كار و توليد و نقش آن در ترقي و پيشرفت انسان‌ها

فعاليت‌هاي توليدي، عنصر اساسي در طلب روزي است، اهميت و تشويق به كار را مي‌توان از آيات متعدد استفاده كرد. قرآن كريم به تصرف در عوامل توليد كه خداوند براي بشر خلق كرده، توصيه و به شكر اين نعمت‌ها و استفادة درست و مناسب از آن‌ها تأكيد و دوري كردن از تصرف در عوامل توليد را پيروي از گام شيطان دانسته و نكوهش مي‌كند. خداوند متعال در آيات مختلف با يادآوري اين كه او منابع و امكانات را براي انسان‌ها آفريده و آن‌ها را مسخر «رام» ايشان قرار داده است، به جيتجو در زمين، بهره‌مندي از منافع آن، آباد كردن و برطرف ساختن نيازهاي معيشتي به وسيلة امكانات نهفته در آن تشويق و بيان‌هاي مختلف، اهميت آن را گوشزد نموده و مي‌كند، بدين‌ترتيب مي‌توان پي برد، كه اقدام به عمليات توليدي، امكان دارد، مظهري از مظاهر عبوديت حق باشد و هم‌چنين مي‌توان به خطا بودن ذهنيت افرادي متوجه شد كه اشتغال به امور معيشت را از قبيل پرداختن به امور مادي و منقطع از دين، و تدين را جدا شدن از مظاهر مادي دانسته و رهبانيت را پيشة خود مي‌سازند، قرآن كريم با متذكر شدن اين كه خداوند نعمت‌ها و منابع را براي شما آفريده است، به جستجو در زمين براي طلب روزي، امر و به تهيه قوه (توان و نيرو) دستور داده خواستار اباداني در زمين شده و با بيان‌هاي مختلف، اهميت توليد و تشويق به آن را گوشزد كرده است.[1]

مجموعه‌ي از آيات به جستجوي روزي و طلب از فضل خداوند امر مي‌كند. يكي از شيوه‌هاي بارز جستجو از فضل خداوند، فعاليت‌هاي توليدي به شمار مي‌رود، نكتة مهم در فعاليت‌هاي توليدي براي گسترش روزي، دامنه‌ي اين فعاليت‌ها است، نه تنها خشكي بلكه سراسر زمين و آسمان قلمرو فعاليت‌هاي توليدي بشر هست، نمونة آن، آيات تسخير زمين، آسمان و دريا است، تا بشر بتواند از همه نعمت‌هاي الهي بهره‌مند شود. نكته‌ي نهفته در تسخير آسمان و زمين، دريا و كشتي، اين است كه بشر بدون فن‌آوري لازم نمي‌تواند از اين نعمت‌ها بهره‌مند گردد، پس تصرف در آسمان و زمين و بهره‌مند شدن از نعمت‌هاي آن بدون توليد ابزارهاي لازم و وسايل مدرن و فن‌آوري‌هاي نوين ميسر نيست، در واقع تشويق به توليد، ترغيب به فراهم سازي زمينه‌ي توليد نيز هست. « وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ آيَتَيْنِ فَمَحَوْنَا آيَةَ اللَّيْلِ وَجَعَلْنَا آيَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً لِتَبْتَغُواْ فَضْلاً مِّن رَّبِّكُمْ»[2] ما شب و روز را دو نشانه‌ي (توحيد و عظمت خود) قرار داديم سپس نشانه‌ي شب را محو كرديم و نشانه‌ي روز را روشني‌بخش ساختيم تا (در پرتو آن) فضل پروردگارتان را بطلبيد (و به تلاش زندگي برخيزيد). بعضي از آيات واژة ابتغاء از فضل الهي را ندارند، ولي به جستجوي روزي سفارش مي‌كنند و در آيه‌ي ديگر آباداني را طلب مي‌كند، « وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَـهٍ غَيْرُهُ هُوَ أَنشَأَكُم مِّنَ الأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا...»[3] به سوي قوم ثمود برادرشان صالح را (فرستاديم) گفت: اي قوم من! خدا را پرستش كنيد، معبودي جز او براي شما نيست، اوست كه شما را از زمين آفريد و آبادي آن را به شما واگذاشت ...، در واقع قرآن كريم از انسان‌ها خواسته، زمين را آباد كرد و در اختيار شما گذاشت، بلكه مي‌گويد: عمران و آبادي زمين را به شما تفويض كرد، اشاره به اين كه وسايل از هر نظر آماده است، اما شما بايد با كار و كوشش سهمي نداريد. بديهي است كه طلب عمران حكم تكويني است نه تشريعي. در تعدادي از آيات با لفظ «كلوا» امر به تصرف در مافي الارض رزق و غيره شده است. در برخي آيات به فراهم سازي زمينة توليد و بالملازمه بر اهميت و تشويق به آن دلالت دارند، « وَلَقَدْ مَكَّنَّاكُمْ فِي الأَرْضِ وَجَعَلْنَا لَكُمْ فِيهَا مَعَايِشَ قَلِيلاً مَّا تَشْكُرُونَ»[4] (بنا بر معناي عملي تشكر، يعني استفادة مناسب از نعمت‌ها) مؤيدي بر اهميت و تشويق به توليد است.[5]

