پدیدآورنده: محمد علی ابراهیمی

معرفی و نقد کتاب

کتاب: حکومت دینی در اندیشه[1] امام خمینی) و ابوالأعلی مودودی

نویسنده: ضامن علی حبیبی

نوبت و تاریخ چاپ: اول 1385.

شمارگان: 2000 جلد

تعداد صفحات: 223 صفحه

قطع: رقعی

ناشر: انتشارات مرکز جهانی علوم اسلامی

مطالب اصلی کتاب شامل پیشگفتار، کلیات، زایش و دگرگونی اندیشه حکومت دینی، بررسی حکومت اسلامی از منظر امام خمینی)، حکومت دینی در نگاه مودودی، بررسی مقایسه‌ای حکومت در اندیشه امام خمینی) و ابوالأعلی مودودی، نتیجه‌گیری و کتابنامه می‌باشد.

اهداف تدوین کتاب

مؤلف در مقام ترسیم ضرورت تدوین اثر خود چنین می‌نگارد: علی‌رغم تفاوت‌های نظری میان نگاه اهل سنت و شیعه در مورد ساختار حکومت، آثار پژوهش محدودی را می‌توان یافت که به‌ صورت مقایسه‌ای و عمیق به ‌این اختلاف‌ها پرداخته باشد، از همین رو به ‌نظر می‌رسد برای درک روشن از ایده‌های هر دو مذهب در باب حکومت‌سازی، مطالعه مقایسه‌ای میان هر دو چشم‌انداز ناگزیر می‌باشد و چه بهتر که چنین مطالعه‌ای بر اساس دیدگاه‌های متفکران برجسته شیعه و سنی انجام شود.

به‌خاطر اهمیت مطالعه مقایسه‌ای میان نخبگان شیعه و سنی در این نوشته، اندیشه‌های امام خمینی) و سید ابوالأعلی مودودی در مورد نظام سیاسی اسلام بررسی و اشتراکات و افتراقات دیدگاه‌‌های این دو صاحب نظر، مورد تحقیق قرار گرفته است.

اهمیت چنین مطالعه‌ای را می‌توان به‌صورت ذیل ترسیم کرد:

ضرورت وحدت و همگرایی مسلمانان شیعه و سنی در عصر حاضر، می‌طلبد تا هر دو گروه درک و تصویر روشنی از دیدگاه‌های یکدیگر داشته باشند.

اندیشه‌های هر دو متفکر (امام خمینی) و مودودی) به‌خاطر نفوذ برجسته آن دو در میان شیعه و اهل سنت، موجب بروز تحولات نظری و عملی فراوانی بوده است. بسیاری از تحولات اجتماعی و سیاسی معاصر با این دو اندیشمند، به‌نحوی با دیدگاه‌های آنان ارتباط داشته است.

نگاهی به محتوای کتاب

کتاب با تعاریف و بیان مفاهیم لغوی و اصطلاحی حکومت، سیاست، امامت، ولایت، اجتهاد و ملاکات احکام آغاز گردیده و با بر شمردن روش انتخاب خلیفه، «منابع مشروعیت نظام خلافت» کار خود را دنبال می‌کند تا می‌رسد به‌بیان اندیشه سیاسی شیعه امامیه، و باتحلیل نظری این مذهب، ادله اثبات امامت را هم متذکر می‌گردد

 

در بخش دوم اقدام به‌طرح مفهوم حکومت دینی از دیدگاه امام خمینی) نموده، ضرورت‌ها، ساختار، شرایط حاکم دینی در حکومت دینی، اهداف، عناصر، نهادهای حکومت دینی و آزادی از دیدگاه حضرت امام) را مورد مطالعه قرار می‌دهد.

در بخش سوم زندگی ابوالأعلی مودودی، اندیشه سیاسی، فرایند شکل‌گیری حکومت دینی، تعریف حکومت دینی از منظر مودودی، منبع مشروعیت، اهداف حکومت دینی، گستره، ویژگی‌ها و شرایط آن از نگاه مودودی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.

در بخش چهارم (که مهمترین و اصلی ترین قسمت کتاب نیز است) ابتدا اصول مشترک از منظر این دو شخصیت والای جهان اسلام مورد کنکاش قرار گرفته، که در برگیرنده اصل توحید در ربوبیت، قانونگذاری، بعثت انبیاء و جامعیت دین می‌گردد. بعد در مقام مقایسه عناصر حکومت دینی از نگاه این دو رهبر فرزانه اسلامی، مطالعه شده و تعاریف هر کدام از حکومت اسلامی، اهداف و ساختار آن جدا گانه بیان گردیده است.

و در بخش پایانی آمده که: اندیشه حکومت دینی، عمدتاً پس از فرو پاشی امپراتوری عثمانی که مظهر خلافت اسلامی بود، کانون توجه متفکران اسلامی قرار گرفت. اولین کسی که ایده حکومت اسلامی را به ‌جای خلافت اسلامی مطرح کرد، رشید‌رضا بود، پس از وی دیگر متفکران اسلامی این اندیشه را پروراندند.

اصول و مبانی اندیشه حکومت دینی در دو پایگاه فکری و کلامی شیعه، امامیه و اهل سنت باهم تفاوت دارند. اندیشه حکومت دینی در نگاه اهل سنت بر نظام خلافت و عدم نصب الهی و عدم اشتراط عصمت در امام مبتنی است و خلافت به ‌وسیله بیعت اهل حل و عقد، استخلاف و غلبه قهری منعقد می‌گردد. اما نظام سیاسی در پایگاه فکری شیعه بر نظریه امامت، نصب الهی، عصمت امام و استناد به‌نصوص دین استوار است.

