه درسی معمولا به آن اشاره میشود عبارتند از اهداف، محتوی، فعالیت های یادگیری، و شیوه های ارزشیابی. (زایس 1976)

Some authors also include learning materials and resources, time, space and environment, grouping, and teaching strategies as curricular elements.

برخی از نویسندگان هم چنین مواد یا منابع یادگیری، زمان، مکان و فضا و گروهبندی، و راهبردهای آموزش را به عناصر برنامه درسی افزوده اند.

These nine elements can be treated in different ways when developing curricula and through these different treatments; a variety of designs can be created (Goodlad, 1979).

با این عناصر نه گانه به شیوه های مختلف برخورد میشود وقتی که برنامه درسی تهیه و تدوین میگردد و در خلال این برخوردهای مختلف انواع طرح ها میتواند به وجود آید. (گودلد 1979).

Thus, at this technical level of developments a specific curriculum design is created by the ways in which the elements are treated and interrelationships which occur among them.

بنابر این در این سطح فنی ویژه از برنامه ریزی، طرح برنامه ریزی ویژه از طریق راه های که با عناصر برخورد میشود و ارتباط درونی که بین آنها رخ میدهد، پدید مییاید.

What are the curricular elements affecting curricular decisions?

عناصر برنامه درسی که بر تصمیمات برنامه درسی تاثیرگذار اند، کدام اند؟

Any preplanned or student-initiated curriculum has an inherent design Whether the developer has dealt explicitly with the component parts and their interrelationships or merely made decisions about some of them on an unexamined basis.

هر برنامه درسی از قبل برنامه ریزی شده یا مبتنی بر دانش آموز طرح نهفته با خودش دارد، چه این که برنامه ریز آشکارا با اجزاء تشکیل دهنده و ارتباط درونی بین آنها سروکار داشته باشد یا این که صرفا در مورد برخی از آنها بر اساس ناسنجیده ای تصمیم گیری نماید.

The challenge to curriculum developers is to make the necessary decisions so that the curriculum which is created has a high degree of internal consistency (hunking, 1980)

چالش فراروی برنامه ریزان درسی این است که تصمیمات لازم را اتخاذ نمایند تا برنامه درسی پدید آمده از درجه بالای همخوانی درونی برخوردار باشد (هانکینگ 1980).

This results from a careful consideration of the elements involved in curriculum design. If the decisions made about each of the data sources and curricular elements are compatible, the curriculum will have internal consistency.

این همخوانی درونی از ملاحظه دقیق عناصر دخیل در طراحی برنامه درسی حاصل میشود. اگر تصمیمات اتخاذ شده در مورد هر یک ازمنابع اطلاعات و عناصر برنامه درسی سازگار باشد برنامه درسی همخوانی درونی خواهد داشت.

When the curriculum possesses high internal consistency, it will have a greater potential for having the desired impact upon the students.

وقتی که برنامه درسی دارای همخوانی درونی بالای باشد، چنین برنامه درسی توانی بیشتر برای تأثیرگذاری مطلوب روی دانش آموزان دارد.

If the data sources and curricular elements are not treated in a consistent manner and have no clearly defined relationships to each other, the design Of the curriculum will be confused and the potential impact upon students Still be lessened.

اگر با منابع اطلاعات و عناصر برنامه درسی به شیوه همخوان برخورد نشود و به روشنی ارتباط مطلوب با یکدیگر نداشته باشند، طرح برنامه درسی آشفته خواهد شد و توان تأثیرگذاری آن بر روی دانش آموزان کاهش خواهد یافت.

How can a curriculum developer increase the potential impact of the curricula on the students?

برنامه ریز برنامه درسی چگونه می‌تواند تأثیر بالقوه برنامه درسی را بر دانش آموز افزایش دهد؟

This article discusses how a curriculum design is created by devoting major or exclusive emphasis to each of the three primary data sources for decision making: organized subject matter, the student, and the society.

این مقاله پیرامون این موضوع بحث میکند که چطور طراحی برنامه درسی با اختصاص عمده یا انحصاری به هریک از منابع اطلاعاتی سه گانه  اصلی تصمیم گیری  شامل موضوع درسی مدون، دانش آموز و جامعه به وجود میآید .

Within the discussion of each primary data source, a description is included of how the nine curricular elements should be, and often are treated so that maximum internal consistency can be achieved within the design.

در خلال بحث از هر منبع اطلاعات اصلی، توصیفی از این که چطور با عناصر برنامه درسی نه گانه باید برخورد شود و معمولا برخورد میشود، میاید. در نتیجه حد اکثر همخوانی درونی در طرح حاصل میشود.

Each section on a primary data source concludes with the identification of the strengths and weaknesses of that design.

هر بخشی از منبع اطلاعات اصلی، با شناسایی نقاط قوت و ضعف آن طرح خاتمه مییابد.

A brief discussion then follows of two curriculum designs which combine some aspects of those based on the three primary data sources: specific competencies and process skills.

سپس بحث مختصری از دو تا طرح برنامه درسی به دنبال مییاید  که از برخی ابعاد منابع اطلاعات اصلی سه گانه ترکیب یافته است که عبارتند از: قابلیت های ویژه  و مهارت های فرایندی.

Two others are also included in the discussion: a newly emerging humanistic design and core curriculum.

دو طرح دیگر نیز به بحث اضافه میشود که عبارتند از: طرح انسان گرایانه تازه تولد یافته  و برنامه درسی هسته ی.

The article concludes with an identification of general characteristics of design needed in any curriculum.

این مقاله با شناسایی ویژگی های کلی طرح که در هر برنامه درسی نیاز است،  پایان میابد.

Decisions about curriculum design are, in part, value choices which should be made as a result of rational and logical deliberation.

تصمیمات در مورد طرح برنامه درسی تا حدودی با گزینیش ارزشها سر و کار دارد که باید در اثر کنکاش عقلانی و منطقی پدید بیاید.

Each design will achieve different goals and meet different purposes for learning. Designs created on a theoretical level rarely exist in practice in a pure form (Zais,1976).

هر طرحی اهدافی مختلفی را بدست میدهد و مقاصد مختلفی را برای یادگیری عاید فراگیران میکند. طرح های که در سطح تیوری پدید میاید به ندرت در عمل به شکل خالص وجود دارند (زایس 1976).

The realities of schooling force changes and require compromises.

واقعیت های آموزش مدرسه ی باعث تغییراتی میشود و نیازمند این است که با هم یکجوری توافق بکنیم.

Thus conducting research to determine the beast curriculum design to use is not feasible.

در نتیجه، هدایت کردن تحقیق به تعیین بهترین طرح برنامه درسی برای بکارگیری عملا ممکن نیست،

Evaluative studies Can be, and have been conducted to determine the impact of a particular curriculum upon the students.

مطالعات ارزشیابانه میتواند و هدایت میکند به تعیین تأثیر برنامه درسی ویژه بر روی دانش آموزان.

These studies however, are not intended to help make decisions about others curricular designs which are created for different learning goals and purposes.

با این وجود این جور مطالعات نمی تواند مطلوب باشد برای کمک به تصمیم گیری سایر طرح های برنامه درسی که برای اهداف و مقاصد مختلف پدید میاید.

This article, therefore, contain no research section, but does attempt to make clear the value positions involved and the deliberations to be conducted for each of the major designs.

بنا بر این، این مقاله شامل بخش تحقیقات نیست بلکه تلاش میکند که نگرش های ارزشی مورد نظررا آشکار کند و نمایان سازد آن بررسی هایی که هدایت گر هر طرح مهم آموزش هستند.

میلاد فاطمه زهرا و روز زن مبارکباد

تبریک روز مادر


موضوعات مرتبط: مناسبتها

حفظ حدیث با ترجمه انگلیسی

حفظ حدیث با ترجمه انگلیسی 

 

قَالَ ( عليه‏السلام  )أَعْجَزُ النَّاسِ مَنْ عَجَزَ عَنِ اكْتِسَابِ الْإِخْوَانِ وَ أَعْجَزُ مِنْهُ مَنْ ضَيَّعَ مَنْ ظَفِرَ بِهِ مِنْهُمْ

Amir al-mu'menin, peace be upon him, said: The most helpless of all men is he who cannot find a few brothers during his life, but still more helpless is he who finds such a brother but loses him.'

وَ قَالَ ( عليه‏السلام  )قُرِنَتِ الْهَيْبَةُ بِالْخَيْبَةِ وَ الْحَيَاءُ بِالْحِرْمَانِ وَ الْفُرْصَةُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ فَانْتَهِزُوا فُرَصَ الْخَيْرِ

The consequence of fear is disappointment and of bashfulness is frustration. Opportunity passes away like the cloud. Therefore, make use of good opportunities.

 قَالَ ( عليه‏السلام) لِسَانُ الْعَاقِلِ وَرَاءَ قَلْبِهِ وَ قَلْبُ الْأَحْمَقِ وَرَاءَ لِسَانِه‏

The tongue of the wise man is behind his heart, and the heart of the fool is behind his tongue.

قَالَ ( عليه‏السلام  )اللِّسَانُ سَبُعٌ إِنْ خُلِّيَ عَنْهُ عَقَرَ

The tongue is a beast; if it is let loose, it devours.

6وَ قَالَ ( عليه‏السلام  )إِذَا تَمَّ الْعَقْلُ نَقَصَ الْكَلَامُ

As intelligence increases, speech decreases

كُنْ فِي الْفِتْنَةِ كَابْنِ اللَّبُونِ لَا ظَهْرٌ فَيُرْكَبَ وَ لَا ضَرْعٌ فَيُحْلَب‏

During civil disturbance be like an adolescent camel who has neither a back strong enough for riding nor udders for milking.

در هنگام وقوع فتنه چون شتر دو ساله باش كه نه پشت قدرتمندى دارد كه سوارى دهد و نه پستانى دارد كه بتوان از او شير دوشيد.

وَ قَالَ ( عليه‏السلام  )مَا أَضْمَرَ أَحَدٌ شَيْئاً إِلَّا ظَهَرَ فِي فَلَتَاتِ لِسَانِهِ وَ صَفَحَاتِ وَجْهِهِ

 

Whenever a person conceals a thing in his heart it manifests itself through unintentional words from his tongue and )in( the expressions of his face.

 

 هيچكس چيزى را در دل پنهان نكرد مگر اين كه در سخنان بدون فكرش و رنگ چهره‏اش آن را آشكار ساخت.

ازْرَى بِنَفْسِهِ مَنِ اسْتَشْعَرَ الطَّمَع‏ وَ رَضِيَ بِالذُّلِّ مَنْ كَشَفَ ضُرَّهُ وَ هَانَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ مَنْ أَمَّرَ عَلَيْهَا لِسَانَهُ

He who adopts greed as a habit devalues himself; he who discloses his hardship agrees to humiliation; and he who allows his tongue to overpower his soul debases the soul.

