. وجوب جهاد دفاعى:

 مراد از عبارت «الذين يقاتلونكم» كسانى‏اند كه براى ممانعت از انجام مناسك حج و يا ابتداءً با مسلمانان مى‏جنگند.[1] مراد از عبارت «و لا تعتدوا» نيز نهى از جنگ با كسانى است كه جنگ با مسلمانان را آغاز نكرده‏اند.[2] «قاتلوا» فعل امر است و بر وجوب دلالت دارد.

2- تشريع جهاد:

از سياق اين آيه و پنج آيه پس از آن استفاده مى‏شود كه اين آيات يكباره و با هم نازل شده است و همه يك هدف را دنبال مى‏كند و آن، فرمان جنگ براى اولين بار با مشركان مكه است.

همچنين عبارت «الذين يقاتلونكم» به معناى اشتراط جنگ با جنگ نيست. به سخن ديگر، مراد از اين عبارت اين نيست كه اگر با شما جنگيدند، شما هم با آنان بجنگيد.

نيز اين عبارت قيد احترازى نيست تا معناى آيه اين باشد كه تنها با مردان بجنگيد و از جنگيدن با زنان و كودكان و پيران خوددارى ورزيد؛ زيرا جنگ با كسانى كه قدرت بر جنگيدن ندارند، بى‏معناست. اگر اين چنين بود، بايد بفرمايد: زنان و كودكان را نكشيد.

بنا بر ظاهر آيه، مراد از «يقاتلونكم» بيان حال و وصف دشمن است و مراد از جمله «الذين يقاتلونكم»، كسانى‏اند كه حال و وصفشان، جنگ با مسلمانان است و كسانى كه در مكه چنين حالى را داشته‏اند، مشركان مكه بوده‏اند. بنابراين، سياق اين آيه، سياق آيه 39 سوره حج [: اذن للذين يقاتلون ...] است و بر اذن ابتدايى جهاد با مشركان دلالت دارد؛ بدون اينكه مقيد به شرطى شده باشد.[3]

3. در راه خدا بودن، ملاكِ ارزش جهاد و دفاع:

 قيد «فى سبيل الله» بيانگر آن است كه هدف پيكارگران مؤمن از جهاد و دفاع بايد اقامه دين و اعلاى كلمه توحيد باشد. چنين جنگى عبادت است و بايد با نيّت كسب رضاى الهى و تقرّب به خداوند متعال انجام گيرد، نه استيلاى بر اموال و ناموس مردم[4].

4. دفاعى بودن جنگ در اسلام:

 از آنجا كه قتال به معناى آن است كه شخص قصد كشتن كسى را بكند كه او قصد كشتن وى را دارد و نيز در راه خدا بودن آن به اين است كه هدف آن اقامه دين و كلمه توحيد باشد، درمى‏يابيم كه جنگ در اسلام جنبه دفاع دارد. اسلام به وسيله جنگ و جهاد از حقّ مشروع آدميان دفاع مى‏كند؛ حقى كه فطرت سليم هر انسانى آن را براى انسانيّت قائل است. بنابراين، [جنگ در اسلام گرچه ابتدايى دفاع است‏] و دفاع محدود به زمانى است كه حوزه اسلام مورد هجوم قرار گيرد و تعدى و تجاوز، خروج از حد است.[5]

  به همين دليل، خداوند متعال به دنبال امر به قتال، از تعدى و تجاوز نهى فرمود.[6]

5. نهى از آغازگرى جنگ:

آيه به جنگ با كسانى امر مى‏كند كه مى‏جنگند و اين بيانگر آن است كه تا آنان شروع به جنگ نكنند، شما آغازگر جنگ نباشيد[7] همچنين عبارت «و لا تعتدوا» به اين معناست كه با كسانى كه با شما سَرِ جنگ ندارند، جنگ نكنيد.[8]

6. نهى از جنگ با غير نظاميان:

 اين آيه به مسلمانان فرمان مى‏دهد كه تنها با جنگجويان بجنگند و نه با زنان؛ و نهى «لا تعتدوا» به اين معناست كه از جنگ با كسانى كه اهل جنگ مى‏باشند، پا را فراتر نگذاريد و به جنگ با كسانى كه مأمور به جنگ با آنها نيستيد [يعنى زنان‏] نپردازيد.[9]

7. نهى از كشتن غير نظاميان:

 ممكن است مراد از نهى «لا تعتدوا» اين باشد كه با كشتن زنان، كودكان و پيرمردان، تجاوز و تعدى نكنيد.[10]

8. لزوم رعايت تمامى قوانين و مقررات جهاد و دفاع:

 نهى از تجاوز، مطلق است و هر عملى را كه عنوان تجاوز بر آن صادق باشد، شامل مى‏شود مانند جنگيدن پيش از دعوت به دين حق، آغازگرى جنگ، كشتن زنان و كودكان، دست برنداشتن از جنگ در صورت دست كشيدن دشمن و موارد ديگرى كه در سنت نبوى تبيين شده است.[11]  بنابراين، نهى «لا تعتدوا» بر لزوم رعايت تمامى قوانين و مقررات جهاد و دفاع- حتى حقوق دشمن در جنگ[12]- دلالت مى‏كند.

9. تحريك عواطف پيكارگران براى انجام وظايف[13]

خداوند متعال پس ازنهى از تجاوز، براى تحريك عواطف و احساسات پيكارگران مسلمان و تشويق آنان براى انجام وظايف، بيان مى‏كند كه پيكارگران متجاوزِ از حدود الهى را دوست ندارد.«و لا تعتدوا إنّ اللّه لا يحبّ المعتدين»‏

 

وَ مَا لَكمْ لَا تُقاتِلُونَ فىِ سَبِيلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِجَالِ وَ النِسَاءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هاذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَ اجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا وَ اجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ نَصِيرًا[14]

و چرا شما در راه خدا [و در راه نجاتِ‏] مردان و زنان و كودكان مستضعف نمى‏جنگيد؟ همانان كه مى‏گويند: پروردگارا! ما را از اين شهرى كه مردمش ستم پيشه‏اند، بيرون ببر، و از جانب خود براى ما سرپرستى قرار ده، و از نزد خويش ياورى براى ما تعيين فرما.



[1] - الكبير 5/ 128

[2] جهاد در آيينه قرآن، ج1، به نقل از: مجمع البيان 1- 2/ 510.

[3] - . الميزان 2/ 60.

[4] - الميزان 2/ 61.

[5] - جهاد در آيينه قرآن(ج‏1)، ص: 35

[6] - الميزان 2/ 61.

[7] - راهنما 1/ 474.

[8] -.. مجمع البيان 1- 2/ 510.

[9] - مجمع‏البيان 1- 2/ 510.

[10] - الكبير 5/ 128.

[11] - . الميزان 2/ 61.

[12] - راهنما 1/ 474.

[13] - راهنما 1/ 475.

[14] - نساء / 75.