صله رحم در اسلام
نيكي كردن به «ذوي القربي» را «صله رحم» ميگويند, «ذوي القربي» يا خويشاوندان, كساني هستند كه فرد به وسيلة پدر و مادر, يا پدربزرگ و مادربزرگ, با آنها پيوند داشته باشد, دليلي ندارد كه به محارم منحصر باشد، زيرا محرميت حكم شرعي است, اما قرابت واژهاي است كه از نظر لغوي براي خويشاوندي وضع شده، گرچه از جهت نزديك و دور بودن متفاوت باشد.[1]
قرآن به صله رحم سفارش و تا كيد كرده, آن را در كنار ايمان به خدا و معاد آورده و از آن به علامت پرهيزگاري, درستي و مصداق نيكي ياد نموده و از قطع رحم و دوري نمودن از خويشان و بستگان, شديداً منع كردهاست. قاطع رحم را ملعون و بهدور از رحمت خدا معرفي ميكند و براي او عقوبت قرار ميدهد.
اگر هر مجموعة فاميل, ايتام خود را سرپرستي و فقيران خود را اداره كنند, بعيد نيست بتوان ادعا كرد, فقر به كلي از جامعه زدوده شود و فقيري باقي نماند. بهعبارت ديگر براي اصلاح, تقويت, پيشرفت و تكامل بخشيدن به يك اجتماع بزرگ از نظر اقتصادي, جنبههاي معنوي, اخلاقي يا هر جهت ديگر, از واحدهاي كوچك آن آغاز ميكنند, با پيشرفت و تقويت تمام واحدهاي كوچك, اجتماع عظيم خود بهخود اصلاح و تقويت خواهد شد. در صله رحم توصيه به تقويت كساني داده شده كه معمولاً افراد از اعانت به آنان روگردان نيستند, زيرا تقويت بنيهي افرادي را ميكنند كه خونشان در رگ و پوست هم در گردش است, از هم فاصلهاي نداشته و اعضاي يك خانوادهاند. هنگامي كه اجتماعات كوچك خويشاوندي از جهت اقتصا دي و ساير جنبهها, قوي و نيرومند شد, اجتماع عظيم آنها نيز عظمت مييابد, و از جهات مختلف قوي خواهد شد.[2]
اگر به ابزار فقرزدايي با دقت نگريسته شود, حديث نبوي قابل درك خواهد شد كه فرمود: «صلة الرحم تعمر الديار و تزيد في الا عمار و ان كان اهلها غير اخيار»[3] پيوند با خويشاوندان, شهرها را آباد ميسازد و بر عمرها ميافزايد, گرچه انجام دهندگان آن از نيكان هم نباشد. از طرفي صله رحم تنها يك كمك صرف اقتصادي نيست, بلكه همراه با رسيدگي, لطافتهاي روحي, رواني و ظرفيتهاي اجتماعي است. اين لطافتها و ظرفيتها در رفتار الگوهاي فرستاده شده از طرف خداوند (پيامبران و امامان معصومعليهالسلام) تجلي يافته است. از سوي ديگر منافع صله رحم همچون احسان, انفاق و ساير ابزارهاي اصلاح توزيع و رفع فقر كه در اسلام پيش بيني شده, دو سويه و دوطرفه است. اندكي تفكر در شرط مباشرت صلة رحم احسان به پدر و مادر و خويشان, نكات ظريفي را روشن ميسازد. آيا تا به حال فكر كردهايد چرا پيشوايان معصوم و اميرالمؤمنين(ع) در دوران خلافت خود مستقيماً به انفاق, احسان و صله رحم اقدام ميكردند؟ آيا بهتر نبود, خليفة مسلمانان بهجاي اين كه وقت خود را به فرستادن اندكي مواد غذايي براي بستگان, يتيمان و فقيران صرف كند, يا به دلجويي از يتيمان بپردازد, به كشورداري ميپرداخت و مواد غذايي يا ساير كمكها را با مأموران وكاركنان دولت بهصورت غير مستقيم به آنان ميرساند؟ جز اين است كه رضايت حق در رسيدگي به ديگران بهصورت مستقيم است, كه در آيات متعدد اظهار شده و مصالح بزرگ فردي و اجتماعي در اين رضايت نهفته است. در آياتي از قرآن كريم به صلة رحم سفارش شده و قطع رحم مورد نكوهش قرار گرفته است.[4]