كسى كه حرص را شعار خود قرار دهد خود را خوار كرده است و كسى كه راز گرفتارى خود را فاش سازد تن به ذلت داده است و آنكه زبان خويش را بر خود فرمانروا سازد، مقام و منزلتش از بين خواهد رفت.

 

خوشبختی


خوشبختی

 
 
حسرت

برچسب‌ها: خانواده, والدین, احترام

منبع: http://www.hamdely91.blogfa.com

سادات یا هزاره؟ اختلاف برای چه؟

سخني چند با تفرقه‌گرايان!تفرقه گرايان افغان

 تفرقه گرايي  اختصاص به سيد و هزاره ندارد، نويسندگان مغرض ماهنامه: «امروزما»اين عذر را داشتند كه قلم به‌دستان غير حوزوي بودند.  از ميان دانش آموختگان جامعة المصطفي نويسنده «روشنفكر امروزما»آغازگر بود و شهيد مزاري را هدف قرار داد.«طرح نو»به تفرقه گرايي ادامه داد و امروز نويسنده:

تأملي پيرامون تلاش‌هاي ناكام « سيد زدايي» جامعه هزاره  آن را تشديد مي‌بخشد!!!

 

در طول تاريخ بشر همواره كساني بوده‌اند كه به عناوين مختلف، انسان‌ها را به جان هم انداخته و اختلاف پراگني نموده‌اند.

1- در صدر اسلام امويان و عباسيان كه از طوايف قريش اند، به جان اهلبيت(بني‌هاشم)  افتاده و قدرت را تصاحب كردند كه نتيجه‌ي كار آنان اين شد كه در همان آغاز ، جنگ‌هاي خونيني را بر امام علي(ع) تحميل كرده و حسين ابن علي را به وضع فجيعي به شهادت رساندند، و تا امروز هم اثرات ناگوار آن باقي است و احتمالا تا قيامت ادامه خواهد داشت!.

2 در زمان جنگ‌هاي خونين داخلي هزاره‌ها سيد بهشتي و استاد اكبري رهبران دو حزب متخاصم جوانان زيادي را به كشتارگاه‌ها فرستادند، و بعد از مدتي گفتند: «اشتباه كرديم»!!! كه البته امروز همه مي‌دانند كه آن جنگ‌ها اشتباه بوده و درس عبرتي بايد باشد براي امروز و فرداي ما كه ديگر مردم را به جان هم نياندازيم و نيز درس عبرتي باشد براي مردم كه فريب هيچ كسي با هر عنواني را نخورند، به جان هم نيافتند و برادروار در كنار هم به زندگي ادامه دهند.

3- از تجربه‌هاي گذشته به اينجا مي‌رسيم كه به زودترين زمان ممكن، همگان شاهد خواهيم بود كه «ملاعمر» و «حامدكرزي» چون « استاد محقق» و «استاد سياف»دست هم را گرفته و روبوسي كنندو اعتراف كنند كه جنگ طالبان با دولت اشتباه بوده است، و آن زماني خواهد بود كه صدها جوان مظلوم پشتون و غير پشتون را به قربانگاه‌ها فرستاده و زن‌هاي زيادي را بيوه ساخته و خيلي عظيمي از اطفال يتيم و پي‌پناه را به جاي گذاشته و تأسف بارتر اين كه فقر و فلاكت را براي مردم رنج كشيده افغانستان، ميراث خواهند گذاشت، كه البته هر چه زودتر اين كار اتفاق بيافتد به نفع همه مردم افغانستان خواهد بود. به اميد آن روز. روشنفكر امروز ما

تفرقه گرايان كنوني جامعه ما چه آن كه «روشنفكر امروز ما» مي‌نويسد و رهبري مردم ما را زير سوال مي‌برد و چه آناني كه با ارئه «طرح نو»  طرح كهنه و قديم! را به چالش مي‌كشند؛ گاهي مدافعان مردم ما را لومپن مي‌خوانند و گاهي به بهانه‌ي مبارزه با خرافات از جاده انصاف خارج شده و به سادات كه هم‌سرنوشت مردم ماست اهانت روا مي‌دارند، بايد توجه داشته باشند كه مردم ما ساليان درازي است كه با گوشت و خون و پوست خود مزه تلغ نفاق و تفرقه را چشيده‌اند، مردمي كه يك روز به نام حزب به جان هم انداخته شدند و روزي به نام قوم و طايفه و گاهي هم به نام مذهب  و عناوين ديگر، همديگر را كشتند و به هم ستم روا داشتند كه اگر بخواهيم، جنايات سران جنگ‌هاي داخلي كه بر مردم مظلوم ما رفته است را بر شماريم، نياز به هزار من كاغذ دارد، اين مردم ديگر تحمل و طاقت اختلاف انگيزي تفرقه‌گرايان را ندارند، و هرگز فريب تبليغات تفرقه گرايان را نخواهند خورد و سيد و هزاره به عنوان جامعه واحد با مشتركات فراوان در كنار هم برادرانه و با احترام متقابل زندگي خواهند كرد.

بي‌ترديد نقد كردن، براي پيشرفت جوامع انساني يك ضرورت است، به شرطي كه در آن اصول نقد رعايت شود و مثل «روشنفكر امروز ما» و يا «سيد پرستي» و «نقد و تحليل سيدگرايي در افغانستان» نباشد كه در آن فقط عقده گشايي شود و از استدلال منطقي بي‌بهره باشد و يا خداي نخواسته با اصول پذيرفته شده‌ي ديني چون «سهم سادات در ترازوي نقد» در تضاد باشد، كه البته نويسنده محترم، خواهان نقد جدي تري از ناحيه متخصصين امر شده است و ادعاي آن را ندارد كه حق مطلب را به وجه نيكو ادا كرده باشد[1]

سيد زداييحقير هم به نوبت خود از كتاب عدل الهي شهيد مطهري(ره) مطالبي را مي‌آورم و قضاوت را به عهده خوانندگان محترم مي‌گذارم، شهيد مطهري شخصيتي هست كه امام راحل در سومين سالگرد شهادتش فرمود: 

آثارى كه از اوهست , بى استثنا همه آثارش خوب است و من كس ديگرى را سراغ ندارم كه بتوانم بگويم بى استثناآثارش خوب است . ايشان بى استثنا آثارش خوب است , انسانساز است

و در دومين سالگردش پيام داد: بسم الله الرحمن الرحيم

 سالروز شهادت شهيدى مطهر است كه در عمر كوتاه خود اثرات جاويدى به يادگار گذاشت كه پرتوى از وجدان بيدار و روح سرشار از عشق به مكتب بود. او با قلمى روان و فكرى توانا درتحليل مسائل اسلامى و توضيح حقايق فلسفى با زبان مردم و بى قلق و اضطراب به تعليم وتربيت جامعه پرداخت . آثار قلم و زيان او بى استثنا آموزنده و روانبخش است و مواعظ ونصايح او كه از قلبى سرشار از ايمان و عقيدت نشات مى گرفت , براى عارف و عامى سودمند و فرحزاست .

روح الله الموسوى الخمينى

 9 / 3 /1360

 

 . طاووس يمانى مى گويد :

حضرت  على بن الحسين ( ع ) را ديدم كه از وقت  عشاء تا سحر به دور خانه خدا طواف  مى كرد و به عبادت  مشغول بود . چون خلوت  شد و كسى را نديد به آسمان نگريست  و گفت  : خدايا ستارگان در افق ناپديد شدند و چشمان مردم به خواب  رفت  و درهاى تو بر روى درخواست  كنندگان گشوده است  ... طاووس جمله هاى زيادى در اين زمينه از مناجاتهاى خاضعانه و عابدانه آن حضرت  نقل مى كند و مى گويد : اما چند بار در خلال مناجات  خويش گريست  . مى گويد :

سپس به خاك  افتاد و بر زمين سجده كرد , من نزديك  رفتم و سرش را بر زانو نهاده و گريستم , اشكهاى من سرازير شد و قطرات  آن بر چهره اش چكيد , برخاست  و نشست  و گفت  : كيست  كه مرا از ياد پروردگارم مشغول ساخت ؟ عرض كردم : من طاووس هستم اى پسر پيامبر . اين زارى و بى تابى چيست ؟ ما مى بايد چنين كنيم كه گناهكار و جفا پيشه ايم . پدر تو حسين بن على مادر تو فاطمه زهرا و جد تو رسول خداست  - يعنى شما چرا با اين نسب شريف  و پيوند عالى در وحشت  و هراس هستيد ؟ - به من نگريست  و فرمود : هيهات  هيهات  يا طاووس دع عنى حديث  ابى و امى و جدى , خلق الله الجنة لمن اطاعه و احسن و لو كان عبدا حبشيا , و خلق النار لمن عصاه و لو كان ولدا قرشيا . أما سمعت  قوله تعالى :  فاذا نفخ فى الصور فلا انساب  بينهم يومئذ و لا يتسائلون  .  و الله لا ينفعك  غدا الا تقدمة تقدمها من عمل صالح [1][2] (( نه , نه , اى طاووس ! سخن نسب  را كنار بگذار , خدا بهشت  را براى كسى آفريده است  كه مطيع و نيكوكار باشد هر چند غلامى سياه چهره باشد , و آتش را آفريده است  براى كسى كه نافرمانى كند ولو آقازاده اى از قريش باشد . مگر نشنيده اى سخن خداى تعالى را : (( وقتى كه در صور دميده شود , نسبها منتفى است  و از يكديگر پرسش نمى كنند )) به خدا قسم فردا تو را سود نمى دهد مگر عمل صالحى كه امروز پيش مى فرستى )) .

2 . رسول اكرم ( صلى الله عليه و آله و سلم ) پس از فتح مكه بالاى تپه صفا رفته فرياد كرد : (( اى پسران هاشم ! اى پسران عبدالمطلب  ! )) فرزندان هاشم و عبدالمطلب گرد آمدند , وقتى جمع شدند آنان را مخاطب  ساخته فرمود : انى رسول الله اليكم , انى لشفيق عليكم , لا تقولوا ان محمدا منا , فوالله ما اوليائى منكم و لا من غيركم الا المتقون , فلا اعرفكم تأتونى ي القيمة تحملون الدنيا على رقابكم و يأتى الناس يحملون الاخرة . الا و انى قد اعذرت  فيما بينى و بينكم و فيما بين الله عز و جل و بينكم و ان لى عملى و لكم عملكم  ( 1 ) .

