چار چنگولي فيلم سينمايي جديد

فیلم چار چنگولیهنوز سريال طنز چارخونه و هنرمندي آقا شنبه و چار شنبه از يادها نرفته است، كه اين بار فيلم سينمايي چار چنگولي به بازار مي‌آيد، در اتوبوس كرج سوار شدم به مقصد شهر محل اقامتم، اتوبوس ولوو، مجهز به تلويزون بود، توجهم را فيلم چارچنگولي به خود جلب كرد، البته پيام اصلي فيلم «دوري از افراط و تفريط و رسيدن به تعادل» قلمداد شده است، و بازي خوبي صورت گرفته، بازي واقعاً بازي است؛ بازي با هرچه تصورش كنيد، با اعتقادات مذهبي‌تان، با ارزش‌هاي ديني واز همه مهم‌تر پيوند دست برادر مرد كه لباس افغاني پوشيده و لهجه‌ي هراتي دارد به دست شهرام كه به دكترش گفته بود دست خرا را به وي پيوند زند، 

ملوسك : روز هفدهم اگست چه روزيه: روز ولنتاينه

در سر قبر، عزا دارن گريه مي‌كنند و آقا بهرام مي‌گويد بيگم امروز چه روزيه؟ روز ولنتاينه

جمعيت عزادار: روز ولنتاينه، روز ولنتاينه، روز ولنتاينه، همزمان با آن خانم‌ها دور ميت حلقه زده و سخت مي‌گريند.

رقص باغ لواسان هم بازي خوبي است و شستن گناه در حوض و...

← خانم ملوسك:پاشيد بريم بتركونيم! [منظورش را من نفهيدم]

شهرام: پاي خر را به من پيوند بزنيد!

او آستين ديگر تو بالا بزن

شهرام: آستين بالا مي‌زند ‍‍]خنده حضار]

مي‌بيني! اي دست بيرار مويه اگه بدوني با اي دست چقدر چغوندر كشيده بيل ته و بالا كيرده خدا ميدنه

شهرام دست روي اين دست و بو كشيدن[خنده دو باره جمعيت ]

مرد: نگاه كنيد اي هم عسك شه، مثل خود مه

بهرام: خدا رحمت كنه انشاء ا...

مرد: بيا جلو ... مشغول ذمه‌اي، هر وقت دست نماز‌[وضو] ميگيرين يك خدابيامرزي هم برايش ندين

شهرام: چشم نوكرتم


خلاصه داستان: فیلم، داستان شهرام و بهرام، برداران دوقلويي‌ است كه از ناحيه كتف و شانه به هم چسبيده‌اند! آنها از نظر ظاهر و عقايد به ‌شدت با يكديگر متفاوتند اما مجبورند همديگر را تحمل كنند. اين موضوع باعث اتفاقات طنزي در طول قصه مي‌شود كه...چارچنگولی

منبع