English for specific purpose

Misconceptions about islam

denoted مشخص کردن تفکیک کردن، علامت بودن، معنی دادن

Embrace شامل بودن، پذیرفتندر آغوش گرفتن

Spiritualروحانی، معنوی

Concerned ربط، بستگی

Justification توجیه دلیل آوری

Direction دستور اداره، رهبری

Embody متضمن بودن، مجسم کردن

Affairامر،کار و بار،

Vitally بطور ضروری

Concerned ربط بستگی

Interact متقابلا اثر کردن، فعل و انفعال

Spiritual روحانی، معنوی

Welfareآسایش، رفاه،خیر، سعادت

Equalityمساوات برابری

Race relationارتباط قومی

Treatment رفتار، تلقی درمان

Conductاداره کردن، هدایت کردن

Dealtمقدار، اندازه

Explicitlyبطور وضوح، آشکارا

Contraryمخالف، معکوس، مغایر

Portrayedتصویر کشیدن،توصیف کردن،مجسم کردن

Faithsایمان، عقیده

Doctrinesاصول، دکترین،تعالیم، آیین

Christianity

Preceded

Compileتألیف کردن

Implyدلالت داشتن،اشاره داشتن

Scholarمحقق، پإزوهشگر

Admitپذیرفتن

Implicateدلالت کردن

Exceptions

Regardنگاه، نظر

Zealotsغیور، جانفشان

Paleکمرنگ رنگ پریده

Disciple شاگرد، مريد، حواري

Adhere چسپيدن، وفادار بودن هواخواه بودن

Compelمجبور كردن، وادار كردن

Mankindنوع انسان، بشريت

Unto

Transgressorsمتجاوز، متخلف