(( من فرستاده خدا به سوى شما هستم , من دلسوز شمايم . نگوييد كه محمد از ماست  . به خدا از ميان شما يا غير شما تنها پرهيزكاران , دوستان من اند و بس . مبادا روز قيامت  بياييد در حالى كه شما دنيا را بر دوش بكشيد و ديگران آخرت  را . هان كه من عذرى بين خودم و شما و بين شما و خدا باقى نگذاشتم , براى هر كس از من و شما عملش خواهد بود )) . 3 . تواريخ نوشته اند كه رسول اكرم ( صلى الله عليه و آله ) در ايام آخر عمر خود , شبى تنها بيرون آمدند و به گورستان بقيع رفتند و براى خفتگان بقيع استغفار كردند . پس از آن به اصحاب  خود فرمودند : جبرئيل هر سال يك  بار قرآن را بر من عرضه مى كرد و امسال دو بار عرضه كرد , فكر مى كنم اين بدان جهت  است  كه مرگ  من نزديك  است  . روز بعد به منبر رفتند و اعلام كردند كه موقع مرگ  من فرا رسيده است  . هر كس كه به او وعده اى داده ام بيايد تا انجام دهم و هر كس از من طلبى دارد بيايد تا ادا كنم . آنگاه به سخن خود چنين ادامه دادند :

ايها الناس انه ليس بين الله و بين احد نسب  و لا امر يؤتيه به خيرا او يصرف  عنه شرا الا العمل . الا لا يدعين مدع و لا يتمنين متمن , و الذ بعثنى بالحق لا ينجى الا عمل مع رحمة و لو عصيت  لهويت  . اللهم قد بلغت ( 2 ) .

(( ايها الناس ! ميان هيچكس و خدا خويشاوندى يا چيزى كه خيرى به او برساند يا شرى از او دفع كند وجود ندارد جز عمل . همانا كسى ادعا نكند و آرزو نكند و خيال نكند كه غير از عمل چيزى به حالش نفع مى رساند . قسم به كسى كه مرا مبعوث  كرد , نجات  نمى بخشد مگر عمل توأم با رحمت پروردگار . من نيز اگر عصيان كرده بودم سقوط كرده بودم . خدايا شاهد باش كه رسالت  خود را ابلاغ كردم )) .

پاورقى :

1 . بحار الانوار , چاپ  آخوندى ج 21 , ص 111 نقل از كتاب  (( صفات الشيعة )) صدوق ( ره ) .

2 . شرح ابن ابى الحديد , چاپ  بيروت  , ج 2 , ص 863 .

صفحه : 311

4 . حضرت  على بن موسى الرضا ( ع ) برادرى دارند به نام زيد النار . رفتار اين برادر چندان مورد رضايت  امام نبود . در وقتى كه امام در مرو بودند , روزى در مجلسى كه گروه زيادى شركت  داشتند و سخن مى گفتند زيد نيز در آن مجلس حضور داشت  . حضرت  در حالى كه سخن مى گفتند متوجه شدند كه زيد عده اى را مخاطب  قرار داده دم از مقامات  خاندان پيغمبر مى زند و بطور غرور آميزى دائما (( نحن )) (( نحن )) : (( ما چنين ... ما چنان ... )) مى گويد . امام سخن خود را قطع كرده زيد را مخاطب  ساخته فرمودند :

(( اين سخنان چيست  كه مى گويى ؟ ! اگر سخن تو درست  باشد و فرزندان رسول خدا وضع استثنائى داشته باشند , خداوند بدكاران آنها را معذب  نكند و عمل نكرده به آنها پاداش دهد , پس تو از پدرت  موسى بن جعفر در نزد خدا گرامى ترى , زيرا وى خدا را بندگى كرد تا به درجات  قرب  نائل آمد و تو مى پندارى كه بى آنكه بندگى خدا كنى مى توانى در درجه موسى بن جعفر قرار گيرى )) .

امام آنگاه رو كردند به حسن بن موسى الوشاء كه از علماى كوفه بود و در آن مجلس حضور داشت  , فرمودند :

علماى كوفه اين آيه را چگونه قرائت  مى كنند :  قال يا نوح انه ليس من اهلك  انه عمل غير صالح  ( 1 ) .

وى پاسخ داد : آنان چنين مى خوانند : انه عمل غير صالح يعنى او فرزند تو نيست  و از نطفه تو نيست  , او فرزند يك  مرد زناكار است  . امام فرمود : چنين نيست  , آيه را غلط مى خوانند و غلط تفسير مى كنند ( ) , آيه چنين است  :  انه عمل غير صالح  . يعنى فرزند تو خودش نا صالح است  . او واقعا فرزند نوح بود , او بدان جهت  از درگاه خدا رانده شد و غرق شد كه شخصا نا صالح بود , با اينكه فرزند نوح پيغمبر بود . پس فرزندى و انتساب  به پيغمبر و امام سودى ندارد , عمل صالح لازم است ( 3 ) .

پاورقى :

1 . هود / 46 .

2 . معلوم مى شود در آنوقت  مردمى در كوفه پيدا شده بودند كه چنين افكار غلطى داشته اند و اين عده - كه البته عددشان زياد نبوده است  - براى اثبات  مدعاى فاسد خود آيه كريمه قرآن را به نوعى تحريف  مى كرده اند , و امام كه از اين جريان آگاه بوده است  ضمنا از اين فرصت  استفاده كرده نظر آنها را كوبيده است  .

3 . بحار الانوار , ج 10 ( چاپ  قديم ) ص 65 .

پيغمبر اكرم فرمودند : ايها الناس ان اباكم واحد , و ان ربكم واحد , كلكم لادم و آدم من تراب  , لا فخر لعربى على عجمى الا بالتقوى  )) ( 1 ) . (( اى مردم همه شما داراى يك  پدر و يك  خدا هستيد , همگى از آدم آفريده شده ايد و آدم از خاك  آفريده شده است  يعنى اصل و نسب  همه كس به خاك  بر مى گردد , عرب  را بر عجم فخر و امتيازى نيست  , تنها سبب امتياز , تقواست  )) .

سلمان فارسى كه در طلب  حقيقت  گام برمى داشت  به جايى رسيد كه رسول اكرم ( صلى الله عليه و آله ) درباره اش فرمود :

سلمان منا اهل البيت   [2][3]

 


 


[1] - محمد حسين فياض ، سايت نيزار و آرمان

[2] - عدل الهي ص 308 به نقل از  . بحار الانوار , چاپ  كمپانى , ج 11 , ص 25 , باب  مكارم اخلاق حضرت سجاد .

[3] - ر. ك. عدل الهي شهيد مطهري، بحث گناهان مسلمان، ص 364 تا 372.

 

 

 

پيش به سوي صلح و امنيت در افغانستان

 

 

 

مکانیسم پیشگیری و رفع فقر بر اساس کتاب و سنت

قرآن به صله رحم سفارش و تا كيد كرده, آن را در كنار ايمان به خدا و معاد آورده و از آن به علامت پرهيزگاري, درستي و مصداق نيكي ياد نموده و از قطع رحم و دوري نمودن از خويشان و بستگان, شديداً منع كرده‌است. قاطع رحم را ملعون و به‌دور از رحمت خدا معرفي مي‌كند و براي او عقوبت قرار مي‌دهد. ادامه مطلب

زكات يكي از عوامل مهم عدالت اجتماعي و مبارزه با فقر و محروميت, پركردن فاصله‌هاي طبقاتي و تقويت بنيه مالي حكومت اسلامي و پاك‌سازي روح و جان از حب دنيا ومال‌پرستي, و خلاصه وسيله‌ي بسيار مؤثري براي قرب الهي است ادامه مطلب


سيرة گفتاري و رفتاري امام علي(ع) به‌عنوان حاكم دولت اسلامي نشانگر اين است كه آن حضرت نظارت خاصي بر بازار داشتند و از گران‌فروشي، خيانت، احتكار، انحصار و...، جلوگيري مي‌كردند. لذا وظيفة دولت اسلامي است كه به اين مسايل بپردازد. ادامه مطلب

دولت اسلامي در «تأمين اجتماعي» مسئوليت مستقيم دارد و در اين مسئوليت، تنها تأمين نيازهاي حياتي افراد به عهدة دولت نيست، بلكه تأمين حد «كفايت» از زندگي (حدي كه به‌طور متعارف افراد جامعة اسلامي در آن زندگي مي‌كنند) بر دوش حاكم است،ادا مه مطلب


عدالت اقتصادي

يكي ديگر از وظايف مهم دولت، برقراري عدالت همه جانبه، از جمله عدالت اقتصادي است كه در بعضي آيات، هدف ارسال انبياء قلمداد شده است. ادامه مطلب


حاكم اسلامي موظف است، سياست عدم تداول ثروت در دست ثروتمندان را تعقيب كند. از مسلمانان زكات بگيرد و به مصارف آن كه در رأس آن‌ها رفع فقر است برساند. ادامه مطلب


جامعه‌ي اسلامي جمعيتي مي‌طلبد كه زيبنده‌ي آن باشد، يعني انسان‌هاي خداپرست، فرزانه، خردمند، انديشمند و آگاه، عدالت محور، متعهد و منظم، متخصص و ماهر در كارهاي زندگي و خود اتكاء . روشن است كه با رشد بي‌رويه و غير مسئولانه‌ي جمعيت، پرورش انسان‌هاي رشديافته، فرهيخته و قانون‌گرا غير عملي است

ادامه مطلب


از مصرف‌گرايي بايد دوري جست و نظري هم به فقيران و تهي‌دستان جامعه داشت، همان‌هاي كه در حداقل مخارج‌شان گير مانده‌اند، كه مسلماً حق و حقوقي از آنان سلب شده به گرسنگي و فقر دچار شده‌اند، ارتباط مصرف‌گرايي يا گرسنگي و فقر در كلام ائمه(ع) آشكار مي‌باشد، ادامه مطلب


لگو قرار دادن سيره عملي پيشوايان دين

علي(ع) مردي بود كه بيش از هركسي وارد اجتماع مي‌شد، فعاليت‌هاي اجتماعي و توليد ثروت مي‌كرد، ولي ثروت در كف‌اش قرار نمي‌گرفت، ثروت را اند.خته و ذخيره نمي‌كرد، كدام كار توليدي مشروع است كه در آن زمان وجود داشته و علي(ع) انجام نداده است؟ اگر تجارت است او عمل كرده، اگر زراعت، اگر باغ‌داري و درخت‌كاري است او انجام داده، اگر حفر قنوات است او انجام داده است.

