ايراد مخالفان بر تشريع جهاد

مخالفين اسلام به ويژه مسيحيان اشكال مى‏كنند كه دين نبايد دعوت به جنگ و خونريزى و ويرانگرى بنمايد و در مقابل بايد طرفدار صلح بوده براى هدايت مردم فقط به دعوت و بيان مسالمت‏آميز اكتفا نمايد. هر كس خواست آن را بپذيرد و هر كس نخواست آزاد باشد. امّا اسلام با تشريع جهاد مى‏خواهد با زور شمشير و خونريزى براى خود، بين مردم جايى باز كرده و بر انسان‏ها حاكميت پيدا كند و اصولًا تشكيل نيروى مسلّح و ارتش و پرداختن به ساز و برگ جنگ در شأن دين نبوده و با اساس دعوت به خدا نمى‏سازد.[1]

به تعبير زيباى شهيد مطهّرى اين اشكال كنندگان «مى‏گويند: اولًا چرا چنين مادّه قانونى در دين اسلام وجود دارد و ثانياً مسلمين به واسطه همين اجازه قانونى از طرف اسلام با ملت‏ها وارد جنگ شدند و اسلام را به زور تحميل كردند. مى‏گويند جهادهاى اسلامى همه جهاد تكميل عقيده بود. براى اين بود كه اسلام را به زور تحميل بكنند و اسلام هم به زور تحميل شد. مى‏گويند جهاد با يك اصل عمومى حقوق بشر به نام آزادى عقيده مغايرت دارد.» [2]

دفاع، ضرورت زندگى‏

اشكال مخالفان در صورتى بجا و صحيح است كه انگيزه جنگ تجاوز به حقوق ديگران و تلاش براى سلطه پيدا كردن بر سرزمين، جان و يا مال مردم باشد كه چنين امرى چه به وسيله جنگ باشد يا غير آن به هيچ وجه با دين سازگار نيست و قرآن مجيد همراه با ابلاغ جهاد از آن نهى نموده است:

 «وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ»[3] بجنگيد در راه خدا با آنان كه با شما جنگ مى‏كنند و تعدّى و تجاوز نكنيد، همانا خداوند متجاوزان را دوست ندارد.

اما اگر هدف دفاع و واكنش در برابر تهاجم دشمن بود چنين جنگى نه تنها مردود و ناشايست نيست بلكه به شهادت همه عقلا يك ضرورت زندگى بشر است و اصل دفاع قبل از آنكه يك قانون دينى باشد يك امر فطرى است. از اين رو تشكيل ارتش و نيروى مسلح و ايجاد آمادگى اگر با انگيزه تجاوز و زورگويى و سلطه‏طلبى باشد مردود و خلاف عقل و دين است امّا اگر براى دفع تجاوز و دفاع از خود و كشور و آيين صحيح خود بود هيچ فطرت و عقل سليمى آن را مورد ترديد قرار نمى‏دهد.

نتيجه اين كه نبايد مسأله جهاد و تشكيل نيروى مسلح را- چنانچه مسيحيت ادّعا مى‏كند- مرادف با تجاوز به حساب آورد و به طور كلى آن را محكوم كرد؛ بلكه هر جنگى تابع اهدافى است كه دنبال مى‏كند. اگر هدفِ جنگ، سلطه جويى و استعمار ديگران بود چنين جنگى مردود و از شأن اديان الهى به دور است. امّا اگر براى دفاع و دفع تجاوز دشمن بود، حتى اگر مستلزم ويرانى شهرها و كشته شدن انسان‏ها باشد مقدس، معقول و اجتناب‏ناپذير است و بايد براى آن آمادگى ايجاد كرد و مقرراتى وضع نمود.[4]

صلح آرى، ذلت هرگز!

اسلام دين صلح و همزيستى مسالمت‏آميز بوده و قرآن در موارد متعدّدى به آن دعوت نموده است.[5] امّا در عين حال دين ذلّت و بردگى نيست و سلطه بيگانگان و زير بار ستم رفتن را نمى‏پذيرد و به مسلمانان دستور مى‏دهد هر كس به جنگ شما برخاست با او پيكار نموده و تجاوزش را دفع كنيد. اصولًا اسلام تحقق خداپرستى، صلح پايدار و زندگى مسالمت‏آميز را جز از راه مبارزه با متجاوزين و جهاد در راه خدا ميسّر نمى‏داند و ترك جهاد با متجاوزان و ستمگران را موجب فساد و تباهى در زمين و ويرانى مراكز عبوديّت معرفى مى‏كند:  «وَلَوْلَا دَفْعُ اللّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ»[6] و اگر خداوند بعضى از مردم را به وسيله بعضى ديگر دفع نمى‏كرد زمين را فساد فرامى‏گرفت!