 از تأكيدات مهم اسلام به انسان‌ها، آن است كه در هيچ زماني از زندگي خود، از كار و تلاش باز نايستند، انسان همواره بايد در عرصه‌هاي مختلف زندگي- كه بخشي از آن، تلاش براي تأمين نيازهاي اقتصادي و معيشتي است- به صورت جدي و مستمر كوشش كند تا در پرتو چنين تلاش‌ها و زحماتي، جامعة ديني، هم از جهت فردي به صلاح دست يابد و هم از جهت اجتماعي به اهداف خود نايل شود. بيان نوراني حضرت رسول اكرم(ص) به خوبي روشن كنندة ميزان سعي مسلمان در زندگي خود است، «ان قامت الساعة و في يد احدكم فسيلة فان استطاع ان لايقوم حتي يغرسها فليغرسها»[6] يعني اگر خوشه يا نهالي در دست تو است و قيامت هم در آستانة برپايي است، و چيزي نمانده كه بميري، اين نهال را بكار و بمير. طبق اين بيان، انسان تا نفس دراد، بايد كار كند و در جامعة اسلامي هركسي به تناسب استعداد و قابليتي كه دارد، بايد تلاش و كوشش كند.[7]

انسان دين باور وظيفه دارد به عمران و آبادي زمين بپردازد و به اين وسيله بر بسياري از خواسته‌هاي خويش نايل آيد، يكي از مهم‌ترين اهرم‌ها در اين راستا كار و تلاش سازنده است. كار و تلاش در فرهنگ دين از امور لازم و اجتناب ناپذير است كه همه لحظات زندگي را دربر مي‌گيرد، خداوند از انسان بي‌كار بيزار و رو گردان است. امام كاظم(ع) فرمود: «ان الله ليبغض العبد الفارغ»[8] خداوند انسان بي‌كار را دشمن مي‌دارد. در رهنمودهاي ديني، فردي كه براي تذمين نيازهاي خود تلاش نمي‌كند مورد لعن قرار گرفته است. پيامبر(ص) فرمود: «ملعون ملعون من ضيع من يعول»[9] آنكه عايلة خويش را ضايع سازد ملعون است. سستي، تنبلي و بي‌كاري، جامعه را به شدت آسيب‌پذير مي‌سازد، و انواع فسادها در آن رواج مي‌يابد و از علل مهم واپسگرايي است. دين اجازه نمي‌دهد در صورت امكان حتي در سخت‌ترين شرايط از كار و تلاش دست بكشد و به سوال و تكدي بپردازد، كار و تلاش در سلامت جسمي و رواني انسان نقش به‌سزا دارد، راه بهره‌مندي انسان از يافته‌هاي علمي است، و خود زمينه‌ساز آگاهي به ناشناخته‌ها است، سرمايه‌ي بس گران‌بها است كه با آن مي‌توان به اهداف مورد نظر دست يافت. كار و عمل عرصه‌ي نمايش قدرت برتر واقعي ملتي بر ملت ديگر است و پيشينه‌هاي ناخوش‌آيند را مي توان با آن جبران كرد و روشن است كه انسان سرمايه‌ي جز حاصل تلاش عملي خويش ندارد. هر قدر ملتي در وادي كار و تلاش كوشا باشد، درصد دست‌يابي به كمال‌هاي مطلوب در آن بيشتر است، از اين رو است كه اسلام توصيه مي‌كند انسان‌ها فرصت‌ها را غنيمت شمارند و از كار و تلاش غفلت نورزند. كار و تلاش سازنده خواست خداوند، سيرة انبيا و بزرگان دين است. امام كاظم(ع) فرمود: «رسول الله(ص) و اميرالمؤمنين، و آبائي كلهم كانوا قد عملوا بايديهم، و هو من عمل النبين و المرسلين و الاوصياء و الصالحين»[10] كار و تلاش زن و مرد نمي‌شناسد و در صورت نياز وقت خاص ندارد، ليكن شايسته است برنامه‌ريزي لازم براي همه فعاليت‌ها به‌عمل آيد. و با رعايت اعتدال از افراط‌ها و تفريط‌ها جلوگيري شود. فعاليت‌هاي كاري مي‌بايست خدا پسندانه، حق محورانه، عالمانه و عاقلانه صورت گيرد و با پشتكار ادامه يابد. در يك كلام مي‌توان گفت كار گوهر ذاتي انسان را مي‌نماياند، و آن‌كه با كار بيگانه است با فرهنگ دين ناآشنا است، فرهنگ دين فرهنگ شور و نشاط است. انسان ديني در هر شرايطي كار و تلاش را رها نمي‌سازد و آن را مايه عزت و كرامت مي‌داند و تركش را خطاي بزرگ و سبب بي‌ثمر شدن زندگي انسان مي‌پندارد.[11]