ادامه مطلب


كار و توليد فعاليت‌هاي توليدي، عنصر اساسي در طلب روزي است، اهميت و تشويق به كار را مي‌توان از آيات متعدد استفاده كرد. ادامه مطلب


تحريف  معنوى:

تحریف، نوعی تغییر و تبدیل است و بر دو قسم تقسیم می‌گردد، 1- لفظی که لفظ را تغییر میدهند. 2- معنوی که به لفظ کار ندارند و معنا و مقصود گوینده را طوری تغییر میدهند که مراد نباشد و یا ضد مقصود گوینده باشد. ادامه مطلب


شايد بتوان ادعا كرد كه فقيرترين كشور در قاره‌ي پهناور آسيا، افغانستان باشد و در ميان اقوام ساكن در اين كشور، هزاره‌ها كه از نظر نژادي و مذهبي؛ متفاوت از ديگران بوده نژاد زرد و مذهب شيعه دارند، محروم‌ترين قوميت اين مرزوبوم را تشكيل مي‌دهند. ادامه مطلب


فلسفه عزاداری بر امام حسین (ع) در بیان شهید مطهری رحمه الله علیه

ادامه مطلب


عزاداري مردم افغانستان براي امام حسين (ع)

( در دوران غزنويان و تيموريان )

  ادامه مطلب


امام حسین در منابع اهل سنت

علاقه و محبت پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم به حسین علیه السلام

1 . زمخشری (از علمای بزرگ اهل سنت)، صاحب تفسیر معروف «کشاف » ، در کتاب «ربیع الابرار» نقل می کند:

«فاطمه علیها السلام با فرزندانش حسن و حسین علیهما السلام خدمت رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم رسیده و عرض کرد: یا رسول الله! هدیه ای به این ها بده . حضرت فرمود: پدرت فدایت، من مالی ندارم تا هدیه کنم . سپس حسن علیه السلام را بغل کرده، بوسید و روی پای راست خود قرار داد و فرمود: به این فرزندم، اخلاق و هیبت خود را هدیه می کنم و حسین علیه السلام را نیز بغل کرد و بوسید و بر روی پای چپ خود نهاد و فرمود: شجاعت و جود خود را بدو بخشیدم .»

ادامه مطلب


امام حسين عليه السلام او پيغمبر (ص)

د هجرت په څلورم کال د امام حسين عليه السلام  د زوکړې له وخت څخه د خداي رسول (ص) تر وفاته پورې چې دا ټوله موده شپږ کاله او څو مياستې کيږي خلق د هغې مينې او محبت له امله چې پيغمبر(ص) له هغۀ سره لرله د هغه په لويې مقام او لوړاوي پوه شول. ادامه مطلب


دفاع از حق و حقيقت یک وظیفه است -

defence of truth is a duty

ادامه مطلب



ادامه مطلب


د بخښونکي او مهربان خداي په نامه

 پښتو زده کړئ

لومړۍ برخه

د فارسي ژبو لپاره

ليکوال: محمدرحيم دراني

لومړۍ لوست

ادامه مطلب


پایگاه ها و سایت های دینی


Equality or identicalness
· Religion and science · Equality or identicalness of men and women · Misconciptions about Islam · Islam and modern technology · لغات ESP جلسه 2



كشتار شيعيان در پاكستان يا هر جاي ديگر تا كي و تا چند؟

 

كشتار بيرحمانه شيعيان توسط 
وهابيون در عراق

ادامه مطلب


تعلیم و تربیت

تعلیم در لغت به معنای آموزش دادن، یاد دادن، آموزش  و آموختن آمده است. در اصطلاح انتقال مفاهیم و اطلاعات به یاد گیرنده به صورت رسمی یا غیر رسمی.

تربیت در لغت به معنای پرورش، پروراندن، رشد و نمو، تغذیه نمودن، مراقبت نمودن و آداب و اخلاق را به کسی آموختن می باشد.

در اصطلاح:

1-   فراهم کردن زمینه ها و عوامل برای شکوفاسازی استعدادهای بالقوه انسان در جهت مطلوب.

2-   فعالیت منظم و مستمر در جهت کمک به رشد جسمانی، شناختی، اخلاقی، اجتماعی، و عاطفی و به طور کلی پرورش و شکوفایی استعدادهای متربیبه گونه ای که نتیجه آن در شخصیت متربی و به ویژه در رفتارهای او ظاهر شود.

3-   هدایت و سوق دادن آدمی به سوی ارزشهای والای انسانی به گونه ای که آن ارزشها را بفهمد، بپذیرد، دوست بدارد و در زندگی خود بکار گیرد.

رابطه ی تعلیم و تربیت

1-   تعلیم فضای شناخت فرد است و تربیت همه ابعاد (شناخت، رفتار، عاطفه) را در بر میگیرد

2-   تربیت جامعتر بوده و هدف است اما تعلیم مقدمه، وسیله و ابزار است.

علوم تربیتی

1-   (تعریف عام) مجموعه علومی که در رابطه با تربیت است. 

2-   (تعریف خاص) علوم تربیتی مجموعه علوم و معارفی است که شرایط وجود، کارکرد، و تحول وضعیات و وقایع تربیتی را مطالعه و بررسی میکند.

رشته علوم تربیتیEducation

رشته نظری و عملی است که بخشی از آموزش حرفه ی معلمان را تشکیل میدهد و شامل اصول روانشناسی و جامعه شناسی مورد استفاده در یادگیری و مطالعه سیستیماتیک و نظام مند کودک و روشهای تدریس میباشد.

پداگوژی Pedagogies

مجموعه علوم و معارفی است که از پژوهش و اندیشیدن در باره امور مربوط به عملکرد یا فرایند تربیت فراهم شده است. برخی پداگوژی را نظریه عملی تعلیم و تربیت معرفی کرده اند. برخی تفکر مربوط به آموزش و پرورش یا تعلیم و تربیت را پداگوژی گویند.

نهاد آموزش و پرورش یک نهاد اجتماعی است که مسئولیت آموزش و پرورش کودکان، نوجوانان و جوانان را به صورت رسمی به عهده دارد.

نظام آموزش و پرورش وسیعتر بوده کلیه مراکز مربوط به آموزش و پرورش را شامل میشود.

نظام تعلیم و تربیت وسیعتر است و شامل نهاد رسمی و غیر رسمی تعلیم و تربیت میشود.

مربی: کسی است که در پرورش، تربیت و هدایت فرد یا گروه طی یک فرایند خاص تأثیرگذار میباشد و اعم از معلم است.

متربی: کسی است که عمل پرورش و تربیت طی یک فرایند خاص روی او صورت میگیرد و او با کمک مربی میتواند ضمن شناساییتوانایی ها، استعدادها و محدودیت های خویش در جهت هدایت، رشد و شکوفایی استعداهای خود گام بردارد

اهمیت و ضرورت علوم تربیتی

1-   نفس تربیت و هدایت انسان مهم است و رشته علوم تربیتی در زمینه تبیین مبانی، اصول و روشهای تعلیم و تربیت بسیار تإثیرگذار است.

2-   مباحث علوم تربیتی و تعلیم و تربیت ارتباط نزدیک و فراوان با مباحث دینی، اخلاقی و اسلامی دارد.

3-   مباحث تعلیم و تربیت در عصر حاضر از سوی تفکرات اومانیستی و لیبرالیستی وارد چالش، تهاجم و ضربه پذیری جدی است و رشته علوم تربیتی به ویژه با نگاه دینی و اسلامی میتواند در مقابل این تفکرات بایستد.

4-   آینده کشورها، جوامع و نسل ها از لحاظ اعتقادی و اجتماعی و اخلاقی و علمی به نظام تعلیم و تربیت آن کشور وابسته است و رشته علوم تربیتی خصوصا با نگاه دینی میتواند در این زمینه تإثیرگذار باشد.

5-   رشته علوم تربیتی به پرورش همه ابعاد و ساحتهای مختلف انسان توجه دارد.

6-   رشته علوم تربیتی یکی از رشته های کاربردی و نقش آفرین در همه صحنه های زندگی و در مقاطع مختلف سنی میباشد.

7-   رشته علوم تربیت در زمینه فنون و روشهای آموزش و تدریس به سایر رشته های علوم انسانی کمک میکند.

جایگاه رشته علوم تربیتی

یکی از سوالات اساسی در علوم تربیتی این است که آیا علوم تربیتی یک رشته مستقل علمی است یا این که وابسته به علوم دیگر است؟ در پاسخ میتوان گفت : معیار استقلال هر علمی سه چیز است استقلال در هدف، روش تحقیق و موضوع و علوم تربیتی هر سه ملاک استقلال را دارد:

هدف علوم تربیتی پرورش و تربیت افراد کارامد و متخصص در همه رشته ها به ویژه در زمینه تعلیم و تربیت و نیز پرورش معلمانی شایسته برای فرایند تعلیم و تربیت دانش آموز میباشد.

روش تحقیق در علوم تربیتی نیز تا حدودی با برخی دیگ از رشته های علوم انسانی متفاوت است، در این علم علاوه بر روش تجربی و آزمایشگاهی (تحقیقات میدانی، آزمایش رفتار ...) از روشهای عقلی (تفکر و تعقل در موضوعات نظریه و تئوری) و نقلی و در تربیت اسلامی از روش تعبدی (تسلیم، رضا تعبد و اطاعت، پذیرش نظر خداوند بدون چون و چرا) نیز استفاده میشود

 

 

کد خوش آمد گویی و خدا حافظی


سلام بر حسين و اولاد و اصحاب حسين

سلام بر حسين و بر اولاد حسين و اصحاب حسين وياران باوفاي حسين

http://kabul3.persiangig.com/image/hossain.gifhttp://kabul3.persiangig.com/image/hossain4.gif

نميدانم چگونه امت پيامبر حرأت كردند كه فرزند دلبند پيامبر را به فجيع ترين وضع به شهادت برسانند،چگونه توانستند كودك شش ماهه (علي اصغر) را بكشند و چطور شد كه اهل بيت امام حسين ع كه همه آل نبي ص و علي ع بود را به اسارت ببرند و منزل به منزل روي شتران عريان در حالي كه سرهاي بريده عزيزان شان بر سر نيزه ها بود، به شام و دار الحكومه يزيد (لعنت الله عليه و علي ابيه) ببرند.

اصولا چرا با علي ابن ابي طالب جنگيدند؟ مگر جايگاه علي را نميدانستند و مگر سفارشهاي پيامبر در مورد علي را نشينيده بودند؟ چرا 70 سال بر منبرها به علي لعن كردند؟

پاسخ روشن است، نه معاويه و نه فرزندش يزيد، هيچكدام به پيامبر و دين او ايمان نداشتند و آنان جنگ هاي پيامبر  با ابوسفيان و مشركان قريش را فراموش نكرده بودند؛ جنگ هاي كه در آن تعداد زيادي از افراد خانواده ابوسفيان و از جمله جد مادري معاويه (عتبه) و دايي او (وليد) و برادرش حنظله در بدر به دست علي ع كشته شده بود را فراموش نكرده بودند!

در عصر حاضر وهابيت عرب كه از بقاياي يزيد و معاويه اند، همان مسير  را ادامه داده و سر، دست و پاي دوست داران اهلبيت نبي را مي‌برند، پيروان علي ع را رافضي و مشرك مي‌خوانند، و بي شرمانه معاويه را امير المؤمنين! مي‌خوانند و از يزيد نفي تقصير ميكنند!!!

اما وهابيت غير عرب كه نه از نسل يزيد اند و نه هم اموي يا عباسي! نيز جنايت ميكنند! براي اين كه پول ميگيرند! دالرهاي عربستان در سراسر عالم در گردش است تا جيره خواران و مزدوران بي اراده و نا فهم را به جان بقيه مسلمين بياندازند و در نتيجه مسلمانان را ضعيف و امريكا و اسراييل را تقويت كنند.