 «وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيراً»[7]  و اگر خداوند بعضى از مردم را به وسيله بعضى ديگر دفع نكند، ديرها و صومعه‏ها و معابد يهود و نصارا، و مساجدى كه نام خدا در آن بسيار برده مى‏شود، ويران مى‏گردد![8]

ماهيّت دفاعى جهاد

ممكن است گفته شود آنچه بيان شد مربوط به دفاع و فعال نمودن نيروهاى مسلح‏ جهت دفع تجاوز دشمنان است. ليكن اين بيان در جهاد ابتدايى و آنجا كه جنگ به وسيله مسلمانان آغاز مى‏شود مصداق ندارد.

جواب اين است كه اسلام حتّى در جهاد ابتدايى هدف دفاعى دارد و اصولًا جهاد اسلامى ماهيّت دفاعى دارد، ليكن تنها دفاع از خاك و جان و مال نيست بلكه دفاع از ارزش‏ها و حقوق انسانى نيز هست. شهيد مطهرى مى‏گويد:

 «اين كه عرض مى‏كنيم كه موضوع جهاد، دفاع است مقصودمان دفاع به معنى محدود نيست كه آقا اگر به تو كسى با شمشير و توپ و تفنگ حمله كرد دفاع كن، نه، به تو يا به يكى از ارزش‏هاى مادّى زندگى تو يا يكى از ارزش‏هاى معنوى زندگى تو و خلاصه اگر به چيزى كه براى بشريت عزيز و محترم است و از شرايط سعادت بشريت به شمار مى‏رود تجاوز شود دفاع كن.»[9] و به تعبير ديگر: جهاد و پيكار اسلامى چه در راه دفاع از جامعه اسلامى و حقوق مظلومان باشد و چه براى حفظ هستى اسلام و چه در راه تبليغ و استقرار و گسترش اسلام صورت گيرد در هر صورت دفاع از حقوق انسانيت است. [10]

فرق اسلام و مسيحيت در گفتار شهيد مطهري(ره)

مي‌گويند مسيحيت  اين افتخار را دارد كه هيچ اسمى از جنگ  در مسيحيت نيست. اما ما مي‌گوئيم اسلام اين افتخار را دارد كه قانون جهاد دارد، مسيحيت  كه جهاد ندارد چون هيچ چيز ندارد، جامعه و قانون و تشكيلات اجتماعى بر اساس مسيحيت  ندارد تا قانون جهاد هم داشته باشد، در مسيحيت  چيزى نيست  چهار تا دستور اخلاقى است، يك  سلسله نصيحت ها است از قبيل اينكه راست  بگوئيد، دروغ نگوئيد، مال مردم را نخوريد، اين ديگر جهاد نمى‌خواهد، اسلام يك  دينى است  كه وظيفه خودش را و تعهد خودش را اين مي‌داند كه يك  جامعه تشكيل بدهد، اسلام آمده جامعه تشكيل بدهد، آمده كشور تشكيل بدهد، آمده دولت  تشكيل بدهد، آمده حكومت  تشكيل بدهد، رسالتش اصلاح جهان است، چنين دينى نمي‌تواند بى‌تفاوت  باشد، نمي‌تواند قانون جهاد نداشته باشد، هم‌چنان دولتش نمي‌تواند ارتش نداشته باشد. مسيحيت  دائره‌اش محدود است  و اسلام دائره اش وسيع است، مسيحيت  از حدود اندرز تجاوز نمي‌كند . اما اسلام تمام شؤون زندگى بشر را زير نظر دارد، قانون اجتماعى دارد، قانون اقتصادى دارد، قانون سياسى دارد، آمده براى تشكيل دولت، تشكيل حكومت، آن وقت  چطور ميتواند ارتش نداشته باشد؟ چطور ميتواند قانون جهاد نداشته باشد؟[11]

 



[1] - جهاد و دفاع در اسلام، ص: 25

[2] - جهاد، شهيد مطهرى، ص 12.

[3] - بقره( 2)، آيه 190.

 

[4] -  جهاد و دفاع در اسلام، ص: 27

[5] - آيه 64 آل عمران( 3):« قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللّهَ وَلَانُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَاباً».

[6] - بقره( 2)، آيه 251.

[7] - حج( 22)، آيه 40.

[8]- ر. ك. جهاد و دفاع در اسلام، ص: 28

[9] -ر. ك. شهيدمطهري، جهاد، ص 63.

[10] - نوري، حسين،جهاد، ص 89.

[11] ر. ك. شهيد مطهري، جهاد، ص 17، انتشارات صدرا، تهران.