بدون شك نوع انسان از طريق كار توانسته است تا بر محيط خود چيره شود، بر طبيعت تسلط يابد، معيارهاي براي رفتار خود ابداع نمايد و قوانين حاكم بر روابط اجتماعي و زنگي عاطفي خود به وجود آورد، مسلماً جوانب تيره و منفي در بعض كارها وجود دارد، كه بايد به آن‌ها توجه شود، ليكن عادلانه است كه بگوييم تمام فرهنگ بشر محصول كار است، و مادامي كه بشر هست كار هم هست.[12]

در اسلام بيكاري مردود و مطرود است و كار به عنوان يك امر مقدس شناخته شده است، در زبان دين وقتي مي‌خواهند تقدس چيزي را بيان كنند به اين صورت بيان مي‌كنند كه خداوند فلان چيز را دوست دارد، مثلاً در حديث وارد شده است: «ان الله يحب المؤمن المحترف»[13] خداوند مؤمني را كه دراي يك حرفه است و بدان اشتغال دارد دوست دارد. يا اين كه گفته‌اند: «الكاد لعياله كالمجاهد في سبيل الله»[14] كسي كه خود را براي اداره زندگي‌اش به مشقت بياندازد مانند كسي است كه در راه خدا جهاد مي‌كند. يا ان حديث معروفي كه فرمود: «ملعون من القي كله علي الناس»[15] هركس بيكار گردد و سنگيني (اقتصادي) خود را بر دوش مردم بياندازد ملعون است و لعنت خدا شامل اوست.[16]

اسلام جهاد كننده در راه دعوت به اسلام و كسي را كه براي كسب روزي و فعاليت اقتصادي مي‌كوشد، مساوي دانسته چنان‌كه در قرآن كريم آمده‌است: «وَآخَرُونَ يَضْرِبُونَ فِي الْأَرْضِ يَبْتَغُونَ مِن فَضْلِ اللَّهِ وَآخَرُونَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ»[17] برخي از شما براي تجارت و كسب درآمد به سفر مي‌روند و از كرم خدا روزي مي‌طلبند و برخي ديگر به جهد در راه خدا مي‌پردازند. افزون بر اين، اسلام كوشش براي كسب روزي و خدمت به جامعه و رشد آن را از برترين اقسام عبادت به شمار آورده است.

اسلام به‌عنوان مكتب نجات‌بخش و تعالي‌بخش انسان‌ها از هر قشر، ملت و نژاد و وابسته به هر بخش از بخش‌هاي جهان، قشر كارگر را داراي ارزش و حرمت مي‌شناسد، ما مفتخريم كه رهبر عزيز و عالي‌قدر الهي ما يعني رسول اكرم(ص) در برابر چشم همگان خم شدند و بوسه بر دست كارگر زدند، اين حادثه‌ي است كه ما هرگز آن را فراموش نمي‌كنيم. هم‌چنين ما مفتخريم، كه رهبران ديني ما، اميرالمؤمنين(ع) و ائمة ديگر در شمار كارگران بودند، كار كردند، آباد كردند، توليد كردند، ساخته‌اند و با سازندگي خود، خود را با خدا نزديك كردند، كار جزء چيزهايي است كه هر بندة مؤمن و صالحي مي‌تواند با آن قصد قربت كند و به خدا نزديك شود. ارزشي كه كار و كارگر در ديدگاه اسلام و منطق آن دارا است از ارزش كار و كارگر در هر مكتب مادي بيشتر است.[18]