يزيديان غافل اند از اين كه نور حسين(ع) هرگز خاموش نخواهد شد

محرم را زنده نگه داريم!

1024x768

 فرا رسیدن دهه محرم و سالروز شهادت امام حسین ع و یارانش را به امت اسلامی تسلیت عرض می نماییم

شخصیت امام و جایگاه والای وی بر هیچ مسلمانی پوشیده نیست، هر مسلمانی (شیعه یا سنی) حسین ع را دوست دارد و از دشمنان وی بیزاری می جوید، در کشور عزیز ما افغانستان شیعه و سنی خود را دوست دار امام حسین ع دانسته و در عاشورا عزا داری می کنند و در مقابل از یزید و اعمال زشت و غیر انسانی اش بیزاری میجویند. ما هم به نوبه خود خواستیم یادی کرده و عرض ارادتی به پیشگاه مقدسش.

سيماى حسين (ع) در قرآن‏

در قرآن مجيد، آيات فراوانى تصريحاً و يا تلويحاً و تأويلاً مربوط به خاندان عترت رسول خدا (ص) است كه به ذكر بعضى از آن آيات اكتفا مى‏كنيم

1 - آيه مودّت «قل لا اسألكم عليه اجرا الاّ المودّة في القربى»[1]

ابن عباس مى‏گويد: هنگامى كه اين آيه نازل گرديد، به رسول خدا (ص) گفتند: اى رسول خدا! نزديكان تو چه كسانى هستند كه محبت آنان براى ما واجب شمرده شده است؟!

پيامبر (ص) فرمود: على و فاطمه و دو فرزند آنان صلوات اللَّه عليهم اجمعين. [2]

2- آيه تطهير «انّما يريد اللَّه ليذهب عنكم الرّجس اهل البيت و يطهّركم تطهيرا»[3]

حضرت عايشه رض نقل كرده است: پيامبر (ص) روزى به هنگام بامداد در حالى كه بُردى يمانى در بر داشت بيرون آمد، در همين اثنا حسن و حسين و فاطمه و على‏عليهم السلام به ترتيب و به فاصله كوتاهى از هم بر پيغمبر وارد شدند و پيامبر اكرم (ص) نيز به ترتيب آنها را با بُردى كه به تن داشت، پوشانيد و فرمود «انّما يريد اللَّه ليذهب عنكم الرّجس اهل البيت و يطهّركم تطهيرا».[4]

و در روايت ديگرى آمده است كه: پدر و پسرى بر عايشه وارد شدند و از علىّ بن ابى‏طالب(ع) پرس و جو كردند، عايشه در جواب گفت: از مردى سؤال مى‏كنيد كه محبوبترين اشخاص نزد رسول خدا (ص) است و دخترش فاطمه، همسر اوست، من به چشم خود ديدم كه رسول خدا (ص)، على و فاطمه و حسن و حسين‏عليهم السلام را فراخواند و پارچه‏اى را به روى آنها كشيد و فرمود: «خداوندا! اينها اهل بيت منند، از آنان پليدى را دور كن و پاكيزه‏شان نگاه دار»[5] ، و من به آنها نزديك شده گفتم: اى رسول خدا! من هم از اهل بيت تو هستم؟ پيامبر فرمود: برخيز و دور شو![6]

 3- آيه مباهله «فمن حاجّك فيه من بعد ما جاءك من العلم فقل تعالوا ندع ابناءنا و ابناءكم و نساءنا و نساءكم و انفسنا و انفسكم ثمّ نبتهل فنجعل لعنة اللَّه على الكاذبين»[7]

از جمله آياتى كه بر فضيلت و موقعيّت حضرت سيدالشهداء (ع) به اتّفاق مسلمين دلالت دارد، آيه مباهله است. در تفاسير اهل سنّت و در كتب محدّثان و مورّخان آمده است كه شركت كنندگان به همراه رسول خدا (ص) در مباهله با نصاراى نجران، على و فاطمه و حسن و حسين‏عليهم السلام بودند[8] ، و اين خود دليل روشنى است كه آنان گرامى‏ترين افراد نزد خدا و پيامبر او بوده‏اند.

آيه مباهله نمايانگر جلالت مقام و تقرّب خاصّ آنها به خداوند است و اين فضيلت براى جلالت شأن حسين بن على (ع) كافى است.

 



- [1] سوره شورى: 23.

[2] - عمده ابن بطريق 50.

[3] - سوره احزاب: 33.

[4] - صحيح مسلم 7/130.

 

[5] - اللّهمّ هؤلاء اهل بيتي فاذهب عنهم الرّجس و طهّرهم تطهيرا.

[6] - مختصر تفسير ابن كثير 3/94.

[7] - سوره آل عمران: 61.

[8] - تفسير فخررازى 8/80؛ مختصر تفسير ابن كثير 1/289؛ طبقات ابن سعد، ترجمه امام حسين 29؛ و در تفسير مجمع البيان 2/452 آمده است: مفسران اجماع كرده‏اند كه مراد از «ابناءنا» حسن و حسين عليهما السلام هستند.

 

وصيتنامه امام حسين (ع

1024x768

وصيتنامه امام حسين (ع(

بِسْمِ اللّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ،


هذا ما اَوْصى بِهِ الْحُسَينُ بْنُ عَلِي اِلى اَخيِهِ مُحَمّدِ بْنِ الْحَنَفِيَّةِ اَنَّ الْحُسَيْنَ يَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلا اللّه وَحَدهُ لا شَرِيْكَ لَهُ وَاَنَّ مُحَمَّدا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ جاءَ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِهِ وَاَنَّ الْجَنَّةَ حَقُّ وَالنّارَ حَقٌ وَالسَّاعَةَ آتِيَةٌ لارَيْبَ فيها وَاَنَّاللّه يَبْعَثُ مَنْ فِى الْقُبُورِ وَاَنَّى لَمْ اَخْرُجْ اَشِرا وَلا بَطِراً وَلا مُفْسِداً وَلا ظالِماً  وَانَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ اْلا صْلاحِ فِى اُمَّةِ جَدِّى صلى اللّه عليه و آله ارِيدُ اَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَاَنْهى عَنِ الْمُنْكَرِ وَاَسيرَ بِسِيرَةِ جَدِّى وَاَبى على بْنِ اَبِى طالِبٍ فَمَنْ قَبِلَنى بِقَبُولِ الْحَقِّ فَاللّه اَوْلى بِالْحقِّ وَمَنْ رَدَّ عَلَىّ هذا اَصْبِرُ حَتّى يَقْضِيَاللّهُ بَيْنِى وَبَيْنَ الْقَومِ وَهُوَ خَيْرُالْحاكِمِينَ وَهذِهِ وَصِيَّتِى اِلَيْكَ يااَخِى وَما تَوْفِيقى اِلاّ بِاللّه عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَاَليْهِ اُنِيبُ[1]

 ترجمه و توضيح لغات: اءَشِر (از اءَشَرَ، يَاءْشِرُ طغيان و سركشى و خودخواهى . بَطِر: سرپيچى و تكبر در مقابل حق.

ترجمه و توضيح                                                            :
امام عليه السلام هنگام حركت از مدينه به سوى مكه اين وصيتنامه را نوشت و با مهر خويش ممهور ساخته به برادرش محمد حنفيه تحويل داد: ((بِسْمِ اللّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ،)) اين وصيت حسين بن على است به برادرش محمد حنفيه ؛ حسين گواهى مى دهد به توحيد و يگانگى خداوند و گواهى مى دهد كه براى خدا شريكى نيست و شهادت مى دهد كه محمد صلّى اللّه عليه و آله بنده و فرستاده اوست و آيين حق (اسلام ) را از سوى خدا (براى جهانيان ) آورده است و شهادت مى دهد كه بهشت و دوزخ حق است و روز جزاء بدون شك به وقوع خواهد پيوست و خداوند همه انسانها را در چنين روزى زنده خواهد نمود. امام در وصيتنامه اش پس از بيان عقيده خويش درباره توحيد و نبوت و معاد، هدف خود را از اين سفر اين چنين بيان نمود: «و من نه از روى خودخواهى و يا براى خوشگذرانى و نه براى فساد و ستمگرى از مدينه خارج مى گردم بلكه هدف من از اين سفر امر به معروف و نهى از منكر و خواسته ام از اين حركت ، اصلاح مفاسد امت و احيا و زنده كردن سنت و قانون جدم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و راه و رسم پدرم على بن ابى طالب عليه السلام است . پس هركس اين حقيقت را از من بپذيرد (و از من پيروى كند) راه خدا را پذيرفته است و هركس رد كند (و از من پيروى نكند) من با صبر و استقامت (راه خود را) در پيش خواهم گرفت تا خداوند در ميان من و اين افراد حكم كند كه او بهترين حاكم است . و برادر! اين است وصيت من بر تو و توفيق از طرف خداست ، بر او توكل مى كنم و برگشتم به سوى اوست».


انگيزه هاى قيام حسين (ع)

امام عليه السلام در سخنان خود در پاسخ وليد و مروان اولين انگيزه قيام و مبارزه و علت مخالفت خود با يزيد بن معاويه را بيان نمود و اينك به هنگام حركت از مدينه در وصيتنامه خويش به انگيزه ديگر و يا به علة العلل قيام خود كه امر به معروف و نهى از منكر و مبارزه با مفاسد وسيع و نابسامانيهاى ضد اسلامى و ضد انسانى حكومت يزيدى مى باشد، اشاره مى كند و مى فرمايد:
«اگر آنان از من تقاضاى بيعت هم نكنند من باز هم آرام و ساكت نخواهم نشست ؛ زيرا اختلاف من با دستگاه خلافت تنها بر سر بيعت با يزيد نيست كه با سكوت آنان در موضوع بيعت ، من نيز سكوت اختيار كنم بلكه وجود يزيد و خاندان وى موجب پيدايش ظلم و ستم و سبب شيوع فساد و تغيير در احكام اسلام گرديده و اين وظيفه من است كه در راه اصلاح اين مفاسد و امر به معروف و نهى از منكر و احياى قانون جدم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و زنده كردن راه و رسم پدرم على عليه السلام و بسط عدل و داد بپا خيزم و ريشه اين نابسامانيها را كه خاندان بنى اميه است قلع و قمع نمايم . و همه جهانيان بدانند كه حسين جاه طلب نبود، طالب مقام و ثروت نبود، شرور، مفسد و اخلالگر نبود و اين حالت از روز اول تا ساعت آخر و تالحظه آخر در روح حسين عليه السلام متجلى ومتبلوربود».
در اينجا اين سؤ ال مطرح است كه آياانجام دادن وظيفه امربه معروف و نهى ازمنكر مشروط به نبودن ضرر جانى و مالى نيست ؟ در صورتى كه امام عليه السلام اين شرط را ناديده گرفته و از اين مرحله قدم فراتر نهاده و تا نقطه بذل جان و ايثار خون خود و يارانش ، قبول اسارت اهل بيت و دخترانش ‍ پيش رفته است.



