رنج هزاره ها و مصیبت کوچی | چاپ |  دعوتنامه
مقالات - معضل به نام کوچی
نویسنده/Editor: رضوانی   
يكشنبه ۱۹ ثور ۱۳۸۹ ساعت ۰۶:۳۸

رنج هزاره ها و مصیبت کوچی

هزاره ها در طی صد و اندی سال اخیر بدلایل مذهبی و نژادی فشار ها و رنج های فراوانی را در افغانستان تحمل کرده اند؛ کشتار عمومی ، به بردگی گرفتن ، غارت اموال ، تصاحب زمین های زراعتی و چراگا هها ، از جمله مظالم بوده اند که این مردم مظلوم و ستمدیده تجربه کرده اند، و بدون تردید یکی از این مظالم بار سنگین حضور کوچی ها با حمایت و پشتیبانی دولت های ستمگر وقت ، بر گرده این مردم بوده است .


از مجموع قراین و شواهد چنین بر می آید، که فرستادن کوچی ها در مناطق هزاره نشین، نه از سر حسن نیست و انگیزه انسانی ، بلکه با انگیزه های سیاسی صورت گرفته است و بسیار اند کسانیکه مدعی اند: کوچی ها غالبا به عنوان قراول حکام ظالم وقت و دولت های بر سر اقتدار عمل می کرده ند .

منبع:

http://ramuzi.com/persian/index.php?option=com_content&view=article&id=688:1389-02-18-10-09-43&catid=140:1389-01-31-20-08-54&Itemid=23

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آيا رنج و مرارت هزاره ها پايان مي‌پذيرد؟

آمريكا و انگليس كه از آنان به «شيطان بزرگ» و «شيطان پير» تعبير مي‌شود، آمدند تا دموكراسي و آزادي را براي مردم ستمديده افغانستان به ارمغان بياورند، مردمي كه سه دهه جنگ داخلي و 250 سال استبداد را پشت سر گذاشته اند و براي استقرار «عدالت اجتماعي»، «صلح» و «امنيت» در كشور لحظه شماري مي‌كنند؛ غافل از اين كه آمريكا و انگليس دوستان قابل اعتماد مسلمانان نيست.

كوچي ها وقتي از پاكستان به سوي هزاره‌جات حركت مي‌كنند، صدها كيلومتر بايد طي كنند تا به مقصد برسند، در مسير راه‌ها، آن‌ها با قواي دولتي و نيز قواي ناتو برمي‌خورند و بارهاي از اسلحه سنگين و مهمات نظامي را با خود حمل مي‌كنند، پرسش اين است كه حافظان صلح و امنيت مردم افغانستان چرا از حمل اسلحه‌هاي مرگبار كوچي‌ها جلوگيري نمي‌كند؟! اين در حالي است كه هزاره‌ها عموما خلع سلاح شده‌اند و با كمترين امكانات از خانه‌ها و مزارع شان به دفاع مي‌پردازند.

وقتي بهار از راه مي‌رسد

طبيعت در بهار زيبا شده و بيايان‌ها از گل موج مي‌زند، دل‌هاي آدم‌هاي كه از زير سرما و برف زمستان (با نبود هيزم و امكانات گرمايشي) جان سالم بدر برده اند، از ديدن زيبايي‌هاي طبيعت بهاري شاد و خوش‌حال مي‌گردند، وقتي به بيابان‌ها مي‌روند با ديدن علفچرهاي اطراف ده و قريه اميدوار مي‌شوند، كه چند بره و بزغاله نگه‌داري كنند و خرج عيال را در بياورند! گندم للمي بكارند و نان خشك بچه‌ها را تهيه كنند!.

ماه دوم و سوم بهار از راه مي‌رسد!

ترس و واهمه همه گير شده و خبرهاي هجوم كوچي‌ها بر سر زبان‌ها مي‌افتد، سراسيمه كوچ‌ها را مركب بار و خانه و كلبه‌هاي گلين را ترك مي‌كنند، گل‌هاي بيابان و علف‌ها، زير پاي شتر، به خاك تبديل مي‌شوند، گندم هاي كه كاشته بودند خوراك شتر مي‌گردد، بد تر اين كه خود شان نشانه و هدف تير و گلوله‌هاي كوچي‌ها مي‌گردند و خانه‌هاي گلين به آتش كشيده مي‌شود!

تفرقه بيانداز و حكومت كن

دموكرسي امريكا، به كوچي‌‌ها اين فرصت را مي‌دهد كه سنگين ترين اسلحه ( پكاه، دوشكا، راكت و كلاشينكوف ووو) را با خود به هزاره‌جات آزادانه ببرند و آزادانه مردم بومي منطقه را تار و مار كنند! نه حقوق بشري و نه سازمان‌هاي بشر دوست و نه حاميان حقوق بشر، سكوت معنادار مجامع بين المللي، در رأس آن ايالات متحده آمريكا و انگليس!

از ماست كه بر ماست، آنان براي ماندن در افغانستان نياز به ايجاد اختلاف و تفرقه دارند و اگر صلح و امنيت در افغانستان به وجود آيد، ديگر حضور خارجي‌ها توجيه نخواهد داشت؛ پس آزادي كوچي‌ها و طالب‌ها براي كشتن مردم و غارت اموال آنان يك ضرورت است براي مشروعيت حضور شيطان بزرگ و شيطان پير!

 

 

<