امام خمینی) و مودودی اصول و مبانی مشترکی ارائه کرده‌اند که زمینه ساز طرح الگوی مشابه از حکومت دینی در این دو اندیشه شده است.

ارزشمندی کتاب

همان‌طوری که از مطالعه کتاب بخوبی برمی‌آید، تلاش وافر و سعی موشکافانه نویسنده محترم در تدوین اثر ذی‌قیمت خود، کاملاً آشکار بوده و خواندن آن افق نوینی را فراروی خواننده باز کرده موجب افزایش اندوخته و مطالعات علمی در حوزه معارف اسلامی می‌گردد. کتاب از چاپ زیبا و کیفیت خوب بهره‌مند است، با کاغذ عالی و قطع مناسب به‌زیور طبع آراسته گشته و با قیمت اندک در اختیار اهل علم قرار گرفته است. جا دارد که از اهتمام معاونت پژوهش مرکز جهانی علوم اسلامی نیز تشکر شود که با همکاری خود موجبات رشد، تکامل و توسعه اندیشه طلاب جوان را فراهم می‌سازند و بسیار دلسوزانه در این مسیر گام بر می‌دارند.

1- اشکال ساختاری

الف. در تدوین کتاب یا ویرایش آن از اصول پژوهش و روشمندی علمی تحقیق کمتر استفاده شده، مخصوصاً در تنظیم سر فصل‌ها که باید یک اثر این چنینی شامل بخش، فصل، گفتار و به ‌کارگیری حروف، اعداد و ارقام ریاضی باشد تا در فهم مطالب کمک کند و دسته بندی زیبایی ارائه شود و خواننده در تشخیص بخش‌ها و زیر شاخه‌ها با مشکلات کمتری مواجه باشد.

ب. روش کنونی در تنظیم پاورقی این است که مرجع برای اولین بار باید به‌طور کامل معرفی شود و در ارجاعات بعدی به‌ذکر نام نویسنده یا کتاب و صفحة آن بسنده گردد، در حالی که این مقررات شکلی نیز از دید نویسنده به دور مانده فقط به‌ذکر شناسنامه کتب در منابع اکتفا شده است.

2- ناتوانی‌های محتوایی

اول: در بخش‌های از کتاب اشکال محتوایی خود نمایی می‌کند، قبل از این که راه حلی فراروی خواننده بگذارد، موجب ایجاد ابهامات می‌گردد. به‌عنوان نمونه در بیان مفهوم حکومت دینی نویسنده حکومت دینی را به‌معنای حکومت بر اساس دین مقدس اسلام فرض کرده و آن را مسلم دانسته آنگاه به طور مستقیم سراغ بیان ویژگی‌ها رفته و خصوصیات آن را بر شمرده است. در حالی که اگر منظور از حکومت دینی «حکومت بر اساس دین مقدس اسلام» باشد نویسنده باید اول اقدام به‌رفع ابهام می‌کرد. چون حکومت دینی یک مفهومی وسیع دارد و به‌تنهایی، نه تنها تداعی کننده حکومت اسلامی نیست بلکه حتی حکومت بر اساس سایر ادیان را هم نمی‌شود بدون بیان شفاف و ارائه قرینه از آن فهمید. و در هر حوزه دینی ممکن است بر اساس اوضاع و شرایط معنای متناسب با اوضاع حاکم را از آن فهمید.

البته این نقص از اصل مصدر ارائه شده ناشی می‌گردد، به‌دلیل این که در مصادر معرفی شده هم این ابهامات وجود دارد. اما انتظاراتی که از یک تحقیق موفق می‌رود این است که ژرف نگر باشد و بایک کنکاش معقول به‌طرح موضوع بپردازد.

دوم: مشکل دیگر اثر در نقل قول و کپی برداری از مصادر است. در بعض موارد متن‌های بزرگ و طولانی به‌عنوان شاهد مثال در متن گنجانده شده که اگر آن تکه‌ها را از اصل کتاب برداریم چیزی برای نوشته باقی نمی‌ماند. اگر این متن‌ها مورد ارزیابی و تحلیل قرار می‌گرفت فرازهایی از آن جهت اتقان استدلال کافی بود و دیگر نیازی به‌نقل قسمت‌های به‌این بزرگی وجود نداشت.

سوم: نویسنده در طرح دیدگاه‌های خود، ارائه نظریه مستقل، نقد، تحلیل و ارزشیابی مطالب تدوین شده ناتوان به‌نظر می‌رسد. حتی هیچ طرح نظریه‌ای جدید و انتقادی نسبت به‌موضوعات مطرح شده دیده نمی‌شود. در حال که در بخش مقایسه بین دو نظریه حضرت امام و ابوالاعلی مودودی می‌شد درباره نقاط قوت، برجستگی، درخشندگی، و برتری یکی از دو دیدگاه موشکافی کرد و حتی نسبت به‌یکی از آن‌ها نقادی نمود.

باتوجه به‌این که توفیق یک نوشته خوب در مهارت‌ها و شگردهایی است که از نوک قلم جاری شده و موجب شگفتی می‌گردد. امروز صرف نقل و تأیید دیدگاه اندیشمندان موجب خلاقیت نیست.[2]

 

منبع: مجله فقه پژوهان حوزه


[1] - دانش‌پژوه کارشناسی ارشد مرکز جهانی.

[2] - ر. ك. فقه پژوهان، پيش شماره دوم -  http://www.hawzah.net/Hawzah/Magazines/MagArt.aspx?MagazineNumberID=5982&id=61867