اين درست برعكس آن چيزي است كه در ميان برخي متصوفه و زاهدمآبان و احياناً در فكر خود ما رسوخ داشته كه كار را فقط در صورت بيچارگي و ناچاري درست مي‌دانيم، يعني هركس كاري دارد مي‌گوييم اين بي‌چاره محتاج است و مجبور است كار كند. في حد ذاته آن چيزي كه آن را توفيق و مقدس مي‌شمارند، بيكاري است، كه خوشا به حال كساني كه نياز ندارند، كاري داشته باشند، حال كسي كه بيچاره است، ديگر چه كارش مي‌شود كرد؟ در صورتي كه اصلاً موضوع نياز و بي‌نيازي مطرح نيست. اولاً كار يك وظيفه است. حديث «ملعون من القي كله علي الناس» ناظر به اين جهت است. دو رباعي منسوب به اميرالمؤمنين(ع) در ديوان منسوب به ايشان است كه در يكي مي‌فرمايد:

لنقل الصخر من قلل الجبــــــال                      احب الي من منن الرجـــــــال

يقول الناس في الكسب عـــــار                      فان العار في الذل الســـــــوال[19]

براي من سنگ‌كشي از قله‌هاي كوه‌ها، يعني چنين كاري سختي گواراتر و آسان‌تر است از اين كه منت ديگران را به‌دوش بكشم، به من مي‌گويند: در كار و كسب ننگ است، و من مي‌گويم: ننگ اين است كه انسان نداشته باشد و از ديگران بخواهد. در رباعي ديگر مي‌فرمايد:

«كد كد العبد ان احببت ان تصبح حـــراً  ***  واقطع الآمال من مـال بني آدم طـــــراً» 

  لاتقل ذا مكسب يزري فقصد الناس ازري  *** انت ما استغنيت عن غيرك اعلي الناس قدراً»[20]

اگر مي‌خواهي آزاد زندگي كني، مثل برده زحمت بكش،  آرزويت را از مال هركس كه باشد ببر و قطع كن، نگو اين كار مرا پست مي‌كند، زيرا از مردم خواستن از هر چيزي بيشتر ذلت آور است، وقتي كه از ديگران بي‌نياز باشي، هر كاري داشته باشي، از همه مردم بلند قدرتر هستي.[21]

 



[1]- ر.ك. رجايي، پيشين، ص61- 70.

[2]- اسراء، 12.

[3]- هود، 61.

[4]- اعراف، 10.

[5]- ر.ك. رجايي، پيشين، ص 61- 70.

[6]- مستدرك، 11/ 460/ 1.

[7]- جوادي آملي، نسبت دين و دنيا (بررسي و نقد نظريه سكولاريسم) ص227.

[8]- من لايحضره الفقيه، 3/ 169. عوالي الئالي، 3/ 301. وسايل، 17/ 58.

[9]- كافي، 4/ 3. الفقيه، 3/ 168 و 55. وسايل، 17/ 68.

[10]- الكافي، 5/75. وسايل، 17/ 38. عوالي الآلي، 3/ 300.

[11]- سيد هادي حسيني، پيشين، عناصر فرهنگي توسعه در نگرش اسلامي، ج1، ص  261- 268.

[12]- ر.ك. وزارت آمزش و پرورش، برنامه‌ريزي تحصيلي و شغلي، بخش اول، (1378).

[13]- الكافي، 5/ 113. الفقيه، 3/ 158. وسايل، 17/ 33 و 34.

[14]- الكافي، 5/ 88. بحار، 98/ 7/1 و 100/ 13. عدة الداعي، 83.

[15]- الكافي، 5/ 73. التهذيب، 6/ 337.

[16]- شهيد مطهري، تعليم و تربيت در اسلام، ص412.

[17]- مزمل، 20.

[18]- رهبر معظم انقلاب، پيام، نشر مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي، 1361، ص 125.

[19]- ديوان امام علي(ع) ص342.

[20]- پيشين، ص 210، ارشاد به كسب حلال.

[21]-شهيد مطهري تعليم و تربيت در اسلام، ص34.