[1] - مقتل خوارزمى ، ج 1، ص 188. مقتل عوالم ، ص 54.

فرا رسيدن محرم را پيشاپيش تسليت عرض ميكنم

http://kabul3.persiangig.com/image/ya%20allah.gif


http://kabul3.persiangig.com/image/ya%20mohammad.gif


تسلیت!


http://kabul3.persiangig.com/image/ya%20ali2.gif


تسلیت


http://kabul3.persiangig.com/image/yahossain2.gifhttp://kabul3.persiangig.com/image/ya%20hossain.gif


حسین ع نوری که هرگز خاموش نشود


http://kabul3.persiangig.com/image/hossain.gifhttp://kabul3.persiangig.com/image/hossain4.gif


http://kabul3.persiangig.com/image/abalfazl.gifhttp://kabul3.persiangig.com/image/mantegh%20hossaein.gif


منبع تصاویر: http://kabul3.persiangig.com/image

عيد غدير مباركباد

د

عيد غدير مبارك


بهاربيست                   www.bahar22.com


عید سعید غدیر خم مبارکباد




 


 


 


 



 


انيميشن مذهبي


http://kabul3.persiangig.com/image/ya%20allah.gif


http://kabul3.persiangig.com/image/yahossain2.gif

http://kabul3.persiangig.com/image/ya%20hossain.gif

عكسو انيميشن ما در اين آدرس موجود است

http://kabul3.persiangig.com/image



نمازگزاران افغان: حقوق بشر آمريكايي يعني كشتار مسلمانان

ا اعلام حمايت از خيزش مردمي دركشورهاي عربي؛
نمازگزاران افغان: حقوق بشر آمريكايي يعني كشتار مسلمانان
كابل- صدها نمازگزار افغان روز جمعه در يك تجمع گسترده كه باهدف حمايت از خيزش هاي مردمي كشورهاي عربي به ويژه مردم مظلوم بحرين برگزار شد، اعلام كردند: حقوق بشر از نوع آمريكايي با كشتار مسلمانان به ويژه شيعيان در جهان برابر است.
به گزارش خبرنگار ايرنا از كابل، اين افراد پس از اقامه نماز جمعه در مقابل حسينيه 'قلعه فتح الله' كابل با سردادن شعارهاي ' مرگ بر آمريكا' و ' مرگ بر اسراييل' حمايت همه جانبه خود از خيزش هاي مردمي كشورهاي عربي را اعلام كردند.
اين نمازگزاران با حمل بيلبوردهايي با مضمون ' مسلمان بحرين، تو رهرو حسيني'،' مرگ بر مزدوران غرب' و ' حكومت آل سعود، دشمن اتحاد مسلمين' خواهان قطع دخالت آمريكا و كشورهاي ديگر در امور كشورهاي عربي به ويژه بحرين شدند.
' اختر محمد رفيع زاده' يكي از تجمع كنندگان در گفت وگو با خبرنگار ايرنا اظهارداشت: همه مسلمانان از هر گوشه جهان بايد در حمايت از مسلمانان بحرين و ديگر كشورهاي عربي به پا خيزند.
وي اضافه كرد: آمريكا حق ندارد از آن سوي جهان بلند شود و با شعار حقوق بشر در قتل عام مسلمانان مظلوم كشورهاي عربي نقش آفريني كند.
سيد' عظيم موسوي' يكي ديگر از نمازگزاران نيز گفت: اين تجمع باهدف اعلام حمايت از مردم مظلوم بحرين و خيزش مردم مسلمان در ديگر كشورهاي عربي انجام شده تا آنان احساس نكنند كه تنها هستند.
وي بيان كرد: ما مسلمانان افغانستان از هيچ كمكي در حمايت از مردم مظلوم بحرين دريغ نمي كنيم.
يكي از روحانيون افغان كه در اين تجمع ضداستكباري حضور داشت نيز در گفت و گو با خبرنگار ايرنا اظهارداشت: دخالت آمريكا و همپيمانانش در جريان خيزش هاي مردمي كشورهاي عربي باهدف مقابله با تفكر و انديشه اسلامي انجام مي گيرد.
حجت الاسلام سيد ' احمد موسوي مبلغ' اضافه كرد: به دنبال انديشه هاي بلند حضرت امام خميني(ره) و شكل گيري انقلاب اسلامي ايران اينك مردم كشورهاي عربي به پا خاسته اند و خواهان تحقق حقوق مسلم خود هستند.
وي گفت: وقتي حوادث كشورهاي عربي ازجمله ليبي، تونس، مصر، بحرين و يمن را مرور مي كنيم نقش قدرت هاي استكباري به ويژه آمريكا و انگليس و تفكر ليبراليسم غرب در مقابله با انديشه هاي اسلامي قابل مشاهده است.
اين روحاني افغان افزود: ما به آمريكا و همپيمانانش اعلام مي كنيم كه از تجاوز به مسلمانان به ويژه شيعيان دست بكشند.
به گزارش ايرنا، نمازگزاران در جريان اين تجمع طومار بلندي در حمايت از مردم مسلمان بحرين امضا كردند.
همچنين اين تجمع كنندگان در پايان قطعنامه اي در 9 بند در حمايت از مردم بحرين و قيام هاي مردمي ديگر كشورهاي عربي اعلام كردند: برخورد دوگانه غرب با مساله بحرين و ليبي نشان دهنده نگاه گزينشي و منفعت طلبانه اين كشورها به كشورهاي اسلامي است.
در بخش ديگري از اين بيانيه نيز آمده است: دولت، مجلس و مقام هاي عالي رتبه جمهوري اسلامي افغانستان به عنوان وارثان 14سال جهاد مقدس ضدتجاوزگري و با تقديم ميليون ها شهيد انقلابي بايد در مقابل حوادث شكل گرفته در جهان اسلام ، قيام ها و كشتار مسلمانان از خود عكس العمل مناسب نشان مي دادند و ما مي خواهيم با اعلام موضع صريح خود، صداي ما را نيز به گوش جهانيان برسانند.
آساق**569**

امام 
حسین ع
امام حسین
 عیه السلام

 

كد تاريخ شمسي،‌قمري و ميلادي

از اين آدرس بگيريد


http://www.ashoora.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=1342:1389-06-01-04-52-42&catid=64:abzar-weblog-mazhabi

فلسفه عاشورا از ديدگاه شخصیت های علمی و سیاسی افغانستان

وشته شده است توسط تهیه کننده:سید جعفر عادلی   
شنبه, 11 دسمبر 2010 21:20
فلسفه عاشورا از ديدگاه شخصیت های علمی و سیاسی افغانستان
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4
در مورد عاشورا و قيام امام حسین(ع) كتب فراواني نگاشته شده و شخصيت هاي زیادی در این مورد سخن گفته که در این قسمت راجع به فلسفه عاشورا به ديدگاه برخي شخصيت هاي كشور اسلامي افغانستان اشاره مي شود. پس از تشكيل نظام جمهوري اسلامي در افغانستان ، هرساله اعضاي كابينه با برنامه ريزي توسط رئيس جمهور كشور، اعضاي كابينه هركدام بطور جداگانه دريكي از مساجد و يا تكايا ي شهركابل موظف مي شوند كه پيرامون نهضت امام حسين(ع) سخنراني نمايند و با همين شيوه مقامات حكومتي در ديگر ولايات افغانستان نيز در روزهاي عاشورا در مراسم سوگواري حضور پيدا مي نمايند.
شوراي اخوت اسلامي اولين ابتكارش برگزاري مراسم بزرگ روز نهم محرم برابر با ماه جدي سال 1385 در مسجد شريف عيدگاه با حضور رئيس جمهور بود و پس از آن دوسال دیگر در همان مکان جلساتی برپا گردید كه به چکیده ازگفتار برخی از شخصیت های سیاسی و علمی کشور به طور مختصر اشاره مي گردد:

حامد کرزی رئيس جمهور اسلامی افغانستان:
 ايثار وفداکاری نواده رسول اکرم(ص) نه تنها اسلام و راه و روش محمدي را نجات داد، بلکه از خون معطرش قرنها و نسلها تا امروز موجهاي مقاومت، ايثار و جوانمردي، صلح طلبي و صلح خواهي ايجاد شد؛ امروز ما براي خود و آيندگان راه و روش زندگي با عزت و فداکاري و حق طلبي و ايستادن در برابر ظلم و کساني که حق ما را انکار مي کنند، بياموزيم وایثار امام حسین(رض) را سرمشق و افتخار بدانیم....

جنرال عبدالرحیم وردک وزیر دفاع ملی: تا جهان است حادثه غم انگیز عاشورا زخم سینه ها را باز کرده و جام دیده ها را از اشک لبریز می کند و هر روز به کاروان شهدای حسینی افزوده می شود.

پروفیسور برهان الدین ربانی از رهبران جهادی و رئیس جبهه ملی:
 عاشورا برای مسلمانان موضوع عاطفی و احساس نیست، بلکه درس ایثار، عدالت خواهی، مبارزه با فساد، استبداد و نظام فاسد بود. تنها راه پیروزی مسلمانان حفظ و حدت و یکپارچگی و هوشیاری در برابر توطئه های بیگانگان می باشد.
آیت الله محسنی رئیس شورای علمای شیعه افغانستان:
 عاشورا یک حادثه نیست بلکه یک مکتب است.
استاد عبدالرب رسول سیاف:
 واقعه عاشورا یک حادثه عظیم تاریخی در جهان اسلام هست که توسط امام حسین(رض) و یاران پاک‌
طینتش برای اصلاح امت اسلامی به وقوع پیوست و یکی از ضروریات ایمان، محبت به پیامبر اسلام و اهل بیت آن حضرت می‌باشد. 
آیت الله سید محسن حجت:
 منزلت اهلبیت به اندازه منزلت قرآن است، همان طوری که قرآن را« لا يَمَسُّهُ إِلا الْمُطَهَّرُونَ» اهلبیت را هم مقامش را درک نمی کند؛ «مطهرون» ما باید مطهر بشویم تا بفهمیم پیام قرآن و اهلبیت را و آنان که مطهر بودند وزحمت کشیدند و تعالی وترقی معنوی داشتند، اهلبیت را درک کردند. درک اهلبیت(ع) ربط به سنی بودن وشیعه بودن ندارد. مهم اینکه باطن ما با اهلبیت باشد و آن اینست که ما خط اهلبیت(ع) را بشناسیم، مهم این است که ما از اهل بیت(ع) جدا نشویم آنها طالب ما هستند به شرط آنکه ماهم زمینۀ این قضیه را فراهم کنیم.
شیخ الحدیث فضل احمد شینواری: 
«انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی» محبت اهل بیت پیامبر عظیم الشأن اسلام(ص) از شاخص های مهم یک مسلمان به شمار می رود؛ ایشان صحبت های خود را در محوریت این حدیث و حادثه کربلا ادامه داد و گفت: تجلیل از قیام بزرگ و تاریخ ساز کربلا و سالروز شهادت نواده پیامبر که آن حضرت(ص) در باره اش فرمود: «حسین منی و انا من حسین، احب الله من احب حسينا» باعث بیداری امت اسلامی می گردد.
استاد محمد کریم خلیلی معاون دوم ریاست جمهوری:
 جای افتخار است اینکه بار دیگر علمای جید، دلسوز و آگاه به مسائل روز در این مجلس گردهم آمده و جهت تحکیم اخوت اسلامی میان برادران و خواهران هم کیش و مسلمان این مرز و بوم و اهداف بزرگ امام حسین(ع) این چراغ هدایت و کشتی نجات مسلمین بحث و صحبت مینمایند.
محمد يونس قانوني رئیس مجلس نمایندگان:

دهه ي محرم كه مصادف با حماسه كربلاي حضرت حسين(رض) است بخش بزرگي از تاريخ اسلامي را تشكيل مي دهد و فاجعه ي المناك كربلا يكي از بزرگ ترين، مهم ترين و تاثير گذارترين حوادث در بستر تاريخ اسلام به شمار مي رود و حراست از سنت پيامبر(ص)، جوهر قيام امام حسين(رض) را تشكيل مي دهد.
حاج سید محمدهادی «هادی» رئیس کمیسیون برگزار ی مراسم عاشورا:

در آغازین روزهای محرم الحرام قرار داریم این محفل شریف از سوی شورای اخوت اسلامی بر گزار گردیده است تا در راستای سر فصل های که دراین روز بزرگ بخوانش گرفته می شود دستورالعمل جامعۀ اسلامی مان باشد وسنی وشیعه درکنار هم از امام حسین(ع) وسالروز شهادت آن حضرت عزاداري می کنند وعاشورا را زنده نگه می دارند.
ملا تاج محمد مجاهد مؤسس بنیاد علماء و معاون اول شورای اخوت اسلامی:
 بر ماست امروز تاقسم که دوستان فرمودند آن خط حسینی، آن حسینیت را در راه معقولش تعقیب بکنیم و برویم در مقابل زمامداران بیدین ویا زمامداران دین دار که انسان ها را به سوی ذلت، بسوی بی دینی، بسوی سبک شدن و رسوا شدن دعوت می کنند، واقعاً انسانهای که با خدا عهد بسته که بنده هستند و بنده گی میکنند ازین حرکت تنبیه شوند و استفاده ی بکنند حیات همان عقیده و جهاد است، اگر انسان عقیده نداشته باشد ودر آن راه تلاش نکند موقفش پائین میاید به حد حیوانات میرسد
استاد محمد محقق رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان و عضو پارلمان کشور:

مجلس با عظمت امروز که از طرف شورای اخوت اسلامی به مناسبت تجلیل از عاشورای حسینی بر گزار شده است ابتکار خدا پسندانه ایست که از طرف بزرگان و علمای ما پی ریزی شده است و انشاالله که می تواند برای شناخت امام حسین(ع) و شناخت آل رسول(ص) و قدر دانی از آنها جامعه مارا منسجم نموده و راه روشن رابرای جامعه ما ترسیم می کند.
عبدالرحیم وردک وزیر دفاع ملی: 
تا جهان است حادثه غم انگیز عاشورا زخم سینه ها را باز کرده وجام دیده ها را از اشک لبریز می کند و هر روز به کاروان شهدای حسینی افزوده می شود.
مولوی حبیب الله حسام عضو شورای اخوت اسلامی: 
پیام خون سرخ حضرت امام حسین(رض) برای قبول نکردن نظام ظلم وستم واستبداد با آوردن نظام عدل الهی در روی زمین برای بشریت را دارد .
بنا بر اين عاشورا منحصر به یک مذهب، قوم، نژاد و جغرافیا نیست و قیام امام حسین(ع) در تداوم وتحقق خط ورسالت پیامبر بزرگ اسلام(ص) است؛ ماه محرم، فصل شکفتن لاله هاي مقاومت خونين اسلام است؛ همان گونه که سرآغاز زوال حاکميت هاي فاسد نيز می باشد؛ ماه محرم در افغانستان فرصتی مناسبی هست که همه ساله سخنرانان در مساجد و حسینیه ها بر وحدت مذاهب شیعه و سنی و وحدت ملی تاکید می کنند.
محرم و عاشورا در فرهنگ اسلامي يک تاريخ زنده، يک انقلاب خونين، يک مظلوميت آشکار و يک مجموعه‌ي از حماسه هاي بي نظير است. محرم ماهی که خون خدا بر زمين ريخت و بهترين بندگان خدا در دست بدترين موجودات زميني به شهادت رسيدند. 

 منبع : آوا - کابل

منبع: http://shiaonline.net/farsi/index.php?option=com_content&view=article&id=212:1389-09-20-21-49-41&catid=10:1388-06-09-22-18-46&Itemid=125


سایت های دینی


یاد و نام رهبر فقید شیعیان

افغانستان و بنیانگذار جنبش

عدالتخواهی در افغانستان

استادشهیدمزاری گرامیباد

ویژه نامه شهید استاد مزاری

(شاهد یاران) کاری از بنیاد

شهیدجمهوری اسلامی ایران

دانشمند نامدار و استاد الاساتید

حوزه های علمیه نجف و قم مرحوم

علامه استاد مدرس افغانی

 

یاد و نام خورشید تابناک عرفان

و سیاست مصلح کبیر جهان

خمینی بزرگ، گرامی باد

 

یاد و نام فقیه روشن ضمیر دیارلبنان،

 سیاستمدار آگاه و منادی وحدت

حضرت علامه فضل الله گرامی باد

لوگوی سایت ها


سایتهای دینی پر استفاده

پایگاه حضرت آیة الله العظمی محقق کابلی

 

پایگاه آیة الله العظمی حاج شیخ اسحاق فیاض


 پایگاه آیة الله العظمی حاج شیخ آصف محسنی

پایگاه آیة الله سید محسن حجت کابلی

 


http://shiaonline.net/farsi/index.php?option=com_content&view=article&id=213:1389-09-25-14-50-33&catid=29:1388-10-06-10-53-53&Itemid=119


نخست وزير ترکيه: عاشورا درس زندگي است رئيس جمهور افغانستان: عاشورا قطع استبداد كرد

 

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

حضور،سخنرانی و تسلیت رییس جمهور کرزی در جمع عزاداران حسینی - کابل

رئیس جمهور باحضور در حوزه علمیه خاتم النبین سالروز شهادت امام حسین رض را به مردم افغانستان تسلیت گفت و افزود: برای مسوولین دهم محرم  می آموزد که زندگی اجتماعی خود را به مثابه یک انسان به موازین اخلاقی حضرت امام حسین رض عیار کنند و جامعه را بطرف اخلاقیات و کردار نیک رهنمایی نمایند. دربرابر ظلم و استبداد بیاستند تا جامعه ای بوجود آید که در آن ظلم، بی عدالتی و بدبختی نباشد و مردم در فضای صلح، عدالت و رفاه زندگی نمایند.

 

حامدکرزی رئیس جمهوری اسلامی افغانستان با حضور در حوزه علمیه خاتم النبین شهر کابل دهم محرم سالروز شهادت امام حسین و یاران باوفایش را به مردم افغانستان و جهان اسلام تسلیت گفت.

رئیس جمهور با خوانش ومعنای شعری از علامه اقبال لاهوری درمورد ثمرات شهادت قهرمانان امام حسین رض تصریح کرد که ثمره خون پاک آنحضرت، اهل بیت و یارانش به جامعه بشری سبب ایجاد یک سلسله فکری، موازین اخلاقی و مقاومت متداوم در برابر ظلم و استبداد گردید.

رئیس جمهور افزود که استبداد در جامعه بشری هنوز وجود دارد، در گذشته نیز بوده و در آینده نیز خواهد بود، اما امام حسین رض به نثار خون در دهم محرم سلسله فکری را بنا کرد که براساس آن  جامعه بشری همیشه باید دربرابر استبداد و زوگویی به مقاومت و جدال برخیزد.

حامدکرزی با بیان اینکه مسوولین باید از دهم محرم به عنوان یک پند استفاده کنند گفت: برای مسوولین دهم محرم  می آموزد که زنده گی اجتماعی خود را به مثابه یک انسان به موازین اخلاقی حضرت امام حسین رض عیار کنند و جامعه را بطرف اخلاقیات و کردار نیک رهنمایی نمایند. دربرابر ظلم و استبداد بیاستند تا جامعه ای بوجود آید که در آن ظلم، بی عدالتی و بدبختی نباشد و مردم در فضای صلح، عدالت و رفاه زنده گی نمایند.

رئیس جمهور در بخش دیگر سخنانش یکبار دیگر مخالفین دولت را به صلح فراخواند و گفت: با کسب اندرز از این روز بزرگ بازهم از برادرانی که علیه وطن خود تفنگ برداشته اند، در هرجایی که هستند، می خواهم تا بخاطر خون پاک شهدای عاشورا دست ظلم از روی وطن خود بردارند، به آغوش کشور و جامعه خویش برگردند و در صلح و صفا زنده گی نمایند.

