چرا در جامعه برخی رفتار کجروانه انجام می دهند؟
چرا در جامعه برخی رفتار کجروانه انجام می دهند؟
برگرفته از سلسله درس های جامعه شناسی انحرافات، استاد فاضل حسامی
1.نظريه انتقال فرهنگي
از جمله نظريات مکتب شيکاگو در باب کجروي است. محلههاي فقير نشين، زمينه مناسبتري براي کجروي دارد. در اين محلهها، فرزندان خانوادههاي فقير عضو گروههاي کوچک منحرف و تبهکار ميشوند و در آنها جامعهپذير ميشوند. رفته رفته، نظام کنترل اجتماعي غير رسمي (خانواده) بر اين فرزندان، تضعيف ميشود. انحراف در گروههاي کوچک جوانان، عادي تلقي شده و به يک سنت اجتماعي تبديل ميشود.
2. نظريه بي هنجاري
دورکيم معتقد است که جوامع سنتي در حال گذار به جوامع صنعتي هستند. در اين دگرگونيها، هنجارهاي مبتني بر وجدان جمعي، سست ميشود و قدرت کنترل خود را بر کنشهاي اعضاء از دست ميدهد. هنجارهاي جديد نيز جايگزين آنها نشده است. در چنين شرايطي است که خواستهها و آرزوهاي بي حد و حصر آدمي، پديدار ميشود و محدوديتها را ناديده ميگيرد و بر فرد فشار ميآورد تا براي رسيدن به آن خواستهها از موانع عبور کند.
بنابراين کجروي حاصل سست شدن هنجارهاست.
3. نظريه بي سازماني اجتماعي
مرتن معتقد است انحراف ناشي از ناسازگاري بين اهداف و وسايل نيل به آن اهداف است که هر دو ساخته جامعه است. مثلاً جامعه خود ثروت اندوزي را تشويق ميکند در حاليکه راههاي دسترسي بدان را محدود ميکند. در چنين وضعيتي حالتهاي پنجگانه جلوهگر ميشود:
- همنوائيconformity: پذيرش اهداف فرهنگي و وسايل نهادينه شده.
- نوآوري innovation: پذيرش اهداف فرهنگي و انکار وسايل موجود و به جاي آن نوآوري در وسايل.(دزدي، رشوه و ...)
- مناسکگرائي ritualism: پذيرش وسايل و انکار اهداف. مثل پايبندي به مقررات خشک بدون توجه به اهداف مورد نظر در قوانين.
- انزوا طلبي retreatism: عدم پذيرش اهداف و وسايل نهادينه شده و عدم جايگزيني اهداف و ابزارهاي جديد. مثل روي آوردن به مواد مخدر و دوري کردن از جامعه.
- شورش rebellion: جايگزين کردن اهداف و وسايل مورد قبول خود به جاي اهداف و وسايل مرسوم و متداول در عين حال به گونهاي عمل ميکند که باعث حذف فيزيکي او نشود مثل اعضاء گروهها و احزاب سياسي تند و راديکال.
4. نظريه خرده نظامهاي اجتماعي
پارسنز معتقد به چهار خرده نظام ”فرهنگ“، ”اجتماع“، ”شخصيت“ و ”اقتصاد“ است که تعادل جامعه بستگي به تعادل پوياي اين خردهنظامها با يکديگر دارد. در صورتي که خردهنظامهاي چهارگانه نتوانند، در عين پويايي همبستگي و تعادل خود را حفظ کنند، سازماندهي آنها از بين ميرود و کجرويها نمودار ميگردد زيرا کجروي محصول نوعي همبستگي ناقص در ميان اعضاي جامعه است.
نظريه واکنش معکوس
نظريه آلبرت کوهن: مطالعه و مشاهده نوجوانان بزهکار.
کجروي اعتراضي است که ناشي از نوميدي و حرمان طبقات محروم اجتماعي است که در عمل در انواع کجرويهاي تخريبي و ويرانگر، خود را نشان ميدهد. ارزشها و اهداف اجتماعي به وسيله طبقات متوسط و مرفه تنظيم ميشود و در نتيجه تأمين کننده منافع آنان است. بايد آنها را شکست.
نظريه فرصت افتراقي ريچارد آ. کلوارد و لويد اي. اولين
اقشار محروم در محلههاي فقير نشين امکان دستيابي به اهداف مورد قبول جامعه ندارند و اين را ناشي از ظلم و اجحاف صاحبان قدرت ميدانند، براي دستيابي به آن اهداف استفاده از هر ابزاري را حق خود ميدانند. در واقع آنان کجروي را پاسخي به عدالتيهاي موجود ميدانند. «در دسترس بودن فرصتهاي نامشروع در زمان وجود فشارهاي ساختاري»
نظريه جرم عقلاني نتلر:
جرم رفتاري است که فرد آن را در آن شرايط يک فرصت طلائي ميداند و به نوعي آن را در مقابل تعقيب و گريزها، مقرون به صرفه و مغتنم ميشمارد.
تبيينهاي خردهفرهنگي
نظريه فرهنگ فقر
n فقرا شبيه به هم هستند.
n شباهت فقرا به هم، آنها را به يک خرده فرهنگ تبديل کرده است.
n فقر صرفاً محروميت نيست، بلکه فرهنگ خاصي را توليد و بازتوليد ميکند و احساساتي را در فقرا نهادينه ميسازد.
n بدبيني نسبت به طبقه حاکمه و نهادهاي اجتماعي، يک فرهنگ در بين فقرا است.
n بدبيني و نوميدي در بين فقرا، باعث ميشود آنان نسبت به هنجارها و قواعد اجتماعي التزام نداشته باشند و آمادگيهايي نسبت به اعمال کجروانه در آنها ايجاد شود.
نظريه برچسب
توضيح چگونگي و تعريف فرآيند برچسب کجروي به افراد و نه تبيين خود کجروي. اين برچسبها باعث ميشود که شخصيت کجرو در فرد ايجاد شود.
فرق بين کجروي نخستين و ثانويه:
نخستين: رفتار واقعي فرد که معمولاً زودگذر است و داغ جامعه را بدنبال ندارد.
ثانويه: واکنش جامعه در مقابل کجروي نخستين و داغي که بر اثر آن بر پيشاني فرد کجرو خورده ميشود و مجازاتهايي نيز براي آن در نظر گرفته ميشود.
ديدگاه تضاد اصول اساسي
کجروي ريشه در تضاد طبقات اجتماعي دارد.
ارزشها و الگوهاي اجتماعي، ساخته دست گروههاي قدرتمند است.
هرکس از آن الگوها تبعيت نکند، از سوي قدرتمندان کجرو خوانده ميشود.
پديدههايي همچون نژادپرستي، جنسيتگرايي، امپرياليسم، وضعيت غيراستاندارد مناطق مسکوني، عدم امنيت شغلي و ... کجروي است و نه سرقتهاي ناشي از فقر، قتلهاي ناشي از اعتراض به دستگاه حاکمه و ...
کجروي و کنترل اجتماعي
اصول اساسي مورد نظر:
- جامعه به هر دليل توان اجتماعي کردن همه اعضا را ندارد.
- با توجه به ويژگيها و خصايص انساني، از جمله اختيار و اراده و نيز آگاهيها، همه انسانها در همه موارد و همه شرايط از اصول و قواعد حاکم بر جامعه تبعيت نميکنند.
- جامعه و هر واحد اجتماعي براي حفاظت و بقاء خود ناگزير است از روشها و ابزارهايي استفاده نمايد.
- اين روشها و ابزارها، کنترل اجتماعي هستند.