منبع: http://www.ebtekarnews.com/Ebtekar/News.aspx?NID=75548



گروه سياست خارجي- در اقدامي بي سابقه سران دو کشور ترکيه و افغانستان هماسيگان شرقي و غربي ايران، با حضوردر مراسم عزاداري شيعيان دو کشور در روز عاشورا اين حادثه تاريخي و بزرگ را گرامي داشتند. .رجب طيب اردوغان نخست وزير تركيه به عنوان اولين مقام ارشد اجرايي کشور ترکيه در طول يک قرن گذشته بصورت رسمي درمراسم روزعاشورا در استانبول حضور يافت و در تکريم حادثه عاشورا به ايراد سخن پرداخت. حامد کرزي رئيس جمهور افغانستان هم روز پنج شنبه در مراسم روزعاشورا در كابل که در مدرسه خاتم‌النبيين برگزار شد حاضر شد و اظهار داشت كه بشريت براي دوري از ظلم و استبداد، بايد راه امام حسين(ع) را ادامه دهد.”حامد كرزي” در اين محفل در مورد فلسفه قيام امام حسين(ع) اظهار داشت: قيام امام حسين(ع) به معناي قطع ظلم و استبداد در جوامع بشري و مبارزه با ظلم است.
رجب طيب اردوغان در حالي در مراسم عاشوراي استانبول حاضر شد و به سخنراني پرداخت که علي اكبر ولايتي، مشاور سياسي رهبرانقلاب به نمايندگي از سوي ايشان با حضوردر ترکيه در اين مراسم حاضر بود و همچنين جمع زيادي از شخصيت‌هاي سياسي و ديني تركيه نيز حضور داشتند. منابع اطلاع رساني تركيه اعلام كردند كه شهر استانبول در روز عاشورا شاهد حضور دهها هزار شهروند از طوايف مختلف بود كه مراسم عاشورا را برگزار كردند.
اردوغان در اين مراسم كه روز پنجشنبه در شهر استانبول برگزار شد، طي سخناني در ابتدا انفجار تروريستي در شهر چابهار و نيز حملات تروريستي در شهرهاي نجف و سامراي عراق و اقدامات تروريستي كه غير نظاميان را در هر مكاني از جهان هدف قرار مي‌دهد، محكوم كرد و گفت: مسلمانان منطقه، مسيري مشترك دارند و بايد اختلافاتشان را كنار بگذارند و در جهت تقويت وحدت و ناكام گذاشتن هر گونه تلاش براي فتنه انگيزي گام بردارند.وي گفت: اين وقايع بيانگر توطئه‌هاي از پيش طراحي شده است و ما چنين توطئه‌هايي را در شهرهاي تركيه داشتيم و درس مهمي از اين طرح‌هاي توطئه گرفتيم كه بايد در مقابل چنين حوادث تروريستي براي آينده‌اي بهتر تلاش كنيم و وحدت خود را حفظ كنيم.
نخست وزير تركيه اظهار داشت: شهادت امام حسين (ع) در روز عاشورا به منزله وداع نيست، بلكه شهادت امام حسين در اين روز درس زندگي است. امام حسين (ع) با خون پاك خود به ما درس ايستادگي در برابر ظلم و جور را دارد.اردوغان كه در اين مراسم در ميان دهها هزار مسلمان در منطقه هالكالي استانبول سخنراني مي‌كرد، عنوان داشت: هر حادثه‌اي كه در جهان اسلام رخ مي‌دهد واقعه كربلا را براي ما تداعي مي‌كند و ما به خاطر مصيبتي كه بر هر مسلماني در هر نقطه‌اي از جهان رخ مي‌دهد احساس ناراحتي مي‌كنيم.
کرزي : قيام امام حسين(ع) به معناي قطع استبداد در جوامع بشري است
از سوي ديگر و در کشور همسايه شرقي ايران نيز حامد کرزي رئيس جمهور افغانستان در مراسم روزعاشورا در كابل اظهار داشت كه بشريت براي دوري از ظلم و استبداد، بايد راه امام حسين(ع) را ادامه دهد.
به گزارش فارس در مراسمي كه در مدرسه خاتم النبيين در شهر كابل بر گزار شد، هزاران تن از عاشقان امام حسين (ع)، اعضاي پارلمان، رئيس جمهور و وزرا و جمعي از مقامات دولتي و شخصيت‌هاي فرهنگي شركت كردند. رئيس جمهور افغانستان يكي از سخنرانان مراسم مدرسه”خاتم‌النبيين” در شهر كابل بود.”حامد كرزي” در اين محفل در مورد فلسفه قيام امام حسين(ع) اظهار داشت: قيام امام حسين(ع) به معناي قطع ظلم و استبداد در جوامع بشري و مبارزه با ظلم است.كرزي ضمن تقبيح حادثه تروريستي روز گذشته در چابهار، آنرا نمونه‌اى از بزرگترين استبداد خوانده و گفت كه استبداد هنوز هم هست و اين استبداد و ظلم در افغانستان و پاكستان ادامه دارد.كرزى، عاشوراى حسينى را پيام صلح و مقاومت خوانده و گفت كه اين روز ايده مقاومت و اخلاقيات را براى جهان اسلام به ارمغان آورده است.
رئيس جمهور افغانستان ضمن قرائت اين بيت از علامه اقبال لاهورى:موج خون او چمن ايجاد كرد/ تا قيامت قطع استبداد كرد ، گفت كه حاصل خون پاك حضرت امام حسين(ع) و اعضاى خانواده و ياران با وفايش، ايجاد يك سلسله فكرى، ايجاد موازين اخلاقى و مقاومت مداوم در برابر ستمگران بود. وي گفت: عاشوراي امام حسين(ع) به ما اين درس را آموخت كه بايد در مقابل اين گونه مظالم و استبداد، با خون خود، مبارزه و فداكاري كرد.
وي از مخالفان دولت بار ديگر تقاضا كرد تا به زندگي عادي، آرام و آبرومندانه روي آورند. در اين مراسم باشكوه رئيس جمهور افغانستان حادثه كربلا را الگوي زيبايي براي مسلمانان توصيف كرد كه چگونه ايستادن در برابر ظلم و استبداد را به آنان مي‌آموزد.بر اساس اين گزارش، در روز عاشورا شهر كابل پايتخت افغانستان رنگ عاشورايي به خود گرفته و در اكثر نقاط شهر پارچه‌ها و پرچم‌هاي سياه، قرمز و سبز مزين به شعارها و پيام‌هاي عاشورايي بر افراشته شده‌ است.

منبع: http://www.ebtekarnews.com/Ebtekar/News.aspx?NID=75548

کتابخانه دیجیتال / دانلوود کتاب رایگان

كتابخانه بلاغ

 

 

www.ijtihad.ir

www.fighlib

www.islamicfigh.com

www.yaoo.ir

www.poldoc.ir

www.islamic.org

wwwmaoe.dt.ir

www.link.ir

www.ketab1.blogfa.com

کتابخانه قرآن شناسی


www.ketab2.blogfa.com

کتابخانه قرآن نهج البلاغه و مفاتیح

 

www.ketab3.blogfa.com

 

www.ketab4.blogfa.com

 

www.ketab5.blogfa.com

 

 

http://ketab7.blogfa.com /

 

كتابخانه قرآن

 كتابخانه پيامبر و اهل بيت(ع)

  كتابخانه كلام و اعتقادات

  كتابخانه فقه و احكام

  كتابخانه اخلاق

 مجلات

صله رحم در اسلام

صله رحم

نيكي كردن به «ذوي القربي» را «صله رحم» مي‌گويند, «ذوي القربي» يا خويشاوندان, كساني هستند كه فرد به وسيلة پدر و مادر, يا پدربزرگ و مادربزرگ, با آن‌ها پيوند داشته باشد, دليلي ندارد كه به محارم منحصر باشد، زيرا محرميت حكم شرعي است, اما قرابت واژه‌اي است كه از نظر لغوي براي خويشاوندي وضع شده، گرچه از جهت نزديك و دور بودن متفاوت باشد.[1]

قرآن به صله رحم سفارش و تا كيد كرده, آن را در كنار ايمان به خدا و معاد آورده و از آن به علامت پرهيزگاري, درستي و مصداق نيكي ياد نموده و از قطع رحم و دوري نمودن از خويشان و بستگان, شديداً منع كرده‌است. قاطع رحم را ملعون و به‌دور از رحمت خدا معرفي مي‌كند و براي او عقوبت قرار مي‌دهد.

اگر هر مجموعة فاميل, ايتام خود را سرپرستي و فقيران خود را اداره كنند, بعيد نيست بتوان ادعا كرد, فقر به كلي از جامعه زدوده شود و فقيري باقي نماند. به‌عبارت ديگر براي اصلاح, تقويت, پيشرفت و تكامل بخشيدن به يك اجتماع بزرگ از نظر اقتصادي, جنبه‌هاي معنوي, اخلاقي يا هر جهت ديگر, از واحدهاي كوچك آن آغاز مي‌كنند, با پيشرفت و تقويت تمام واحدهاي كوچك, اجتماع عظيم خود به‌خود اصلاح و تقويت خواهد شد. در صله رحم توصيه به تقويت كساني داده شده كه معمولاً افراد از اعانت به آنان روگردان نيستند, زيرا تقويت بنيه‌ي افرادي  را مي‌كنند كه خون‌شان در رگ و پوست هم در گردش است, از هم فاصله‌اي نداشته و اعضاي يك خانواده‌اند. هنگامي كه اجتماعات كوچك خويشاوندي از جهت اقتصا دي و ساير جنبه‌ها, قوي و نيرومند شد, اجتماع عظيم آن‌ها نيز عظمت مي‌يابد, و از جهات مختلف قوي خواهد شد.[2]

اگر به ابزار فقرزدايي با دقت نگريسته شود, حديث نبوي قابل درك خواهد شد كه فرمود: «صلة الرحم تعمر الديار و تزيد في الا عمار و ان كان اهلها غير اخيار»[3] پيوند با خويشاوندان, شهرها را آباد مي‌سازد و بر عمرها مي‌افزايد, گرچه انجام دهندگان آن از نيكان هم نباشد. از طرفي صله رحم تنها يك كمك صرف اقتصادي نيست, بلكه همراه با رسيدگي, لطافت‌هاي روحي, رواني و ظرفيت‌هاي اجتماعي است. اين لطافت‌ها و ظرفيت‌ها در رفتار الگوهاي فرستاده شده از طرف خداوند (پيامبران و امامان معصوم‌عليه‌السلام) تجلي يافته است. از سوي ديگر منافع صله رحم هم‌چون احسان, انفاق و ساير ابزارهاي اصلاح توزيع و رفع فقر كه در اسلام پيش بيني شده, دو سويه و دوطرفه است. اندكي تفكر در شرط مباشرت صلة رحم احسان به پدر و مادر و خويشان, نكات ظريفي را روشن مي‌سازد. آيا تا به حال فكر كرده‌ايد چرا پيشوايان معصوم و اميرالمؤمنين(ع) در دوران خلافت خود مستقيماً به انفاق, احسان و صله رحم اقدام مي‌كردند؟ آيا بهتر نبود, خليفة مسلمانان به‌جاي اين كه وقت خود را به فرستادن اندكي مواد غذايي براي بستگان, يتيمان و فقيران صرف كند, يا به دلجويي از يتيمان بپردازد, به كشورداري مي‌پرداخت و مواد غذايي يا ساير كمك‌ها را با مأموران وكاركنان دولت به‌صورت غير مستقيم به آنان مي‌رساند؟ جز اين است كه رضايت حق در رسيدگي به ديگران به‌صورت مستقيم است, كه در آيات متعدد اظهار شده و مصالح بزرگ فردي و اجتماعي در اين رضايت نهفته است. در آياتي از قرآن كريم به صلة رحم سفارش شده و قطع رحم مورد نكوهش قرار گرفته است.[4]

 



[1] - ر.ك. رجايي، پيشين، ص 216.

[2] - مكارم شيرازي و ديگران، پيشين، ج1، ص 103.

[3] - مستدرك، 15/ 241/ 11. بحار، 47/ 163/ 6 و 71/ 93/ 3. امالي طوسي، 480.

[4] - رجايي، پيشين، ص 217.